تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

غزلی از اُمید بابائی

شعری از اُمید بابائی

کلید ُمید بابائی

چراغ، سبز و با دعا، مغازه باز می شود؛ کنار جاده، قاصدک، پر از نیاز می شود

تو فلسفه نمی شوی، کنار دردهای او؛ و مرغ نیچه و هگل، همیشه غاز می شود

دکارت داد می زند؛ کجاست آذرخش من؟ و روی رستم غزل به زال، باز می شود

دورانت با تمدّنش، نشسته زیر پای زن؛ زری که سرمه می کشد چه قدر ناز می شود!

فروید سکته می کند؛ فرشته سیب می کَند؛ و نام مشهدی حسن!؛ حسن گراز می شود

شوهر نمی کند پَری، به شاخه های تُرد گل؛ تمام بودجه وطن، کمی! جهاز می شود 

سه تار می زند کسی، کنار ایستگاه کن؛ خطوط لوله ی فلان، دچار گاز می شود

سیاوشی به آتشی بدون شعله می زند؛ درفش کاوه آلتی برای جاز می شود

در آستان یک سفر پرنده پر نمی کشد؛ کبوتری کنار ما، اسیر باز می شود

پدر اُفول می کند درون قلب مادرم؛ و ردّپای یک نفر! شروع راز می شود

ستاره چرت می زند به روی جانماز شب؛ تشنّج دقیقه ها، دقیقه ساز می شود

به روی دوش حاج علی، کبوتری شتک زده؛ تبرّک است بچّه ها و بر فراز می شود

عزیز غصّه می خورد برای درد مادرم؛ هویج، روی رنده اش، فقط پیاز می شود

اگرچه خشت اوّلت، نهاده روزگار کج؛ دعا بکن؛ دعا بکن؛ کجی تراز می شود

به پای استغاثه در مقابل کتیبه ها؛ تمام استعاره های تن، مَجاز می شود

دوباره استخاره کن! و این، کلید در؛ ببین! ورودی بهشت هم، چه ساده باز می شود

مطالب مشابه...

3 افکار در “غزلی از اُمید بابائی”

  1. amir گفت:

    fogholade ghashang va por mohtava bod.dar pase in sher daneshe va andishe nahofte

  2. ساناز طبری گفت:

    وزن زیبایی داشت .. اما مفهوم در یک جاهایی از شعر تکرار و کلیشه بود .
    آروزی موفقیت

  3. Golmorad گفت:

    حرفهای تکراری و چپاندن کوششی مسایلی  نخ نما و بی ربط در یک غزل!!! 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات