تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

سه شعر از پرویز ذبیح غلامی ترجمه از کردی: فاتمه فرهادی

سه شعر از پرویز ذبیح غلامی ترجمه از کردی: فاتمه فرهادی

۱

تو بازی

دلم می خواهد فقط برای تو کار کنم

سرشمار فلامینگوهایی باشم

که به خواب تو می آیند

کارآگاهی باشم

که همه ی عمر

دزد   گیره مویت را تعقیب می کند

بازرگانی باشم

که فقط دلتنگی تو را

به ناکجا صادر کند

اما غم نان چنان می کند

دربانی باشم

که در آستانه ی

در میان دو باغ وحش

چرت می زند.

 

۲

سیاست بازی

 

نمی خواستم

یک شاعر سیاسی باشم

دلم قرص بود

که لبخندت قاچاق و

تنهایی ات سرگردان دیگر سرزمین ها نخواهد شد

هرگز خواب یک زندانی را نخواهی دید

که زیبایی ات را به خواب می بیند

آن روز را نخواهم دید

که زلفت از باد و

پستان ات از باران بترسد

اینک کجایی ؟

چرا نیستی؟

چرا همه می پندارند که

شاعری سیاسی ام

 

۳

خسته بازی

 

دیر آمدی

دریا بیمارستان را در برگرفت

زین پس

تو پلیکانی هستی

که نام ماهیان و مردگان را

به کیسه ی منقارت می گیری و

به سوی خشکسال پرواز می کنی

زین پس

من تختی خالی ام

که هرشب

ملوانی افسرده بر من دراز می کشد و

می گرید.

نیامدی

 

۱

(تۆ بازی)

پێمخۆشه‌ ته‌نیا بۆ تۆ کار بکه‌م
سه‌رژماری ئه‌و فلامینگوانه‌ی بم
که‌ تۆ خه‌ونیان پێیه‌وه‌ ده‌بینی.
پاسه‌وانێ بم
که‌ سه‌رانسه‌ر ته‌مه‌نی
به‌ دوای دزی ده‌رزی قژتدا ده‌گه‌ڕێت.
بازرگانێ بم
که‌ ته‌نیا دڵته‌نگی تۆ
نارده‌ ده‌کات به‌ره‌و هیچ کوێ.
به‌ڵام
خه‌می نان واده‌کات
ده‌رکه‌وانێکی بێکار بم
که‌ له‌ به‌رده‌م 
ده‌رکه‌ی نێوان جووتێ باخچه‌ی ئاژه‌ڵاندا
وه‌نه‌وز ده‌دات

 

۲

(سیاسەت بازی)

نەمدەویست
شاعیرێکی سیاسی بم
دڵنیا بووم
کە پێکەنینت قاچاخ و
تەنیاییت عەوداڵی وڵاتان نابێت
قەت خەون بە زیندانییەکەوە نابینی
کە خەون بە جوانیتەوە دەبینێ
ئەو رۆژە بە چاو نابینم
کە زولفت لە با و
مەمکت لە باران بترسێ

ئێستە لە کوێت؟
بۆچی نیت؟
بۆچی هەمووان وادەزانن
شاعیرێکی سیاسیم

 

 

۳

(خەستە بازی)

دێر هاتی
دەریا خەستەخانەی داپۆشی
لە ئێستەبەدواوە
تۆ
سەقاقوشێکیت 
کە ناوی ماسییان و مردووان
لە کیسەی دەنووکتدا هەڵدەگریت و
بەرەو بارانبڕان دەفریت.
لەمەودوا
من تە ختێکی خاڵیم 
کە هەموو شەوێ
مەلەوانێکی خەمۆک لە سەرم رادەکشێت و
دەگریت.
نەهاتی

 

 

 

برچسب ها

مطالب مشابه...

يك ديدگاه “سه شعر از پرویز ذبیح غلامی ترجمه از کردی: فاتمه فرهادی”

  1. م کیوان گفت:

    بااحترام؛ قطعه ی قشنگی بود. سبز هماره__م کیوان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات