تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

دو شعر از پریا ابراهیم زاده

دو شعر  از پریا ابراهیم زاده

از بهمن های نیامده…

 

باید تاریکی ام را ببینی 

باید آغوشی باشد تا شعر بیدار شود

به من گفتی تو را بخشیده ام به دلتنگی

به روز

گفــــــــــتی بیــــــــــــــداری؛ رویای اتفاق است

مرا نبخش!

پنـــــــــــــــــــــهانم کن

نرو!

فقط بخواب

چشمی که بسته باشد با دلتنـــــگی بهتر کنار می آید

ما از مرگ گذشته ایم ؛ از زندگی گذشتن که آسان تر است!

 

خاطرات باغ

چای سبز را می برم روی ایوانی

 باغــــچه دچار فراموشی نیست .

 نیمه شب که باران بزند

 انــــــگار که درختِ خوشبخت بِه،

تمام شعر های مهربان را ازبَـر باشد

 باغچه  زودتر از گنجشک ها سر وقت ِ خواب می آید.

همیشه اندوه استثنایی دارد

 دارد که می شود برگشت به ایوانی

 دارد که می شود قدر نوشیدن  یک چای؛ زندگی را معطل کرد.

نمی خواهم به کودکی دست بکشم

کودکی جایی در من تمام شــــده که رفتن به آن

  بلیـط ِ برگشت را باطل می کند

اشتیـاقم از اینهـــــــــــــــــمه آجر بهمنی به کودکی نمی رسد.

 به تنهایی نمی رسد

به دلتنگی و به تمام قرص های کسالت آور حتـی …

من از آخر راهی که قرار بود به خوشبختی ختم شود بر می گردم

و دستان من هنــــــوز شاعرند

و می توانند صبح ها

 با اندکی تردید از خواب  های خوب بیدار شوند

 ومی توانند چای سبز سازگارم را

 که در هر ظرفی  جا می گیرد

 و در هر دهانی می ریزد

بردارند

 و بیایند اینجا در باغچه ای که فراموشی ندارد.

 


مطالب مشابه...

9 افکار در “دو شعر از پریا ابراهیم زاده”

  1. سید مصطفی جهانبخت گفت:

    سلام
    از لحاظ شعر بودن، “خاطرات باغ” شعرتر از “از بهمن های نیامده…” بود.
    موفق باشید.

  2. م.ساغشکی گفت:

    وقتی که سکوت تو، مرگ اوست،

    چرا سکوت میکنی؟

    میدانم که میترسی؛

    چون،

    جان بهترین عزیز توست.

    جان یعنی مجوز زندگی؛

    این مجازی نیست؛

    جان حقیقت زنده بودنست؛

    پس،

    آنگاه او را میکشند،

    چرا سکوت میکنی؟

    به خیالت این،

    تنها سرنوشت اوست؟

    چه ضمانتیست که،

    تو نفر بعدی نباشی؟

    آن هنگامی که،

    بیداد مرگست،

    مرگ بیداد میکند،

    وقتی که ما سکوت میکنم و

    اینچنین،

    سکوت، مرگست.

    ////////////////////
    به مناسبت سربازان گروگان گرفته سرودم

  3. ندا گفت:

    پریای عزیز؛
    چه کنم که شعرهایت اینگونه عاشقی را بیادم نیاورد…چه کنم که لا به لای حرفهای ناگفتۀ روزمرگی هایت، اینگونه در شعرها حقیقت را ملموس نبینم، کاش ما را بیشتر مجال حرف زدن بود و اینهمه درد از حرف هایمان هضم می شد نه از عمق سپیدیِ سیاه شدۀ یک برگۀ اینترنتی…شعر بگو بانو، شعرهایت نداشته هایم را بیادم می آورند…
    ن د ا

  4. حدیث گفت:

    و دستهای تو
    همیشه شاعرند..

    موفق باشی عزیزم

  5. ريحانه گفت:

    پریای عزیزم
    بسیار زیبا بود
    امیدوارم همیشه موفق باشی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات