تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

شعری از فاطمه اختصاری ؟

شعری از فاطمه اختصاری

و شب که خسته تر از خواب ِ چشم هام شده

شروع می شوم از «جمعه» ی تمام شده

 

صدای هق هق ِ تو، پشت خنده های من است

صدای خرد شدن توی دنده های من است

 

شبیه یک پل ِ مخروبه زیر پای کسی

نشسته ام وسط ِ «شنبه» تا تو سر برسی

 

به شکل سایه که از زندگیم رد می شد

که استخوان هایم زیر پا لگد می شد

 

یواش پرت شدن از حواس ِ این زن به

اتاق بی دری از خاطرات «یکشنبه»

 

به لحظه لحظه ی دوریت، سوختن در تب

کبودی لبم از فکر بوسه ات هر شب

 

به انتخاب دو تا عاشقانه از سعدی

به شوق دیدن تو در «دوشنبه»ی بعدی

  

به هم رسیدن و… آرام رد شدن از هم!

طناب ِ پاره شده در روابطی مبهم

 

دو تا کلاغ ِ پریده به قصّه های جدا

«سه شنبه» را سپریدن! به هیچ جای ِ کجا

 

دلم گرفته/ سراغ تو را از این تقویم

بیا به خاطره های گذشته برگردیم

 

اگرچه فاصله مان درّه هایی از سنگ است

پل ِ شکسته ی تو «چارشنبه» دلتنگ است

 

برای پای تو که از سرم عبور کنی

بیایی و همه ی هفته را مرور کنی

 

صدای مشترک ِ روزهای غم باشی

صدای هق هق هر «پنج شنبه»ام باشی

 

زمان گذشت… و ساعت چهار بار نواخت

زمان گذشت… و زن بازی خودش را باخت

 

زمان گذشت… و شب شد دو چشم خیسم را

که هی مچاله کنم هر چه می نویسم را

 

که کلّ هفته به فکرت… بیفتم از غم ها

[سقوط زن

جلوی ِ

چشم ِ

مات ِ

آدم ها…]

مطالب مشابه...

7 افکار در “شعری از فاطمه اختصاری ؟”

  1. درودسرکار”اختصاری” گرامی!

    نامحسوس اثرهایت رامیخوانم و…

    سپاسگزارم به وسعت قلم ات!شعورت!!اندیشه هایت!!!

    برقراروشادزی…

  2. بادرود به سرکار خانم اختصاری
    بسیار عالی بود و لذت بردم پایانی خوب داشت
    اما خانم اختصاری می توانست بیشتر از زن روز گفت و….
    به هرحال مثل همه کارهایت غرق سرودن های بی نظیرت شدم
    با احترام فراوان
    عزیز کلهر

  3. دلم گرفته/ سراغ تو را از این تقویم…

  4. محمد گفت:

    سلام شعرهایتان را کماکان میخوانم خوب است زیبا و پر از احساس است اما من هر بار که شعر پست مدرن میخوانم حس میکنم بلاتکلیفی در این گونه شعرها موج میزند.

    • محمد گفت:

      باید بگویم شعرهای اختصاری در واقع انحصاری هم هست خوب مینویسد طبع روانی دارد اما دوست دارم بدانم حرف حساب این شاعر بزرگوار چیست و در شعرهایش چرا به دنبال تنوع مضمون نمیگردد؟البته این نظر من است گرچه خودم از دوستداران ایشان هستم.

  5. رضا شاهد گفت:

    خیلی زیبا بود.واقعا لذت بردم

  6. محمود گفت:

    درود بر فاطمه اختصاری عزیز .بسیار قلمت را دوست دارم مهربون پاینده باشی.ارادتمندیه دوست قدیمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات