تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

بزرگراه مسدود است/ رُزا جمالی

 عنوان: بزرگراه مسدوداست

شاعر: رُزاجمالی

مدیرامورهنری: رضاحیرانی

صفحه آرا: محمدقائمی

ناشر: بوتیمار

نوبت چاپ: اول ۱۳۹۲

تیراژ۱۰۰۰:نسخه

 

دو شعر از این مجموعه:

به تنگی آویخته می مانم

 

به تنگی آویخته می مانم

آب از سر مجاری نمی شود

طبیعیست کم کم کرخت شوم

گوش ماهیِ کله شق

این آسمانِ لاف مثل لنگری سنگین افتاده روی پاهام

این آسمان گیج!

ماه راجرم گیری کرده اند

سایه ایست که دنبالم می آید

وتو پا برهنه توی خوابم دویده ای

خب

کیف می کنی؟

یک رگم ازین زمین جدا نیست که لک بزنم!

به تنگی آویخته می مانم

دلخوش آسمانی که روزی نهنگی بزرگ بلعیدش

و وقتی که دیگر خیلی دیر شده بود تو در خلیج برایم دست تکان دادی

به تنگی آویخته می مانم

وساده است:

من باختم

IMG14333759[1].

برچسب ها

مطالب مشابه...

يك ديدگاه “بزرگراه مسدود است/ رُزا جمالی”

  1. اورسجی گفت:

    دیشب خدا را نقاشی می کردم
    آسمان را روشن تر از آب
    .
    .
    .
    سبز بود سبز
    سفید
    بی رنگ مثل آب
    اما آبی نبود
    .
    .
    .
    امشب .
    نمی خواهم
    دیوارهای بلند
    شمع های خاموش
    خاموشی را با چراغ نقاشی کنم
    .
    .
    افسوس ها را رنگ نمی زنم
    نمی زنم
    .
    فردا رنگ افسوس هایم پژمرده شوند
    .
    .
    تورا نقاشی می کردم
    توار …

    سلام
    خانم جمالی
    گرگان خدمت شما بودم دانشگاه کشاورزی هرچند می توانست بهتر برگزار شود
    اینجا از شما خواندم و بسیار زیبا
    همیشه خوش باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات