تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

دو شعر از زهرا معتمدی (غزل پست مدرن)

زهرا معتمدی

۱۳۶۰

وکیل پایه یک دادگستری

آثار:

این اسمش زندگیست (۱۳۸۶)

 شعر اول:

میان خواب منی هی از این به آن دنده

چقدر مانده به پایان؟ به ساعت چند ِ…

به سمت آخر هستی برو! برو!… می‌رفت!

قطار مسخره‌ی من بدون راننده

تو خوب و خوب‌تری از هر آنچه دارم من!

بگو که مال منی بین گریــه و خنده

میان هق هق تقویم کهنه می‌پوسد

دو دست خسته‌ی غمگین آرزومند ِ…

پیاز پوست بکن بعد گریه کن راحت

و قطره قطره بچک هی از آنور ِ رنده

به چشم‌های تو هی فکر می‌کنم… هی… هی

چقدر دور شدم از تو مرد بازنده!

زمین غمزده! تو نیستی و من تنها

چه سوگوارم از امروز ای خداوند ِ…

چه ژست‌های کثیفی که زندگی دارد

آهااای عکس بگیرید لطفا ً از بنده

سکوت… پوچی بینندگان این بازی

سکوت… مردم خوشبخت ِ خوب ِ خرسند ِ…!!

 شعر دوم:

از خواب های مسخره ام می رسم به او

از اینهمه صدا که درون سرم فرو…

فریاد سعی کن که بفهمی…که بیشتر

جیغ دو تا دهان شدیدآ بلند گو

هی روبروی آینه بنشین و گریه کن

هی روبروی…حرف بزن!از خودت بگو!

از پشت گریه ی تلفن بوق بوق بوق

هی شعر خط خطی وسط جزوه ی حقوق

تصویر خاطرات قدیمی درون من

یک مرد حل شده وسط خیس خون من

از های های گریه ی این خواب ها ترم

دود هزار پاکت سیگار در سرم

با بوی ادکلن که اتاق من و تو را…

بوی زنی غریبه که خوابیده بین ما

با هرزگی جای دو لب روی استکان

هی دورو دورتر شده از هم جهانمان

لطفآ به دست های زنی مرده فکر کن

لطفآ به من، به من که زمین خورده فکر کن!

یک بستنی آب شده میز چوبی ات

از خاطرات دورتری رفته خوبی ات

تردیدهای مسخره یا قابل قبول

عکس دو مرد پشت به هم توی کیف پول

تو انتخاب یک هیجان دوباره ای

چسباندن دوباره ی یک عکس پاره ای

تکرار…یک شماره ی از یاد رفته را…

یک مرد پای یک تلفن کل هفته را…

از پشت گریه ی تلفن…

بوق بوق بوق……………………..

مطالب مشابه...

10 افکار در “دو شعر از زهرا معتمدی (غزل پست مدرن)”

  1. پارادوکس گفت:

    شعرهای بسیار زیبایی بودند
    درود بر شما….

  2. بگو که مال منی بین گریــه و خنده…

  3. فرهاد گفت:

    زهرا جان……
    .
    .
    .
    تو خوب و خوبتری از هر آنچه دارم من!

  4. abtinarad گفت:

    دود هزار پاکت سیگار در سرم عالی

  5. حسین گفت:

    با سلام و آرزوی توفیق و سلامتی برای شما سرکارخانم وکیل شعرهای شما همیشه زیباست چه شعرهای دیروزتان در نشریه ی پیام عاشقان و چه …! مثلا این شعرتان :
    بابا توی نقاشیام عکس نگاتو کشیدم
    قرارگذاشتم که بیام سر قرارم رسیدم …
    راستی پارسال قسمت شد برسر مزار شهید معتمدی رفتم جایتان خالی بود ولی…؟!

  6. پارسا گفت:

    جالب بودموفق باشید

  7. سلام بانوی خوش طبع و خوش ذوق
    کارتون حرف نداشت
    آفرین

  8. گران ترازقلم ات یافت نمیشود..تانثارت کنم!.

    بسیار..سپاس…

    بسیار..درود…

    زنده باد و شاد زی!

  9. زهره معتمدی گفت:

    زهرا جان خیلی زیبا بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات