تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

شعری از ناظم حکمت ( ترکی) / ترجمه:رحیم فتحی باران

 شعری از ناظم حکمت ( ترکی) / ترجمه:رحیم فتحی باران

  مثل عقربی    Akrep Gibisin

 

 

akrep gibisin kardeşim,

مثل عقربی “برادرم”،

 
korkak bir karanlık içindesin akrep gibi.

در درون تاریکی هولناک ،مثل عقربی.

serçe gibisin kardeşim,

مثل بچه گنجشکی “برادرم”،

serçenin telaşı içindesin.

 یک بچه گنجشک بی قرار،

midye gibisin kardeşim,

مثل صدف ای “برادرم”،

midye gibi kapalı, rahat.

مثل صدف بسته، راحت لم دادی.

ve sönmüş bir yanardağ ağzı gibi korkunçsun, kardeşim.

مثل درختی  سوخته در از کوه آتشفشان ترسناکی “برادرم”.

bir değil,

یکی نیست،

beş değil,

پنج تا نیست،

yüz milyonlarlasın maalesef.

چه پنهان که صدها ملیون اید.

koyun gibisin kardeşim,

مثل گوسفندی “برادرم”،

gocuklu celep kaldırınca sopasını

تاچاروادار چوبش را بر میدارد

sürüye katılıverirsin hemen

همراه رمه میشی با عجله

ve âdeta mağrur, koşarsın salhaneye.

وبه عادت سر برداشته و می روی به طرف کشتارگاه.

dünyanın en tuhaf mahlukusun yani,

مخلوغ عجیبی هستی در این دنیا،

hani şu derya içre olup

کجاست ،این دریا که  نوشیدنی بود

deryayı bilmiyen balıktan da tuhaf.

عجیب تر از ماهی ای که دریا را نمی شناسد.

ve bu dünyada, bu zulüm

این ظلم، دراین دنیا

senin sayende.

زیر سایه توست.

ve açsak, yorgunsak, alkan içindeysek eğer

رها کنیم این خستگی را که ما را در رخوت فرو برده

 
ve hâlâ şarabımızı vermek için üzüm gibi eziliyorsak

 هنوز برای دادن همه عصاره وجودمان مانند انگور له میشویم

kabahat senin,

شرم ات باد،

— demeğe de dilim varmıyor ama —

_ برای گفتن زبانم بر نمی گردد،اما_

kabahatın çoğu senin, canım kardeşim!

بیشترین شرم ساری برای تو است ” برادر عزیزم”!

        

Nazım Hikmet,

ناظم حکمت سال

۱۹۴۷

برچسب ها

مطالب مشابه...

2 افکار در “شعری از ناظم حکمت ( ترکی) / ترجمه:رحیم فتحی باران”

  1. فتی معطوفی(م کیوان) گفت:

    با احترام وسلام- کار قشنگ وزیبایی بود؛ جناب اقای باران-بخصوص که زحمت مهم ترجمه با خوداشت. روزگار پاییزی ارشدی داشته باشید. م کیوان

    • رحیم فتحی باران گفت:

      همراه سلامی گرم خدمت دیر آشنا… آقای معطوفی(م کیوان) عزیز،
      از دیدارتان دراینجا بسیار خوشحال شدم وسپاسگزارم .احساس غریبی نخواهم کرد. من با اینکه آزری زبان هستم بخاطر مادر وپدر ،ولی کار سادهای نیست …اما خوبی ترجمه(برگردان)من متعقدم شعر ترجمه نمی شود… اما این است خوبی اش که شخص سپید نویس خوبی میشودمی شود.
      با آرزوی همه شادی ها برایتان .
      رحیم فتحی باران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات