تبلیغات

کتاب روز


«احمد بیرانوند/نشر وزگار»


چاپ دوم کتاب شرح حاشیه با ویراست جدید در بازار نشر «شرح حاشیه» که از نقطه نظری جدیدتر، می توان آن را شرح مهم ترین جریان های شعری معاصر بعد از نیما تلقی کرد، کتابی است در خور تامل و تعمق، اثر شاعر و محقق جوان،احمد بیرانوند. اگر چه کتاب از دید مولف در ساختاری متشکل از شش فصل ارائه شده است(بررسی انواع نقد بعد از نیما،بررسی شعر نیما،شعر هوشنگ ایرانی، شعر موج نو ، شعر حجم وشعر گفتار)، اما به طور کلی می توان آن را پژوهشی موفق در سه حیطه ی نقد نظریه ها، اشعار و بیان و تحلیل مورد توجه قرار داد. بررسی مباحث نقد و تمرکز در سیر حرکت و پویایی آن در قلمرو ادبیات پسانیمایی بخشی از کتاب است که نشانگر توجه و تدقیق مولف در باب اصول و انواع نقد این دوره است که لازم و بایسته و به جا می نماید. بخش دوم بررسی اصلی ترین نظریه ها، مانیفست ها و تا حدودی نگرش های جریان های شعری اخیر و نظریات مختلف در باب آن هاست. در این بخش نیز مولف سعی کرده است بر اساس بیانیه ها نقل قول ها ی مستقیم و غیر مستقیم، مصاحبه ها و به طور کلی داده های مستقیم نظریه پردازی های هر جریان، به درک مستقیم و بلا واسطه ای دست یابد و تا حد امکان آن را دست نخورده و مونتاژ نشده ، به خواننده معرفی کند تا در نهایت بتواند در بخش سوم به بررسی تحلیل و نقد اشعار برجسته ی نمایندگان هر جریان شعری بپردازد.
آرشیو معرفی کتاب

دو شعر از اسرار حامد مقتدر/ شعر افغانستان

دو شعر از اسرار حامد مقتدر/ شعر افغانستان

اپیزود هفت

 

خسته‌ام

لو می‌روم لای لالی

در لیلامی*

لیلا منم

که سقت”ط” می‌کند دردهایش را

در دیگ بخار

و آخ پهن شده‌یی روی چند تا لزت”ذ”

در سمفونی

که شب پیش، چند تا جنازه بودم

و جرم‌هاشان متفاوت

فاحشه‌ام که مُرده است، گریه می‌کند، از می‌آورد هایش

و زن دوم آخرین کتک را حمل کرده

از شوهر عسبانی “ص”

زیر سبحانه”ص”

سه

چهار

پنج

هنوز پرونده‌هاشان لال اند

من هم، لال خواهم شد.

 



۱۳ و ۳


و هنوز تو رشد می‌کنی / با جنین یک زایمان / و بزرگ‌تر لگد می‌زنی
ساعت سه دقیقه مانده به نمی‌دانم سیزدهی‌ست که جل‌ات را از گِل درآورد / و تو هنوز نمرده باشی
آن‌طرف اتاق جوره‌ی داری که صدایش را در باد از دست داده / و خنده‌هایش را جمع کرده‌ برای کلماتی که باید گریه کند /

می‌خندد
تو از زمان مخروج می‌شوی / در تاریک‌خانه‌ی که سر از در بلند کنی تا دیوار / و زایمانی را در دستت فشار دهی / که زاییدن مرگی شده باشد
با خنده‌‌های مخوف
با دندان‌های که از عقلانیش شروع می‌شود
و می‌خندی
و می‌خندی
ومی‌خندی را چند مرتبه بزرگ می‌شوی / که از پشتت در نیاید این دمی که قرار است از من در بیاوری /
من با تو در سردخانه‌ی آن طرف شهر پشت‌‌گوش زندگی را خواهم دید / و تو مرگی را در سر داری که از نطفه‌ات شبیه‌سازی شده باشد / و تزریقی که کرده‌ی معتادیت را نمی‌سازد /

تو بلند بلند گریه‌خواهی کرد
و هیچ‌کس وحشی نیست
پدر گفته‌ات محمد
سرش را روزی به زمین خواهد زد
از اشتباهی که قرن، قرن در ادامه خوابِ طویل می‌بیند

 

 

مطالب مشابه...

يك ديدگاه “دو شعر از اسرار حامد مقتدر/ شعر افغانستان”

  1. سید سرله حسینی گفت:

    خواندنی بود ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

تبلیغات

بایگانی

تبلیغات