تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

دو شعر از اسرار حامد مقتدر/ شعر افغانستان

دو شعر از اسرار حامد مقتدر/ شعر افغانستان

اپیزود هفت

 

خسته‌ام

لو می‌روم لای لالی

در لیلامی*

لیلا منم

که سقت”ط” می‌کند دردهایش را

در دیگ بخار

و آخ پهن شده‌یی روی چند تا لزت”ذ”

در سمفونی

که شب پیش، چند تا جنازه بودم

و جرم‌هاشان متفاوت

فاحشه‌ام که مُرده است، گریه می‌کند، از می‌آورد هایش

و زن دوم آخرین کتک را حمل کرده

از شوهر عسبانی “ص”

زیر سبحانه”ص”

سه

چهار

پنج

هنوز پرونده‌هاشان لال اند

من هم، لال خواهم شد.

 



۱۳ و ۳


و هنوز تو رشد می‌کنی / با جنین یک زایمان / و بزرگ‌تر لگد می‌زنی
ساعت سه دقیقه مانده به نمی‌دانم سیزدهی‌ست که جل‌ات را از گِل درآورد / و تو هنوز نمرده باشی
آن‌طرف اتاق جوره‌ی داری که صدایش را در باد از دست داده / و خنده‌هایش را جمع کرده‌ برای کلماتی که باید گریه کند /

می‌خندد
تو از زمان مخروج می‌شوی / در تاریک‌خانه‌ی که سر از در بلند کنی تا دیوار / و زایمانی را در دستت فشار دهی / که زاییدن مرگی شده باشد
با خنده‌‌های مخوف
با دندان‌های که از عقلانیش شروع می‌شود
و می‌خندی
و می‌خندی
ومی‌خندی را چند مرتبه بزرگ می‌شوی / که از پشتت در نیاید این دمی که قرار است از من در بیاوری /
من با تو در سردخانه‌ی آن طرف شهر پشت‌‌گوش زندگی را خواهم دید / و تو مرگی را در سر داری که از نطفه‌ات شبیه‌سازی شده باشد / و تزریقی که کرده‌ی معتادیت را نمی‌سازد /

تو بلند بلند گریه‌خواهی کرد
و هیچ‌کس وحشی نیست
پدر گفته‌ات محمد
سرش را روزی به زمین خواهد زد
از اشتباهی که قرن، قرن در ادامه خوابِ طویل می‌بیند

 

 

مطالب مشابه...

يك ديدگاه “دو شعر از اسرار حامد مقتدر/ شعر افغانستان”

  1. سید سرله حسینی گفت:

    خواندنی بود ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات