رفتن به بالا
  • چهارشنبه - 18 دی 1392 - 14:28
  • کد خبر : ۲۹۶۵
  • چاپ خبر : شعری از عزیز کلهر

شعری از عزیز کلهر

بی هند زلف  توتا زخم گیس گل

سیاه مثل آفریقا

سوخته ام

 در دامن دنیایی که همه خطوط رنج است

تا 

ایستگاه کلکته

آنجا که

گرسنه ای آخرین لبخند خود را

دو روپیه فروخت

 و قطار از روی استخوانهایش میرفت

 تا دهلی را نو کند

 دهلی

   نو شد

  بی هند زلف تو  تا زخم گیس گل

 قناری وطن نداشت

 پرنداشت ، سر نداشت

 پا به پای بادها دوید   تا به قفس رسید

 پرنده رنده شد در قفس

درنده شد

پرنده ای پلنگ

 که خال با خون می گذاشت بر پیشانی هند قشنگ

 

بی هند زلف  توتا زخم گیس گل

سیاه مثل آفریقا

سوخته ام

 در دامن دنیایی که همه خطوط رنج است

تا 

ایستگاه کلکته

آنجا که

گرسنه ای آخرین لبخند خود را

دو روپیه فروخت

 و قطار از روی استخوانهایش میرفت

 تا دهلی را نو کند

 دهلی

   نو شد

  بی هند زلف تو  تا زخم گیس گل

 قناری وطن نداشت

 پرنداشت ، سر نداشت

 پا به پای بادها دوید   تا به قفس رسید

 پرنده رنده شد در قفس

درنده شد

پرنده ای پلنگ

 که خال با خون می گذاشت بر پیشانی هند قشنگ

 

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه


۹ دیدگاه برای “شعری از عزیز کلهر”

  • دکتر هدایت خسروی says:

    شعر بسیار پرمعنی وبا ساختاری مدرن بود
    فکر میکنم ایشان شاعری بزرگ اندیش است که کمنر به آن پرداخته شده است
    اشعار عزیز کلهر را می توان شناسنامه دارترین اشعار دو دهه اخیر ایران دانست
    چرا که هر موقع از ایشان می خوانم فقط بیاد خودش می افتم

  • گرسنه ای آخرین لبخند خود را
    دو روپیه فروخت

    کثرتِ این نوع تعابیر در اشعارِ روزگارِ ما از حیرتِ شاعرانه اش بسیار کاسته شده.
    و این رمانتیسیسمِ مشهود در شعری که می‌خواهد سیاسی هم باشد و خود را به فکر نشان دهد بیشتر بدرد نمیخورد تا بخورد.

    و قطار از روی استخوانهایش میرفت
    تا دهلی را نو کند

    بهتر نبود به جایِ این میاورد:

    گرسنه ای که استخوانهای کهنه‌اش را
    دو روپیه فروخت
    تا قطار از رویش صدها نفر را ببرد تا دهلیِ نو….

    چه آنکه دیگر به این زبانبازیِ مبتذل نیازی نبود.. و کلامِ مخیّل نیز مراعات شده بود.

  • بابک جهان منش says:

    نقد بالا در مورد شعر عزیز کلهر منصفانه نبود واز عدم درک علمی نقد از طرف مقابل حکایت میکرد
    شعر عزیز و شخصیت شاعرانه اش را نمی توان با این واژه پردازیها خراب کرد
    دوست عزیز امید وارم ازبچه های انجمن شعر …. نباشی و گرنه معلوم است از رشد این شاعر در میان اهل ادب بسیار غمگینی
    عزیز کلهر انسانی ساده و بزرگ است و با کسی هم رقابتی ندارد
    عزیز کلهر همه را دوست دارد حتی ما کردستانی های اهل ادب را

  • عزیز کلهر را باید فقط شعر وحشت بسراید اما اینگونه شعر از عزیزکلهر نیزبسیار پخته بود
    در کل عزیز کلهر شاعر توانایی است

  • مهسا بهاروند says:

    شعری پر مغز و محتوا بود لذت بردم
    استادم عزیزکلهر همواره از ستاره های آسمان شعر و ادب ایران است و دیده ام چگونه با او در لرستان با لاخص خرم آباد حسادت ورزس میکنند ولی او کریمانه همه این ها را دوست دارد
    عزیز در کلمه نمی گنجد

  • برزو مهراب زاده says:

    عالی بود دست مریزاد شاعر وحشت

  • من کوچکتر از این تعاریفم بی خیال
    فروغ وشاملو و اخوان ویا یهراب دنبال نقد و این مسائل خلط مبحث ادبی نبودند فقط شعر نوشتن

  • مهری خسروجودی says:

    شعر با تمام محتوای دردی که داشت قابل تحصین هست.استخوانی که زیر قطار خورد شود
    تا دهلی اباد گردد ..پرنده رند شد درقفس
    درنده گشت بسیار زیبا به تصویر کشیده شده
    میشه کاملا محتوا را درک کرد

  • سلام عزیز سال نو مبارک ایشاله هزارسال زنده باشی و سایه ات بالا سر فرهاد باشه.
    شعر عالی عالی بود مث همیشه …
    فدای تو