تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

شعری از حمید رضا اکبری شروه

چهره ساده آب شده ام

بیرون زدم ازخودم
زدم به چاک !
تا دست بریده ات را دیدم تهران
آسیا هم زخم تو را دارد
رعشه انداخته ای
تیغی زیر گلویم
بغلم می کند تیغ !
لباسهایم را در می آورم
توپخانه ات
دولولی هم نیست
آویزانش بشوم
باد بخورد لباس هایم خشک !
از عرقی بشوم
که با زنانه گی ات کرده ام
شنیده ام
آنقدر پدر سوخته ای
که دوربین های مدار بسته
شکار نمی شوی
زیپ دستهایت هم
تا کجا های بختم را بسته است
نمی توانی بگیری
و تقدیر سرودن
از خودم / کلاهم را می برد
باد غبغب انداخته
چهره ساده ی آب شده ام
با این تن
که تابوتم می روم زاییده می شوم .

برچسب ها

شعری از حمید رضا اکبری شروه

شعری از حمید رضا اکبری شروه

این شعر از تاریخ مصرفش  جلو می زند

 

تحریم  !

باطلم کرده که ازپشت شلاق نخورده   

نام تمام زنان ندیده را می آوری !

آشپز خانه ی  خانه ات  نیز درش بسته  می شود

از خودت  تنها تکه ای در آغوشم  دارم  !

باید اعتراف کنیم

این شعر از تاریخ مصرفش  جلو می زند

کسی  می خواهیم بیایید چوپانی کند

این تحریم تریاکی مفت حرف می زند

سر ش در کدام آخور  می خورد  !

که مفت حرف می خوریم

حالا  سرازیری اش به کوچه ی هبوط می خورد

سرش درد می گیرد / درد می گیریم

میگیرد

می گیریم

تا به دردی میمیرد

وما بشکن می زنیم

از نبات و نقل می گذریم

زن می شویم

مرد می خندیم …

 

۱۳۹۳/تیر بوشهر

 

برچسب ها

مطالب مشابه...

0 افکار در “شعری از حمید رضا اکبری شروه”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات