تبلیغات

کتاب روز


«احمد بیرانوند/نشر وزگار»


چاپ دوم کتاب شرح حاشیه با ویراست جدید در بازار نشر «شرح حاشیه» که از نقطه نظری جدیدتر، می توان آن را شرح مهم ترین جریان های شعری معاصر بعد از نیما تلقی کرد، کتابی است در خور تامل و تعمق، اثر شاعر و محقق جوان،احمد بیرانوند. اگر چه کتاب از دید مولف در ساختاری متشکل از شش فصل ارائه شده است(بررسی انواع نقد بعد از نیما،بررسی شعر نیما،شعر هوشنگ ایرانی، شعر موج نو ، شعر حجم وشعر گفتار)، اما به طور کلی می توان آن را پژوهشی موفق در سه حیطه ی نقد نظریه ها، اشعار و بیان و تحلیل مورد توجه قرار داد. بررسی مباحث نقد و تمرکز در سیر حرکت و پویایی آن در قلمرو ادبیات پسانیمایی بخشی از کتاب است که نشانگر توجه و تدقیق مولف در باب اصول و انواع نقد این دوره است که لازم و بایسته و به جا می نماید. بخش دوم بررسی اصلی ترین نظریه ها، مانیفست ها و تا حدودی نگرش های جریان های شعری اخیر و نظریات مختلف در باب آن هاست. در این بخش نیز مولف سعی کرده است بر اساس بیانیه ها نقل قول ها ی مستقیم و غیر مستقیم، مصاحبه ها و به طور کلی داده های مستقیم نظریه پردازی های هر جریان، به درک مستقیم و بلا واسطه ای دست یابد و تا حد امکان آن را دست نخورده و مونتاژ نشده ، به خواننده معرفی کند تا در نهایت بتواند در بخش سوم به بررسی تحلیل و نقد اشعار برجسته ی نمایندگان هر جریان شعری بپردازد.
آرشیو معرفی کتاب

شعری از فاطمه اختصاری ؟

شعری از فاطمه اختصاری

و شب که خسته تر از خواب ِ چشم هام شده

شروع می شوم از «جمعه» ی تمام شده

 

صدای هق هق ِ تو، پشت خنده های من است

صدای خرد شدن توی دنده های من است

 

شبیه یک پل ِ مخروبه زیر پای کسی

نشسته ام وسط ِ «شنبه» تا تو سر برسی

 

به شکل سایه که از زندگیم رد می شد

که استخوان هایم زیر پا لگد می شد

 

یواش پرت شدن از حواس ِ این زن به

اتاق بی دری از خاطرات «یکشنبه»

 

به لحظه لحظه ی دوریت، سوختن در تب

کبودی لبم از فکر بوسه ات هر شب

 

به انتخاب دو تا عاشقانه از سعدی

به شوق دیدن تو در «دوشنبه»ی بعدی

  

به هم رسیدن و… آرام رد شدن از هم!

طناب ِ پاره شده در روابطی مبهم

 

دو تا کلاغ ِ پریده به قصّه های جدا

«سه شنبه» را سپریدن! به هیچ جای ِ کجا

 

دلم گرفته/ سراغ تو را از این تقویم

بیا به خاطره های گذشته برگردیم

 

اگرچه فاصله مان درّه هایی از سنگ است

پل ِ شکسته ی تو «چارشنبه» دلتنگ است

 

برای پای تو که از سرم عبور کنی

بیایی و همه ی هفته را مرور کنی

 

صدای مشترک ِ روزهای غم باشی

صدای هق هق هر «پنج شنبه»ام باشی

 

زمان گذشت… و ساعت چهار بار نواخت

زمان گذشت… و زن بازی خودش را باخت

 

زمان گذشت… و شب شد دو چشم خیسم را

که هی مچاله کنم هر چه می نویسم را

 

که کلّ هفته به فکرت… بیفتم از غم ها

[سقوط زن

جلوی ِ

چشم ِ

مات ِ

آدم ها…]

مطالب مشابه...

7 افکار در “شعری از فاطمه اختصاری ؟”

  1. درودسرکار”اختصاری” گرامی!

    نامحسوس اثرهایت رامیخوانم و…

    سپاسگزارم به وسعت قلم ات!شعورت!!اندیشه هایت!!!

    برقراروشادزی…

  2. بادرود به سرکار خانم اختصاری
    بسیار عالی بود و لذت بردم پایانی خوب داشت
    اما خانم اختصاری می توانست بیشتر از زن روز گفت و….
    به هرحال مثل همه کارهایت غرق سرودن های بی نظیرت شدم
    با احترام فراوان
    عزیز کلهر

  3. دلم گرفته/ سراغ تو را از این تقویم…

  4. محمد گفت:

    سلام شعرهایتان را کماکان میخوانم خوب است زیبا و پر از احساس است اما من هر بار که شعر پست مدرن میخوانم حس میکنم بلاتکلیفی در این گونه شعرها موج میزند.

    • محمد گفت:

      باید بگویم شعرهای اختصاری در واقع انحصاری هم هست خوب مینویسد طبع روانی دارد اما دوست دارم بدانم حرف حساب این شاعر بزرگوار چیست و در شعرهایش چرا به دنبال تنوع مضمون نمیگردد؟البته این نظر من است گرچه خودم از دوستداران ایشان هستم.

  5. رضا شاهد گفت:

    خیلی زیبا بود.واقعا لذت بردم

  6. محمود گفت:

    درود بر فاطمه اختصاری عزیز .بسیار قلمت را دوست دارم مهربون پاینده باشی.ارادتمندیه دوست قدیمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

تبلیغات

بایگانی

تبلیغات