تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

شعری از فاطمه اختصاری

فاطمه اختصاری

متولد ۱۳۶۵/کاشمر (خراسان)

فوق لیسانس مامایی

چاپ مجموعه ی شعر «یک بحث فمینیستی قبل از پختن سیب زمینی ها» سال ۱۳۸۹ سردبیری نشریه ی «همین فردا بود» به مدت دو سال

مسول انتخاب آثار مجموعه ی برگزیده ی غزل پست مدرن: «گریه روی شانه ی تخم مرغ» در سال ۱۳۸۶

مسئول بخش شعر در سایت هایی نظیر «لیچار» ، «عقربه»، «همین فردا بود»، «غزل پست مدرن» و …

همکاری در آلبوم «هیچ هیچ هیچ» با شاهین نجفی به عنوان ترانه سرا

شعر اول:

– «اوّل سوال کن!»    : «چه کسی؟»    – «شخصیت نداشت!»

: «کِی یا کجا؟»   – «مکان و زمانش جهت نداشت!

حالا بدون اینکه بپرسی نگاه کن!»

: «به چی؟»   – «به اینکه زندگی از بعد خالی است

مرز وجود داشتنت لیزتر شده!»

: «امکان ندارد این دیالوگ ها خیالی است!

من دائما وجود… وجو… داشـ… ـتم… ـته ام…»

– «ثابت ترین نقاط تو از تو فراری اند!»

: «حس می کنم که…»    – «بی حرکت باش! جُم نخور!

گیرنده های حسّ تو در بی قراری اند!»

: «باید چه کار کرد در این بی خودی شدن؟!»

– «تنها برای تو کلمه مانده و صدا

و انتخاب حرف برای ادا شدن»

: «رو به کدام سمت بپرسم چرااااا؟»

خدا

تنها حروف را سر هم می گذاشت تا

چیز نویی بسازد و آن را صدا کند

از هیچ چیز نسبی و از بی مخاطبی

مرز وجود داشتنش را جدا کند

و بعد شعر گفت که هم وزن داشت و

هم حسّ بی قراری او را فرو نشاند

با بیت بیت «آدم» و «غم» آفریده شد

و با صدای زنده تری شعر و شعر خواند

 

مطالب مشابه...

15 افکار در “شعری از فاطمه اختصاری”

  1. نیلوفر گفت:

    شعر دوم خیلی خوب بود
    تشکر

  2. فاطمه عزیزم .. قلمت را دوست دارم ..

  3. سلام فاطمه جان
    خییییییییییلی عالی بود
    لذت بردم

  4. عالی عزیزم
    هی هر بار کی میخ ونمش بیشتر دوستش دارم
    و هی یاد لازانیا و دو تا مبل رو به روی هم می افتم
    دلم هم برات تنگ تر می شه

  5. نهفتـ گفت:

    صدای زنده تر فاطمه … بانوی غزل …

  6. dena گفت:

    خیلی عالی بود
    مثل همیشه

  7. Persian گفت:

    شعر اول، یک سوال و جواب شخصی‌ فلسفی‌ و هنوز وفادار به اصول خود ساخته نظام شعری، در عین حال درکی عمیق از آنها موج میزند…..انگار تشویش سؤال کننده، با هر جواب اطمینان بخش پاسخدهنده، کلاف سر در گم میشود که خیلی‌ خوب هست، ولی‌ مرکز ثقل همه چی‌ واژه هست….و اصلا من نمی‌فهمم چی‌ میگم ولی‌ مهم نیست…شعر دوم کووو؟

  8. سالار عزیزپور گفت:

    جالب و با نگاه امروز آراسته است

  9. محمد علی گفت:

    پایان بندی شعر اول خوب بود
    و
    شعر دوم هم
    ———————————–
    مرز وجود داشتنش را جدا کند…
    عالی
    ممنون

  10. ثابت ترین نقاط تو از تو فراری اند!

  11. م کیوان گفت:

    بااحترام؛ مفاهیم خواندنی اند.
    متاسفانه هیچ گونه ریتم و روانی متن محسوس نیست(بی حد!)
    م کیوان

  12. میلادپروانه گفت:

    عالییییییی  ممنون خانم اختصاریِ عزیز

  13. کامبیز گفت:

    واقعا فضای شعری قابل ستایشی دارد دوس دارم شعراهای بیشتری از این بانوی ارزشمند این مرزوبوم را بشنوم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات