تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

شعری از زینب برزگری (…که والضحی)

شعری از زینب برزگری

نقش ِ سماع  در رخ ِ سحر که والضحی

 

همیشه حرفی برای نگفتن

داری؟

مثل شهامت ِ بخشیدن

داری؟

دستم گرم ِ گوهری خورشیدی

حرفی برای ِ

عشق سنجه ی طاق ابرو نیست برادر

نهان گاه دریدن نیز نه

آنچنان است که می ستایمش

آنچنان است که بایسته امش… که بایسته ایَش

سری که به گردون:

لاله به کمر روییده امش.

گوش ِ ثمر بوییده امَش.

*

شتاب لحظه هات ماهی

خدا توی دهاتِ سرم سهرابی

عشق سنجه ی طاق ابرو نیست

در شتاب زهرآلود ِ نجاست

او را جایی نه

خطابی نه

زردآب ِ شقیقه هایی بیگانه…. نه.

*

بیا با هم قدم برداریم این سیل ِ مستعصل حریص است

بیا پشت سردابه ی اهانت چیزهایی را ببینیم

من رنجیده ی هفت خطی 

که بهار را روی دست های زنش بار می کند نیستم

وقتی می گریی و خشکسالی می بارد

ببخش؛ نمی گویم گریه نکن

من از اشک تو بارور می شوم

خاکم که تاج سر می شوم

 که نسخه می پیچم: “حذر از عشق نتوانم”

و تمام تنم در تب و لرزاش بخشش را خال می زند

این که عرفان دختر اعجاز

این که صدات ممنوعه ی گوش هام

این که می گریزم از سپید و سیاه تو

این که فغان از حیرت شکار تو … شتاب تو

این که سجده می برم بر جبروت ِ هو …

این که تب می کنم تا یک ِ ظهر بعد صبر می کنم تا دوی ِ صبح

این که نقاشیم عقیم چسبیده به روح

این که من عاشق کرشمه و زلف هو

عشق برکت دارد

گوش که باشی سلیمان اشاره به عشرت دارد

گوش که باشی می شنوی: آیا آنان که نمی بینند با آنانی که می بینند برابرند؟

گوش که باشی جام گیتی می زنی

دست هات گندم زار ِ  اشارات

و موهات قلب ِ تپش گونه های حکایات

من و تو تدبیر این جام ِ تهی:

بچرخ تا بچرخیم

بچرخ تا بچرخیم

 

 

 

برچسب ها

مطالب مشابه...

0 افکار در “شعری از زینب برزگری (…که والضحی)”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات