Warning: ksort() expects parameter 1 to be array, object given in /home1/avangard/public_html/wp-content/plugins/bbpress/includes/core/template-functions.php on line 316
دو شعر از فرناندو پسوا/ ابوذر کردی (قسمت پایانی) | سایت ادبیات پیشرو ایران آوان گاردها

تبلیغات

کتاب روز


«احمد بیرانوند/نشر وزگار»


چاپ دوم کتاب شرح حاشیه با ویراست جدید در بازار نشر «شرح حاشیه» که از نقطه نظری جدیدتر، می توان آن را شرح مهم ترین جریان های شعری معاصر بعد از نیما تلقی کرد، کتابی است در خور تامل و تعمق، اثر شاعر و محقق جوان،احمد بیرانوند. اگر چه کتاب از دید مولف در ساختاری متشکل از شش فصل ارائه شده است(بررسی انواع نقد بعد از نیما،بررسی شعر نیما،شعر هوشنگ ایرانی، شعر موج نو ، شعر حجم وشعر گفتار)، اما به طور کلی می توان آن را پژوهشی موفق در سه حیطه ی نقد نظریه ها، اشعار و بیان و تحلیل مورد توجه قرار داد. بررسی مباحث نقد و تمرکز در سیر حرکت و پویایی آن در قلمرو ادبیات پسانیمایی بخشی از کتاب است که نشانگر توجه و تدقیق مولف در باب اصول و انواع نقد این دوره است که لازم و بایسته و به جا می نماید. بخش دوم بررسی اصلی ترین نظریه ها، مانیفست ها و تا حدودی نگرش های جریان های شعری اخیر و نظریات مختلف در باب آن هاست. در این بخش نیز مولف سعی کرده است بر اساس بیانیه ها نقل قول ها ی مستقیم و غیر مستقیم، مصاحبه ها و به طور کلی داده های مستقیم نظریه پردازی های هر جریان، به درک مستقیم و بلا واسطه ای دست یابد و تا حد امکان آن را دست نخورده و مونتاژ نشده ، به خواننده معرفی کند تا در نهایت بتواند در بخش سوم به بررسی تحلیل و نقد اشعار برجسته ی نمایندگان هر جریان شعری بپردازد.
آرشیو معرفی کتاب

دو شعر از فرناندو پسوا/ ابوذر کردی (قسمت پایانی)

دو شعر از فرناندو پسوا/ ابوذر کردی (قسمت پایانی)

VIRIATO

Se a alma que sente e faz conhece

Só porque lembra o que esqueceu ,

Vivemos , raça , porque houvesse

Memória em nós do instinto teu .

 

Nação porque reincarnaste ,

Povo porque ressuscitou

Ou tu , ou o de que eras a haste –

Assim se Portugal formou .

 

Teu ser é como aquela fria

Luz que precede a madrugada ,

E é já o ir a haver o dia

Na antemanhã , confuso nada .

 

چرخش

روح وقتی احساس می شود و شناخته می گردد

تنها چون به یاد می آورد

آنچه که بر باد رفته است ،

ما از تبار زندگانیم

چون خاطرات مان

در فطرت تو نشسته است .

 

ما دولت شدیم وقتی تو دوباره حلول کردی

و ملت وقتی برانگیخته شدی

تو و آنچه که از تو یک ثقل می ساخت

تا پرتغال به وجود آمد .

 

هستی تو چون برودت آنجاست

چون روشنایی که از سحر سبقت می گیرد ،

و آرام آرام

جای خود را به روز می دهد

صبحگاهی با اشیایی گیج و منگ .

 

 

D. AFONSO HENRIQUES

Pai , foste cavaleiro .

Hoje a vigília é nossa .

Dá-noso exemplo inteiro

E a tua inteira força !

 

Dá , contra a hora em que , errada ,

Novos infiéis vençam ,

A benção como espada ,

A espada como benção !

 

د . آفونسو هنریکز[۱]

پدر

تو سلحشور بودی .

اما اکنون

شب زنده داری ات به ارث رسیده .

که به ما الگوی جامعی داده است

و به تو نیرویی کامل !

 

تا علیه زمانه که پر از اشتباه است

کافران جوان ، پیروز گردند

خیر همچون شمشیر ،

شمشیر همچون خیر !

 



) پادشاه پرتغال و بنیانگذار حکومت سلطنتی به سال ۱۱۴۰ میلادی [۱]

برچسب ها

مطالب مشابه...

2 افکار در “دو شعر از فرناندو پسوا/ ابوذر کردی (قسمت پایانی)”

  1. فتی معطوفی(م کیوان) گفت:

    با احترام- ستایش می کنیم هرجنبش پر زحمت ترجمه را- بخصوص در ادبیات انسانی- م کیوان

  2. باقر یگانه گفت:

    تو شعر اول شاعر از که و چه سخن می گوید؟شعر دوم ترجمه رسا و خوبی داره البته ترجمه شعر اول هم زیباست اما نمی فهمم شاعر از چه و از که حرف می زند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

تبلیغات

بایگانی

تبلیغات