تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

دو شعر از ریحان یوسف تمنا (افغانستان)

 دو شعر از ریحان یوسف تمنا (افغانستان)

واگویه های یک مونث ۳

دکمه لباسش را باز می کند
تنش بوی ماندگی می دهد
سایه را با کبودی زیر چشمش هاشور می زند
شور می زند
رژلب نارنجی
فنجان قهوه خالی
و لبخندی که تمام صورتش را فراگرفته
زیر بیست و چند سالگی اش دراز می کشد

مذکرِغمگین
عاشقانه هایش مسموم می شود
در این روزهای چندش آور
آخر شب است
دهانش طعم گس یک خواب می دهد
دود سیگار را می بلعد
حرفهای مونث در گوشش تکان می خورد
اوهوم

بیزار است از تخت دو نفره
پتوی دو نفره
وقتی مذکری نیست

چروک پیراهنی که نیست رامم می کند
کم میارم میان نفسهایت
می شود سقوط کنی در من؟
آغوش تو انقلابی دیگراست

مذکر درونش گره می خورد
سیگار را بالا می اندازد
با تمام نرینگی اش تو را در آغوش می گیرد
وقتی خدایش مدام در خواب است
و زندگی متاهلی ست که جریان دارد

واگویه های یک مونث ۲

کابل…مزار…هرات
چه فرقی می کند وقتی عاشقانه آرامی نیست
مونث این روزها را دوست دارد
درون جیب هایش جا می دهد
پر از سکوت می شود
طول اتاق را گز می کند
و خودش را به سمفونی اتاق گره می زند

تق تق تق
مذکر پاهایش را مردانه روی زمین می گذارد
هوای این روزهایش زنانه است
با طعم شکلات تلخ
گاهی دلش می گیرد
از فردایی که نیست

مونث موهایش را باز می کند
قرص ضد حاملگی می خورد
پر از سکوت می شود
وقنی در بوس های مذکر رقم می خورد

مذکر خیره می شود در انحنای گردنش
لذت می برد
گیج گیج می شود
دستهایش را حلقه می کند
حالا نوبت عاشقی است؟

مونث حوا هست و تو…
تو می روی درتنش
نفسش بند می آید
و شیارهایی که منفجر می شوند

مذکر سردش است
بوسه ها و کلمات در دهانش خیس می خورد
پک می زند به سیگارش
و مونث را وارد حلقه های دود می کند
درتختی دو نفره

 

برچسب ها

مطالب مشابه...

2 افکار در “دو شعر از ریحان یوسف تمنا (افغانستان)”

  1. میعاد دهقانی گفت:

    استفاده ی بیش از حد و بی مورد از افعال و به ویژه در پایان جملات، اثر به ورطه ی از هم گسیختگی کشانده و زبان و فرم به طرز غمناکی ذبح شده است. هر از گاهی شاعر محترم به سمت خلق فضاها و تصویرهای بدیع گام برداشته که متاسفانه چندان موفقیتی کسب نکرده است. بار عاطفی این اثر نسبت به سایر ویژگی هایش برتر است ولی این نیز در زیر بار نامناسب و مشوش آنها تا حدی قد خم کرده است.

  2. سید سرله حسینی گفت:

    کارخوبی بود اما من نیز بانظردوستمون جناب دهقانی موافقم ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات