رفتن به بالا
  • شنبه - ۲۵ بهمن ۱۳۹۳ - ۰۹:۰۰
  • کد خبر : ۴۱۵۶
  • چاپ خبر : شعری از وِرونیکا توشنُوا ترجمه از روسی به فارسی : ابوذر کردی

شعری از وِرونیکا توشنُوا ترجمه از روسی به فارسی : ابوذر کردی

شعری از وِرونیکا توشنُوا
ترجمه از روسی به فارسی : ابوذر کردی
اشاره :
ورونیکا میخائیلُونا توشنُوا (Верони́ка Миха́йловна Тушно́ва ) شاعر معاصر روسیه متولد ۲۷ مارس ۱۹۱۱ و متوفی ۷ ژولای ۱۹۶۵ است .
وی عضو اتحادیه ی نویسندگان شوروی (Союз писателей CCCP ) بود .
ورونیکا در دوران دبیرستان علاقه مند بود که در رشته ی زبان های خارجی و یا به تعبیری زبان شناسی تحصیل نماید اما والدین وی او را ترغیب کردند که پزشک شود ، لاجرم وی وارد مدرسه ی پزشکی لنینگراد شد و در سال ۱۹۳۵ به عنوان پزشک فارغ التحصیل شد . یک سال بعد پدر و مادر خویش را از دست داد ، فقدان والدین و عدم علاقه ی وی به رشته ی پزشکی ، ورونیکا را به عالم شعر و ادبیات کشاند .
او در این سال با یک روانپزشک به نام جرج روزینسکی ازدواج نمود ، وی یک بار دیگر ازدواج کرد که این بار هم بسان بار اول به طلاق انجامید .
ورونیکا اولین مجموعه شعر خویش را در سال ۱۹۴۴ و در خلال جنگ جهانی دوم منتشر ساخت . نام این مجموعه عبارت بود از ” کتاب اول ” (Первая книга ) ، اما عاشقانه های تحسین برانگیز ورونیکا در مجموعه شعر ” یادبود قلب” ( Память сердца) تجلی می یابد ، این مجموعه در سال ۱۹۵۸ به طبع رسیده است .
دیگر مجموعه شعرهای وی عبارتند از :

گذرگاه (Пути-дороги ) – ۱۹۵۴
جاده ی کلوخور ( Дорога на Клухо) – ۱۹۵۶
باد دوم (Второе дыхание ) – ۱۹۶۱
شعرهای غنایی (Лирика ) – ۱۹۶۳ و ۱۹۶۹
صد ساعت شادی (Сто часов счастья ) – ۱۹۶۵
مجمومه ی اشعار (Стихи ) – ۱۹۶۹
ورونیکا در ۵۴ سالگی بر اثر سرطان در مسکو در گذشت .
در ذیل شعری معروف از او را از روسی به فارسی ترجمه می کنیم :

Не отрекаются любя
Не отрекаются любя.
Ведь жизнь кончается не завтра.
Я перестану ждать тебя,
а ты придешь совсем внезапно.
А ты придешь, когда темно,
когда в стекло ударит вьюга,
когда припомнишь, как давно
не согревали мы друг друга.
И так захочешь теплоты,
не полюбившейся когда-то,
что переждать не сможешь ты
трех человек у автомата.
И будет, как назло, ползти
трамвай, метро, не знаю что там.
И вьюга заметет пути
на дальних подступах к воротам…
А в доме будет грусть и тишь,
хрип счетчика и шорох книжки,
когда ты в двери постучишь,
взбежав наверх без передышки.
За это можно все отдать,
и до того я в это верю,
что трудно мне тебя не ждать,
весь день не отходя от двери.

عشق، انکار شدنی نیست
عشق، انکارشدنی نیست .
گرچه با پایان زندگی ،
فرداهایی جریان دارند .
آنگاه که دیگر
نمی توانم به انتظار تو بمانم ،
و تو ناگهان ،
تمام عیار فرا می رسی .
و سرک می کشی به همه ی جاهای تاریک
آنجا که برشیشه ها بوران برف برخورد می کند
آنجا که انتظاری یک ساله ، یک قرن می شود
آنجا که من و دوستانم گرمایی نداریم
و تو به دنبال حرارت می گردی
زین پس دیگر به جایی علاقه ای نخواهم داشت
چنین صبری برازنده ی تو نیست
ما سه انسان ماشین زده ایم .
و باز خواهد ماند ، به رغم همه چیز ،
می خزد میان تراموآ ، مترو
و به چیزی دیگر و از قبل نمی اندیشد .
و بوران در مسیر رفت و برگشت
به شیشه ها اصابت می کند
و بر مسیرهای دوردست
که به تعقیب ما می آیند .
و برای خانه ای که دیگر
غمگین و ساکت خواهد ماند
و سروصداها
و سروصداهای کتاب ها از شمار می افتند
جایی که تو پشت درب آن
شکوه هایت را شروع می کنی
از سیر تا پیاز می گویی و
فرصتی به من نخواهی داد
و برای این ممکن است
همه چیز را از دست بدهی
و قبل از همه ی آن ها
من را و همه ی باور ها را
و دیگر دشوار است برای من
که تو شکیبایی نداری
و همه ی روز ها
از لابه لای در عزیمت می کنند .

شعری از وِرونیکا توشنُوا
ترجمه از روسی به فارسی : ابوذر کردی
اشاره :
ورونیکا میخائیلُونا توشنُوا (Верони́ка Миха́йловна Тушно́ва ) شاعر معاصر روسیه متولد ۲۷ مارس ۱۹۱۱ و متوفی ۷ ژولای ۱۹۶۵ است .
وی عضو اتحادیه ی نویسندگان شوروی (Союз писателей CCCP ) بود .
ورونیکا در دوران دبیرستان علاقه مند بود که در رشته ی زبان های خارجی و یا به تعبیری زبان شناسی تحصیل نماید اما والدین وی او را ترغیب کردند که پزشک شود ، لاجرم وی وارد مدرسه ی پزشکی لنینگراد شد و در سال ۱۹۳۵ به عنوان پزشک فارغ التحصیل شد . یک سال بعد پدر و مادر خویش را از دست داد ، فقدان والدین و عدم علاقه ی وی به رشته ی پزشکی ، ورونیکا را به عالم شعر و ادبیات کشاند .
او در این سال با یک روانپزشک به نام جرج روزینسکی ازدواج نمود ، وی یک بار دیگر ازدواج کرد که این بار هم بسان بار اول به طلاق انجامید .
ورونیکا اولین مجموعه شعر خویش را در سال ۱۹۴۴ و در خلال جنگ جهانی دوم منتشر ساخت . نام این مجموعه عبارت بود از ” کتاب اول ” (Первая книга ) ، اما عاشقانه های تحسین برانگیز ورونیکا در مجموعه شعر ” یادبود قلب” ( Память сердца) تجلی می یابد ، این مجموعه در سال ۱۹۵۸ به طبع رسیده است .
دیگر مجموعه شعرهای وی عبارتند از :

گذرگاه (Пути-дороги ) – ۱۹۵۴
جاده ی کلوخور ( Дорога на Клухо) – ۱۹۵۶
باد دوم (Второе дыхание ) – ۱۹۶۱
شعرهای غنایی (Лирика ) – ۱۹۶۳ و ۱۹۶۹
صد ساعت شادی (Сто часов счастья ) – ۱۹۶۵
مجمومه ی اشعار (Стихи ) – ۱۹۶۹
ورونیکا در ۵۴ سالگی بر اثر سرطان در مسکو در گذشت .
در ذیل شعری معروف از او را از روسی به فارسی ترجمه می کنیم :

Не отрекаются любя
Не отрекаются любя.
Ведь жизнь кончается не завтра.
Я перестану ждать тебя,
а ты придешь совсем внезапно.
А ты придешь, когда темно,
когда в стекло ударит вьюга,
когда припомнишь, как давно
не согревали мы друг друга.
И так захочешь теплоты,
не полюбившейся когда-то,
что переждать не сможешь ты
трех человек у автомата.
И будет, как назло, ползти
трамвай, метро, не знаю что там.
И вьюга заметет пути
на дальних подступах к воротам…
А в доме будет грусть и тишь,
хрип счетчика и шорох книжки,
когда ты в двери постучишь,
взбежав наверх без передышки.
За это можно все отдать,
и до того я в это верю,
что трудно мне тебя не ждать,
весь день не отходя от двери.

عشق، انکار شدنی نیست
عشق، انکارشدنی نیست .
گرچه با پایان زندگی ،
فرداهایی جریان دارند .
آنگاه که دیگر
نمی توانم به انتظار تو بمانم ،
و تو ناگهان ،
تمام عیار فرا می رسی .
و سرک می کشی به همه ی جاهای تاریک
آنجا که برشیشه ها بوران برف برخورد می کند
آنجا که انتظاری یک ساله ، یک قرن می شود
آنجا که من و دوستانم گرمایی نداریم
و تو به دنبال حرارت می گردی
زین پس دیگر به جایی علاقه ای نخواهم داشت
چنین صبری برازنده ی تو نیست
ما سه انسان ماشین زده ایم .
و باز خواهد ماند ، به رغم همه چیز ،
می خزد میان تراموآ ، مترو
و به چیزی دیگر و از قبل نمی اندیشد .
و بوران در مسیر رفت و برگشت
به شیشه ها اصابت می کند
و بر مسیرهای دوردست
که به تعقیب ما می آیند .
و برای خانه ای که دیگر
غمگین و ساکت خواهد ماند
و سروصداها
و سروصداهای کتاب ها از شمار می افتند
جایی که تو پشت درب آن
شکوه هایت را شروع می کنی
از سیر تا پیاز می گویی و
فرصتی به من نخواهی داد
و برای این ممکن است
همه چیز را از دست بدهی
و قبل از همه ی آن ها
من را و همه ی باور ها را
و دیگر دشوار است برای من
که تو شکیبایی نداری
و همه ی روز ها
از لابه لای در عزیمت می کنند .

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه


یک دیدگاه برای “شعری از وِرونیکا توشنُوا ترجمه از روسی به فارسی : ابوذر کردی”

  • درود بر شما تشکر از زحمتی که کشدید برای ترجمه ولی بعضی از بخشها بن نظر من اشکالاتی داشت مثلا در قسمت آخر فکر کنم این ترجمه بهتر است : چقدر برای من سخت است که به انتظار تو نباشم در حالی که در تمام روزها تو از در وارد نمیشوی. ممنون این شماره من هست اگر دوست داشتید خوشحال میشم با هم در موردش صحبت کنیم ۰۹۱۷۳۰۵۷۷۱۸