تبلیغات

کتاب روز


«احمد بیرانوند/نشر وزگار»


چاپ دوم کتاب شرح حاشیه با ویراست جدید در بازار نشر «شرح حاشیه» که از نقطه نظری جدیدتر، می توان آن را شرح مهم ترین جریان های شعری معاصر بعد از نیما تلقی کرد، کتابی است در خور تامل و تعمق، اثر شاعر و محقق جوان،احمد بیرانوند. اگر چه کتاب از دید مولف در ساختاری متشکل از شش فصل ارائه شده است(بررسی انواع نقد بعد از نیما،بررسی شعر نیما،شعر هوشنگ ایرانی، شعر موج نو ، شعر حجم وشعر گفتار)، اما به طور کلی می توان آن را پژوهشی موفق در سه حیطه ی نقد نظریه ها، اشعار و بیان و تحلیل مورد توجه قرار داد. بررسی مباحث نقد و تمرکز در سیر حرکت و پویایی آن در قلمرو ادبیات پسانیمایی بخشی از کتاب است که نشانگر توجه و تدقیق مولف در باب اصول و انواع نقد این دوره است که لازم و بایسته و به جا می نماید. بخش دوم بررسی اصلی ترین نظریه ها، مانیفست ها و تا حدودی نگرش های جریان های شعری اخیر و نظریات مختلف در باب آن هاست. در این بخش نیز مولف سعی کرده است بر اساس بیانیه ها نقل قول ها ی مستقیم و غیر مستقیم، مصاحبه ها و به طور کلی داده های مستقیم نظریه پردازی های هر جریان، به درک مستقیم و بلا واسطه ای دست یابد و تا حد امکان آن را دست نخورده و مونتاژ نشده ، به خواننده معرفی کند تا در نهایت بتواند در بخش سوم به بررسی تحلیل و نقد اشعار برجسته ی نمایندگان هر جریان شعری بپردازد.
آرشیو معرفی کتاب

آوانگارد ِ شاعر / آشور آزاد

آوانگارد ِ شاعر /  آشور آزاد

 

اینکه انسانها شبیه هم هستند ، تجربیات ِ یکسانی را پشت سر میگذارند و ادراک ِ مشابهی از جهان دارند آنقدرها پیچیده نیست . دیرزمانی مدرنیسم رسالت ِ یکسان سازی ِ دید و درک را به عهده گرفت و انسان در توهم ِ شناخت و انتخاب به مصرف گرایی خو کرد .

اما مغلطه ای غمبار و غم انگیز است که انسان ِ مدرن ، گفتگوی خود با خویشتن را نیز در کلیشه های بیانی بارگذاری کرده و انتشار میدهد .

چگونه میشود که اغلب ِ شاعران ِ این روزها ، همگی در مونوتنِ لحنی رومانتیک ، شعر را در ملال های خویش لنگر انداخته اند . اغلب رفتاری سطحی و دم دستی با زبان دارند . شعرها از زبان ِ روزمره پا فراتر نمیگذارند و تنها وجه ادبیشان ، اطوارهای بیانی ِسنتی در اعاده ی الفاظ است . چگونه میشود که اینروزها شاعر ، آنچه به ذهنش میزند را با زبان و بیان ِ خودیت ِ خود ابراز نمیکند . گویی ” شاعری ” ، کاراکتر ِ اندوه است در نمایشی خشک و قاطع که برای تصاحبش هر انسان معمولی به شرط ِ ژست و حفظ ِ مو به موی ِ لحن ِ آه ، واجدِ احتفال میشود .

چرا کمتر  شاعری ست که جسارت ِ ” خود بودن ”  را داشته باشد . چرا شاعران ِ این روزها تا وقتی شعر نگفته اند هر کدام شخصیت و واقعیتی متفاوت و هیجان انگیزند اما به محض ِ پوشیدن ِ عبای شاعری ، همگی لحنی یکسان و بیانی روزمره و زبانی کلیشه ای می یابند . شاید تنها معدودی همچون باباچاهی و رویایی را بتوان سراغ گرفت که هر کدام ماجراجویی ِ خاص ِ خود را پیگیر است . پس از جوانها چه خبر ؟

چه چیز جوانان ِ شاعر را چنین بی خواست و محافظه کار کرده است ؟ ناشران ؟ مخاطبان ؟

چرا از شاعران ِ جوان ، گوشه ی دنج ِ یاءس و کلیشه های مودب ِ درد دل نویسی ، اینگونه دل برده است ؟ آیا انتظار سلحشوری ، جنگاوری و سر باز زدن از تمام ِ بایدهای ِ پلاسیده ؛ انتظاری نا به جاست ؟

قضاوت ِ خوب و بود و درست و نادرست ِ طغیان و تجربه ، با تاریخ است و گذر زمان …

شاعر را با این ها چه کار ؟

باید نو بود حتا اگر بیهوده ، حتا اگر نا به جا ، کفر آمیز

تاریخ ، توان ِ آن را دارد که هر نا به جایی را در گذر ِ زمان ، تراش داده و الماس اش کند . رسالت ِ شاعر این نیست که از ترس و اضطرابهایش ، روزمرگی کِشت کند . رسالت او قضاوت نیست ، سلحشوری ست . قد کشیدن ، عبور و بر نتافتن ِ هنجارهاست . او باید که زبانزد ِ رهایی باشد .

شاعر ِ آوانگارد ، نه

شاعر ، باید که آوانگارد باشد . شاعری که آوانگارد نباشد شاعر نیست ، بلندگوی ِ واگویه هایِ همه بودگی ست  .

شاعر باید که مخاطب را ، جهان را به زحمت بیاندازد . او برای آرامش و امنیت نیامده است.

او آمده تا خواب ِسکون و سوغان و مصلحت را بر آشوبد .  

 

برچسب ها

مطالب مشابه...

0 افکار در “آوانگارد ِ شاعر / آشور آزاد”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

تبلیغات

بایگانی

تبلیغات