تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

دو شعر از خیرالله فرخی

خیرالله فرخی

شعر اول:

آن روزها

از بام یک کلمه افتادم

پخش شدم در آینده ی جمله ای

گذشته هم استمراری در خنده ام نبود

در حرف می زدم با خودم، کجا بودی؟

حرفی از سنگ می تراش ایدم

تا درازتر به سایه ات برس ام…

با تواًم

سایه ام می کش ایدی

از زبان ام به حرفی می رس ایدی

آن روزها چه قدر گذشت

چه قدر در کمی رفتن

مکث ام عمیق تر بود

چه قدر را وقتی نبودی

چشم می ریخت ام در باران

در خودم

جایی برای زیباتر پوست بی اندازم نبود

هیبتی داشت ام با خودم

شکل آن روزها

در این پوست نمی گنج اد

باید از دیگر

حرف تازه ای بتراش ام.

———————–

برای زبیده حسینی به بهانه تولدش اول دی ماه

شعر دوم:

باهای زیادی بود

ازهای زیادی داشت

واوهای کمی اما

در جمله ات نشسته است…

به من نزدیک تر بی آ

حرف های اضافه را

از شکل بی انداز

من جای تو

از تمام حرف ها افتاده است

ضمیر تازه ای نمی خواه اد.


مطالب مشابه...

5 افکار در “دو شعر از خیرالله فرخی”

  1. زبیده حسینی گفت:

    سپاسگزارم از لطفتان جناب فرخی عزیز
    هدیه ی ارزشمندی ست

  2. مصطفا فخرایی گفت:

    درود آقای فرخی عزیز
    شعرهای ارزنده ای را خواندم.

  3. هیبتی داشت ام با خودم

    شکل آن روزها

    در این پوست نمی گنج اد

    باید از دیگر

    حرف تازه ای بتراش ام.
    چقدر حرفای این روزات نزدیک به حرفای من ِ ِ بی من ِ
    ویااین چند سطر
    حرف های اضافه را

    از شکل بی انداز

    من جای تو

    از تمام حرف ها افتاده است
    خیری جان لذت می برم از گفتن ات و خواندن ات
    صبوری ات؛منش ات؛آقایی ات هر روز بیشتر از دیروز
    می شناسم ات. هنوز هم نگاهم ابری ست؛شایددرباران
    بهتر ببینم ات.پایدار باشی رفیق

  4. منصور خورشیدی گفت:

    تشکر دوست بزرگوار

    فرخی عزیز

  5. خیری گفت:

    سپاس از لطف دوستان بزرگ وار و عزیزم!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات