تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

شعری از مرتضی خاکی

شعری از مرتضی خاکی  مرتضا خاکی

هر بار که با این قلم،
دلم را صدا زدم
بی آنکه بازگردی، برگشتی
نمی دانستم عشق،
نام مستعار توست …
و من تمام ِ عمر،
به همین استعاره هاست
که دلخوشم …
برای آخرین بار می نویسم
نامت را
شاید بخوانی و گردن بگیری
انجماد ِ دستهایم را …
آن وقت من هم،
به شیطنت واژه ها
ایمان می آورم

 

 

 

 

 

مطالب مشابه...

5 افکار در “شعری از مرتضی خاکی”

  1. sheida گفت:

    بسیاردلنشین و مأنوس باگفتنی های دل.
    نمی دانستم عشق؛نام مستعارتوست…
    *
    و گوئی تداعیِ شعر پر جذبه ی شاعره ی نامی فروغ فرخزاد در شعرشماجاری ست…
    شاید بخوانی و گردن بگیری انجماد دست هایم را…
    آن وقت من هم؛
    به شیطنت واژه ها
    ایمان می آورم

  2. سحر یا مینا؟ گفت:

    آفرین مرتضی
    فقط اگه اجازه بدی بهم بر اساسِ دانسته های زبانشناختی و قواعد معنی شناسی شناختی دلم میخواد شعر خوبت رو برای خودم اینجوری بخونم… تو هم اگه خوشت اومد همینجوری بخون… اگر هم خواستی بعداً با ذکر دلایل در موردش باهم حرف میزنیم 🙂

    هر بار با این قلم،
    دلم را صدا زدم
    برگشتی
    بی آنکه بازگردی
    نمی دانستم عشق،
    نام مستعار توست …
    و من
    به همین استعاره هاست
    که دلخوشم،تمام ِ عمر!
    برای آخرین بار می نویسم
    نامت را
    شاید بخوانی و گردن بگیری
    انجماد ِ دستهایم را …
    تا من هم،
    به شیطنت واژه ها
    ایمان بیاورم

  3. رها و علیرضا گفت:

    کارت عالی بود پسر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات