تبلیغات

کتاب روز


«احمد بیرانوند/نشر وزگار»


چاپ دوم کتاب شرح حاشیه با ویراست جدید در بازار نشر «شرح حاشیه» که از نقطه نظری جدیدتر، می توان آن را شرح مهم ترین جریان های شعری معاصر بعد از نیما تلقی کرد، کتابی است در خور تامل و تعمق، اثر شاعر و محقق جوان،احمد بیرانوند. اگر چه کتاب از دید مولف در ساختاری متشکل از شش فصل ارائه شده است(بررسی انواع نقد بعد از نیما،بررسی شعر نیما،شعر هوشنگ ایرانی، شعر موج نو ، شعر حجم وشعر گفتار)، اما به طور کلی می توان آن را پژوهشی موفق در سه حیطه ی نقد نظریه ها، اشعار و بیان و تحلیل مورد توجه قرار داد. بررسی مباحث نقد و تمرکز در سیر حرکت و پویایی آن در قلمرو ادبیات پسانیمایی بخشی از کتاب است که نشانگر توجه و تدقیق مولف در باب اصول و انواع نقد این دوره است که لازم و بایسته و به جا می نماید. بخش دوم بررسی اصلی ترین نظریه ها، مانیفست ها و تا حدودی نگرش های جریان های شعری اخیر و نظریات مختلف در باب آن هاست. در این بخش نیز مولف سعی کرده است بر اساس بیانیه ها نقل قول ها ی مستقیم و غیر مستقیم، مصاحبه ها و به طور کلی داده های مستقیم نظریه پردازی های هر جریان، به درک مستقیم و بلا واسطه ای دست یابد و تا حد امکان آن را دست نخورده و مونتاژ نشده ، به خواننده معرفی کند تا در نهایت بتواند در بخش سوم به بررسی تحلیل و نقد اشعار برجسته ی نمایندگان هر جریان شعری بپردازد.
آرشیو معرفی کتاب

فتو شعر شماره 8 (گوشه ی دنج زن)

فتو شعر شماربی نامه ۸  (گوشه ی دنج زن)

 

شعر ومتن: احمد بیرانوند

 

عکاس: مریم احسانی

———————

به مریم گفتم: « زن ها به چه فکر می کنند؟ خلوت زن، کجای زن است؟

گوشه ی دنج زن کجاست؟

مردها وقتی به زاویه می روند، چله می نشینند. پیر می شوند. زن های تو میان زاویه چه می کنند؟»

مریم صدای مرا نشنید. فقط به لباس گل گلی  را آب داد و به باغچه ی تنش گفت: «ابرهای خیال من، همیشه اریبهشت اند.»

 ————————-

عنوان:

«زن توی زاویه»

 

متن:

 

از جهان

همین پنجره را به من بده

و چشم هایی

تا به تماشای خودم بروم.

 

که هر زن

گوشه ی دنجیست

میان دو غزل.

 

حاشیه:

تمام مردهای زمین، توی زاویه ی یک زن جا می شوند. عریان ترین زن ها، هنوز لباسی نازک به تن دارد.

 

 

برچسب ها

مطالب مشابه...

8 افکار در “فتو شعر شماره ۸ (گوشه ی دنج زن)”

  1. ((ابرهای خیال من همیشه اردیبهشتند)) اما گاهی مغرورند…
    گاهی غمناک می گریند… ابر های خیال من حال پاییز است…
    خیلی عالی بود واقعاً درود بر شما
    رامیز

  2. نسیم گفت:

    lن نمیفهممش!… کلمه ی “توی” در ادبیات اصلن هست آیا؟!! “در”،”درون” درست تر نیست؟!”تو” اساسن بمعنی”شما” نیست؟… معنی این قطعه دقیقن اینه آیا؟؟” تمام مردهای زمین در زوایای یک زن جای میگیرند”؟… حالا موضوع چه ربطی به “عریان” بودن یا نبودن داره…”هنوز لباسی نازک به تن دارد”هم اصلن قشنگ نیست :چون در اون صورت باید بپذیریم که منظورش از ” عریانترین زن ها” اینه که “”همه عریان هستند” و یکی هم “عریانترین” می باشد… کاش حداقل میگفت: لباسی نازک به تن دارند! و فعل رو بصورت جمع بکار می برد
    نسیم

  3. سید گفت:

    سلام
    بسیار زیبا بود فوتوشعرتان!
    ای کاش اما نوری که زیر پاهای زن افتاده بود را حذف می کردید. کنتراستش خیلی شدید است و چشم را می دزدد. اگر حذف شود (البته به نظر من) توجه بیشتری روی زن قرار می گیرد.

  4. ماري علي نژادي گفت:

    آقای بیرانوند عزیز این شعر فوق العاده زیباست . واقعا لذت بردم.
    موفق باشید.

  5. رزیتا گفت:

    فتو‌شعر بهانست،
    معنا در یافتن دو حسه که کارها رو عمیق و زیبا کرده.

    مریم و احمد عزیز برای نگاه خوبتون ممنون.

  6. سعیده گفت:

    درود بر استاد عزیز.لذت بردم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

تبلیغات

بایگانی

تبلیغات