رفتن به بالا
  • یکشنبه - ۲۱ مهر ۱۳۹۲ - ۲۲:۵۳
  • کد خبر : ۲۶۱۳
  • چاپ خبر : فتو شعر شماره  ۸  (گوشه ی دنج زن)

فتو شعر شماره ۸ (گوشه ی دنج زن)

فتو شعر شماربی نامه ۸  (گوشه ی دنج زن)

 

شعر ومتن: احمد بیرانوند

 

عکاس: مریم احسانی

———————

به مریم گفتم: « زن ها به چه فکر می کنند؟ خلوت زن، کجای زن است؟

گوشه ی دنج زن کجاست؟

مردها وقتی به زاویه می روند، چله می نشینند. پیر می شوند. زن های تو میان زاویه چه می کنند؟»

مریم صدای مرا نشنید. فقط به لباس گل گلی  را آب داد و به باغچه ی تنش گفت: «ابرهای خیال من، همیشه اریبهشت اند.»

 ————————-

عنوان:

«زن توی زاویه»

 

متن:

 

از جهان

همین پنجره را به من بده

و چشم هایی

تا به تماشای خودم بروم.

 

که هر زن

گوشه ی دنجیست

میان دو غزل.

 

حاشیه:

تمام مردهای زمین، توی زاویه ی یک زن جا می شوند. عریان ترین زن ها، هنوز لباسی نازک به تن دارد.

 

 

فتو شعر شماربی نامه ۸  (گوشه ی دنج زن)

 

شعر ومتن: احمد بیرانوند

 

عکاس: مریم احسانی

———————

به مریم گفتم: « زن ها به چه فکر می کنند؟ خلوت زن، کجای زن است؟

گوشه ی دنج زن کجاست؟

مردها وقتی به زاویه می روند، چله می نشینند. پیر می شوند. زن های تو میان زاویه چه می کنند؟»

مریم صدای مرا نشنید. فقط به لباس گل گلی  را آب داد و به باغچه ی تنش گفت: «ابرهای خیال من، همیشه اریبهشت اند.»

 ————————-

عنوان:

«زن توی زاویه»

 

متن:

 

از جهان

همین پنجره را به من بده

و چشم هایی

تا به تماشای خودم بروم.

 

که هر زن

گوشه ی دنجیست

میان دو غزل.

 

حاشیه:

تمام مردهای زمین، توی زاویه ی یک زن جا می شوند. عریان ترین زن ها، هنوز لباسی نازک به تن دارد.

 

 

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه


۸ دیدگاه برای “فتو شعر شماره ۸ (گوشه ی دنج زن)”

  • ((ابرهای خیال من همیشه اردیبهشتند)) اما گاهی مغرورند…
    گاهی غمناک می گریند… ابر های خیال من حال پاییز است…
    خیلی عالی بود واقعاً درود بر شما
    رامیز

  • lن نمیفهممش!… کلمه ی “توی” در ادبیات اصلن هست آیا؟!! “در”،”درون” درست تر نیست؟!”تو” اساسن بمعنی”شما” نیست؟… معنی این قطعه دقیقن اینه آیا؟؟” تمام مردهای زمین در زوایای یک زن جای میگیرند”؟… حالا موضوع چه ربطی به “عریان” بودن یا نبودن داره…”هنوز لباسی نازک به تن دارد”هم اصلن قشنگ نیست :چون در اون صورت باید بپذیریم که منظورش از ” عریانترین زن ها” اینه که “”همه عریان هستند” و یکی هم “عریانترین” می باشد… کاش حداقل میگفت: لباسی نازک به تن دارند! و فعل رو بصورت جمع بکار می برد
    نسیم

  • سلام
    بسیار زیبا بود فوتوشعرتان!
    ای کاش اما نوری که زیر پاهای زن افتاده بود را حذف می کردید. کنتراستش خیلی شدید است و چشم را می دزدد. اگر حذف شود (البته به نظر من) توجه بیشتری روی زن قرار می گیرد.

  • ماري علي نژادي says:

    آقای بیرانوند عزیز این شعر فوق العاده زیباست . واقعا لذت بردم.
    موفق باشید.

  • فتو‌شعر بهانست،
    معنا در یافتن دو حسه که کارها رو عمیق و زیبا کرده.

    مریم و احمد عزیز برای نگاه خوبتون ممنون.

  • درود بر استاد عزیز.لذت بردم