تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

شعری از زلما بهادر

شعری از زلما بهادر

گلوی باردار زن

نقش محوری امشب

زنی ست ایستاده پشت ستونی معلق

تکیه اش را داده به تنهایی و

چیزی نمی گوید…

چشم های مخفی ام را می فرستم آن  سوی ستون و

بر اندازش می کنم

بکارت دست ها

تناقض عجیبی با حنجره ی آبستن اش دارند!

گلویش باردار جیغی دنباله دار است

که نه نُه ماه

بلکه سال ها

آویزان ناتوانی او شده

هیچ راهی نیست برای فارغ شدن

جز سزارین!

ناگهان صحنه تاریک

و در صدای فریادی ممتد

برق چاقویی بی رحم

فضای سنگین خواب نوشته ام را سرخ می کند

زن

گلوی خودش را سزارین کرده است.

 

 

 

می خواهی غم بخور   می خواهی هم ماهی!

 

 

زبانه می کشم از فریادی دور

چشم چشم شما را

رج می خورم به آبی توفان

می شوم دریا…

سر می رود به بستر آتش

نقشی شبیه من

جوانه ی نوزادی

به بطن یک رویا

پنبه های ابری را

هق

        هق

               می بارم

که طرح همیشه

سال های مرده اند

این خط های بی اساس

و می پرسد

سال خورده ای مبهم از نوزاد مثل خودش

سؤال

         پر

به سنگ می خورم

حوالی دریایت

معجزه ی عیسی را

حرف می زند کودک من

با سؤال چهار جوابی یا بر عکس

عکس است

اصل اش را بگیر و برو

که کارت ملی ات

قلابی از آب

ماهی گرفت و یونس مرد

یوسفی ته این دریاست

من به خانه می آیم

حالا تو

               می خواهی غم بخور

                                              می خواهی  هم ماهی …

مطالب مشابه...

3 افکار در “شعری از زلما بهادر”

  1. میعاد دهقانی گفت:

    درود،
    شعر اول را بیشتر پسندیدم، هم منسجم تر بود هم شاعرانه تر. جز آنکه بهتر بود از برخی توضیحات اضافه اجتناب می نمودید و از صفاتی نامأنوس تر و غیرمتعارفتر بهره می بردید تا هم اثر را عمیقتر نموده و هم آنکه تیرگی فضای اثر را نمایان تر می کرد.
    علاوه بر این به لحاظ دستوری هم می شد مقتصدانه تر عمل نمود.
    اثر خوبی می تواند باشد به شرط صیقل!
    زیرا در حال حاضر حجم واژگان به کار رفته در این اثر مقرون به صرفه نبوده و دخل و خرج شاعر، ناسازگار…
    موفق باشید

  2. سید سرله حسینی گفت:

    سلام زلمای عزیز هنوزخاطرات خرم آباد درذهنم تلنگریست برشیشه های دوستی هرگز آن شب درکنارشما ورضای عزیز رافراموش نخواهم کرد به امید روزی که دوباره سعادت دیدار شما دوستان مهربان نصیب ماشود کاربسیار خوبی بود واقعا لذت بردم با احترام

  3. zolma گفت:

    با سلام و تشکر از دوستان گرامی احمد بیرانوند و جناب سید سراله حسینی. سپاس از لطف تان. به امید دیدار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات