تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

شعری از بختیار علی ترجمه: ستار خسروی

شعری از بختیار علی ترجمه: ستار خسروی 

دروغِ آتش

من که می سوزم ، ترسم از جهنم چرا
آنکه سراپا زخم باشد ،از شمشیر گریزان نیست.

ای آتش
ای دوستِ همه ی دوستان
تنها مردان بُزدل برای سوختن به شعله هایت نیازمندند 
ما که نور را در می یابیم ، تاریکیِ ما برایت تفسیر شدنی نیست
ما که خود آتشِ خویش را برمی افروزیم، لهیبِ ما با لهیب تو افروخته نمی شود
حریق تو به دروازه های روح نمی تواند رسید، 
شراره هایت را نایِ رسیدن به استخوانها نیست.

ای آتش
من در ورای احساس، لانه ساخته ام
در ورای تحیّر، از اندیشیدن سخن گفته ام
در ورای خدا ، از شُکوه
و در ورای انسان ، از زنده گی گفته ام.

من از جنس آن جسم ها نیستم که آتش بسوزاندم
از جنس کتاب هایی نیستم که خاکسترش ناخوانده بماند
از جنس تابلوهایی نیستم که ذغال هایش پُر از رنگ نباشد
من جرأت کردم تا به سوی درختانی که در سرم زبانه می کشیدند،
دست دراز کنم.

شما هم ای خاموش کنندگان آتش 
شما که از آغاز گیتی آب می پاشید بر هیستریِ باغ ها
بر هذیان گوییِ پنجره ها
شما که خاموش می کنید اخگرانی را که مستان در سر دارند
خاموش می کنید شراره هایی را که قربانیان در چشم دارند
ای کُشندگان آتش
ای غرقه کنندگان آتش
ای صیادان اخگر
من آتشی را میجویم که دستان شما یارای گرفتن آن نیست
از لهیبی سخن میگویم که از خون می چکد
از نوری سخن میگویم که برای آفتاب بیگانه است
از اشعه ای سخن میگویم که تنها از مهتاب هایِ اندرونِ دل می بارد
من از روشناییِ فراسویِ آتش می گویم
از خاکستری می گویم که پیشاهنگِ شعله ها گشته است.

آنهایی که با این آتش ها می سوزند جز پیکری دروغگو بیش نیستند
هم آنهایی که با این آب ها سرد و خاموش میگردند باغ هایی ریاکارند

برچسب ها

مطالب مشابه...

يك ديدگاه “شعری از بختیار علی ترجمه: ستار خسروی”

  1. اهون گفت:

    بسیار زیبا و قوی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات