Warning: ksort() expects parameter 1 to be array, object given in /home1/avangard/public_html/wp-content/plugins/bbpress/includes/core/template-functions.php on line 316
دو شعر از حمیده میرزایی | سایت ادبیات پیشرو ایران آوان گاردها

تبلیغات

کتاب روز


«احمد بیرانوند/نشر وزگار»


چاپ دوم کتاب شرح حاشیه با ویراست جدید در بازار نشر «شرح حاشیه» که از نقطه نظری جدیدتر، می توان آن را شرح مهم ترین جریان های شعری معاصر بعد از نیما تلقی کرد، کتابی است در خور تامل و تعمق، اثر شاعر و محقق جوان،احمد بیرانوند. اگر چه کتاب از دید مولف در ساختاری متشکل از شش فصل ارائه شده است(بررسی انواع نقد بعد از نیما،بررسی شعر نیما،شعر هوشنگ ایرانی، شعر موج نو ، شعر حجم وشعر گفتار)، اما به طور کلی می توان آن را پژوهشی موفق در سه حیطه ی نقد نظریه ها، اشعار و بیان و تحلیل مورد توجه قرار داد. بررسی مباحث نقد و تمرکز در سیر حرکت و پویایی آن در قلمرو ادبیات پسانیمایی بخشی از کتاب است که نشانگر توجه و تدقیق مولف در باب اصول و انواع نقد این دوره است که لازم و بایسته و به جا می نماید. بخش دوم بررسی اصلی ترین نظریه ها، مانیفست ها و تا حدودی نگرش های جریان های شعری اخیر و نظریات مختلف در باب آن هاست. در این بخش نیز مولف سعی کرده است بر اساس بیانیه ها نقل قول ها ی مستقیم و غیر مستقیم، مصاحبه ها و به طور کلی داده های مستقیم نظریه پردازی های هر جریان، به درک مستقیم و بلا واسطه ای دست یابد و تا حد امکان آن را دست نخورده و مونتاژ نشده ، به خواننده معرفی کند تا در نهایت بتواند در بخش سوم به بررسی تحلیل و نقد اشعار برجسته ی نمایندگان هر جریان شعری بپردازد.
آرشیو معرفی کتاب

دو شعر از حمیده میرزایی

دو شعر از حمیده میرزایی
شعر اول

عصر عصر سرمایه داری است
باید برای استخدام خودم رزومه ای بنویسم:
من یک فردم
و بیش از هر شناسنامه ای که برایم نوشته اند، زیسته ام
ذهنم تقویم هزاره هاست
روزشمار قرن هایی که هم گونه هایم رقم زدند
تا من وارث تاریخی باشم مقروض تر از مسافت جیب هایم!
من بیش از جهان می اندیشم
و کمتر از هر جاندار تک سلولی حیات را می فهمم!
می دانم به کارتان نمی آیم!
چون از تسلیم بوئی نبرده ام
و می دانم به مدیریتم خواهید خندید
چراکه تنها فرمان برندگانم واژه ها هستند!
و می دانم مرا نخواهید دید
چراکه
هرگاه به جمعی می پیوندم
کمرنگ می شوم
عصر عصر استخدام است و من حتی پیش از آنکه پی کاری باشم
اخراج می شوم!

 

شعر دوم

 

مشکلاتم
پشت درهای بسته ضیافتی موهوم
ممنوع می ماسند
ضیافت گربه ها در کنار کیسه های زباله تکمیل می شود
سلام آقای مدیر عامل
من روابطم را با تمام جهان رد کرده ام
ببینید!
لبخند می زنم و تلخ درو می شوم تا سر برج
زودتر از هرچه حقوق است
بی تاریخ
بی شماره
بی پیوست
اخراج می شوم
ما را چه به امنیت سقف ها
هیچ جا مثل خیابان
پرسه هایم را به دیده منت نمی نهد
انگشتانم را در جوی آب می پاشم
و یک سال بعد
شاید یک ماه پس از گریه
یا فردایی پس از فریاد
چه کنم هایم را به مسافران اتوبوس بفروشم
پیتزا نمی خورم
از سیب زمینی بدحالم
دلم
حقارت ژامبون ها را دوام نمی آورد
اینجا را لطفا سرفه کنید
تنها
نخی از سیگارم به صرفه است

برچسب ها

مطالب مشابه...

يك ديدگاه “دو شعر از حمیده میرزایی”

  1. صابر وایقان گفت:

    عالی بود:چرا که تنها فرمان برندگانم واژه ها هستند…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

تبلیغات

بایگانی

تبلیغات