تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

مختصری درباره ی زبان و شعر: سردار شمس آوری

مختصری درباره ی زبان و شعر

سردار شمس آوری

 

 

زبان یک هنر اجتماعی است ، بدین مفهوم که کاربست اصلی زبان در ارتباط و مفاهمه با انسان هاست ، بدون زبان و بازی های زبانی ، جامعه ی انسانی به شکل وسیعی در تماس و ادامه ی حیات اجتماعی اش دچار مشکلات فراوانی است (پیش از به وجود آمدن آواها و اصوات هم زبان بدن و اشاره و زبان تصویر گری بوده که کنش و واکنش های انسانی در یک جامعه را جهت می داده است) ، پر واضح است که هر چه زبان در میان اعضای یک جامعه ی زبانی ابزارهای بیشتری داشته باشد و قواعد و کاربست های آن جامعه فراخ تر باشد ، ارتباط و مفاهمه سر و شکل سیستماتیک تری می گیرد و زبان را از یک امر ذهنی و خصوصی به سمت امری عمومی تر و عینی تر سوق می دهد و صد البته جهان و پدیده های علمی ، فرهنگی و اقتصادی در جهان با چنان شتاب و سرعتی در حال تغییر و تبدیل هستند که همیشه امکانِ شرایطی برای تسریع در روند نحو زایشی و معنا زایشیِ منطبق با آنها نیست و از این رو زبان را در هر جامعه ی زبانی که در نظر بگیریم هیمشه میل و فقدان هایی برای تفسیر و تبدیل شدن به امر ذهنی و خصوصی در خود دارد . ” کاربرد ها و استفاده های متنوع از زبان به طور طبیعی به وجود آمده اند . قواعد آنها نیز مطابق با نیازهای واقعی زندگی انسان ها وضع و تثبیت گشته اند هر چه قدر این زندگی نیز متنوع تر و متفاوت تر باشد ارتباطات لازم برای گذران این زندگی نیز متنوع تر و مختلف خواهند بود و بالطبع استفاده و کاربرد زبان نیز بسیار متنوع و متفاوت خواهد بود ، به همین دلیل ویتگنشتاین می نویسد که : ” تصور کردن یک زبان به معنی تصور کردن شکلی از زندگی است” .

در عرصه ی هنر ، زبان به فراخور امکاناتی که هنرمند برای ارائه و عرضه در اختیار دارد اشکال متفاوتی به خود می گیرد چنان که در موسیقی با نت ها ، در نقاشی با خطوط ، در ادبیات با کلمه و در سینما با ترکیبی از تمام اینها بیان گری آغاز می شود و ارتباط و مفاهمه بین اثر و مولف و مخاطبش به جریان می افتد . آنچه در این بین وجه اشتراک اینها و قابل تامل است ویژگی برجسته ی زبان یعنی تصویر دهی زبان به پدیده هایی خارج از زبان است به نحوی که تمام جملات ، اظهارات ، خطوط و آواها ، تجربیات شخصی مولف یا مخاطب را تصویر می کنند و وجود تفسیر های گوناگون هم از وجود جامعه های زبانی متفاوت با خواستگاه ها و قواعد زبانی مختلف است که به وجود می آید . مثلن در اینکه تا چه حد کمیت و کیفیت یک ذهن ،  تربیت و تجربه های معنا مدارانه اش با ذهنی دیگر دارای تبیین و ایضاح های متفاوتی است منجر می شود به اینکه در برداشت هایشان از یک تابلو یا یک قطعه ی موسیقی یا درامی داستانی کیفیت و کمیت های معنایی متفاوتی به دست آورند .  

در شعر و ادبیات از آن جهت که نه مهم ترین بل تنها ابزار موجود برای بیان گری و مفاهمه زبان است ، ۱ : توجه به قواعد و بازی های زبانی و نیز پرورش مدام آنها ۲ :  رسیدن به اوج درک و دریافت از وضع زبانی قابل دفاع برای اثر ۳ :  تساهل و تسامح با مضمون و مخاطب و همزمان حفظ شخصیت ادبی ۴ : بالا بردن امکانات زایشی نحو و معنا و در عین حال نگه داری سلامت روانی و اجتماعی زبان ، از مهم ترین وظایف ادیب_هنرمند است که باید در فدایی ترین شکل ممکن برای ارتقای اثر خلاقه اش به اینها میل داشته باشد . شاعری که زبان را صرفن چون حمالی برای معنا به کار می بندد یا برعکس تمام دریچه های ارتباط و مفاهمه را برای دستگیری از مخاطبش میبندد وقیح ترین جنایت ادبی را در حق شعرش انجام داده . کشنده تر آنکه شاعر_هنرمندی بخواهد یا مدعی باشد که بی استفاده های خاصی از زبان می تواند اثری خلق کند که ویژگی های یک اثر خلاقه ی هنری داشته باشد ، شکی نیست که در مرتبه ی اول قدرت کیفی و کمی فکر و شناخت فلسفی اش از زبان و شعر زیر سئوال می رود و بعد از این تامل باید پرسید که مگر هویت یک متن چیزی غیر از زبان است که بخواهیم با فراروی از هویت اش متن_گفتاری دیگر گونه تولید کنیم؟

زبان هویت متن است و متقابلن متن هم یک هویت زبانی است . در هر نوع و دسته از متونی که می بینیم (چه علمی باشد چه ادبی چه تئوری چه دلنوشته ای صرف) حضور و غلبه ی لایه ی صوری زبان ضروری است و حتمی . صرف وجود فیزیک زبان با خود انتقالی را دارد از معنا یا نامعنا مابین آنکسی که گفته یا نوشته و آنکسی که خوانده یا شنیده .

حال اگر برای یک لحظه بخواهیم زبان را خارج از متن تحلیل کنیم به یکی از ویژگی های بارز زبان ناگزیریم که واضح تر دقت کنیم و آن وجود سه لایه ی سازه ای در زبان است به این شرح ۱ : لایه رو بنایی یا همان ساخت صوری زبان ، اجزای فیزیکی زبان ۲ : لایه معنایی زبان ، شخصیت ظاهری زبان ، ادراک اولیه از ساخت صوری زبان ۳ : لایه ی فلسفی زبان ، شخصیت درونی زبان ، ادراک غایی از تقاطع زمان با معنا و ساخت زبان . (در اینجا ذکر این نکته ضروری می نماید که وجود این سه لایه در زبان را با اتکا به نظریات فرگه و نیز صرفن بیرون از متن می توان قائل بود که در درون متن این سه لایه و زمان چنان در هم تنیدگی و تو در تویی دارند که به هیچ وجه نمی توان آنها را از هم جدا و به شکل بالایی تحلیل کرد) . خوب اکنون با قرار دادن این نظریه در نقطه ی اتکای بررسی و نیز مد نظر قرار دادن اینکه هیچ متن_گفتاری را بدون زبان نمی توان تصور نمود بیایید خیل شعر ها و دلنوشته های مکتوب و موجود ِفیس بوکی و غیر فیس بوکی و شاعران و کارت پستال نویسان مشهور و غیر مشهور را باز خوانی کنیم . مطمئنن نتایج حاصله در باز خوانی اینها ملغمه ای از نتایج زیر خواهد بود : الف _ هستند شاعران(یا ناشاعرانی) که صرفن از لایه ی اول یا همان لایه ی صوری زبان استفاده می کنند که نتیجه اش تولید شعرها(یا ناشعرهایی) خواهد بود با ساختار های زبانی عجیب و غریب و گاه حتی زیبا و قابل تامل و پر از بازی های زبانی پیچیده و تکراری و تازه و در نهایت خالی از هر نوع معنا و ادراک و اندیشه گی که بتواند وضعیتی فکری _ اجتماعی را به اجرا در بیاورد یا نه . شعرها(یا نا شعرهایی) که در افراطی گری های دهه ی هفتاد به صورت عام و در اندک موج بازی های دهه ی هشتاد به صورت خاص ، گاه و بی گاه شاهدش بودیم نقب خورده ی چنین رفتاری اند با زبان . ب _ هستند شاعران (یا ناشاعرانی) که صرفن از لایه ی دوم زبانی یعنی لایه ی معنایی استفاده می گیرند و به همان اتکا می کنند و نتیجه اش تولید شعرها(یا ناشعرهایی) خواهد بود خالی از تکنیک های نگارشی و نحوی و پر از تصویر سازی های (گاه حتی زیبای) عینی تک_تاویلی و اکثرن فاقد اندیشه گی های عمیق و نیز اکثرن مشغول باز تولید روابط عاشقانه ی طبقه ی بورژوازی شهری هستند و حداکثر گاه گاهی تنه می زنند به بازنمایی مشکلات اجتماعی و سیاسی و … بدون اینکه از امکانات رایج شعری به شکل سیستماتیک بخواهند استفاده کنند . این دسته از آثار را در مجموعه واکنش هایی که به جریان شعری سرشار ، غنی و زاینده ی دهه ی هفتاد شد را بسیار می بینیم مخصوصن در شعر شاعرانی که عمیقن درگیر چه نوشتن هستند تا چطور نوشتن که بازنمایی کارهایشان را به وفور در دهه ی هشتاد و در فضاهای مجازی و غیر مجازی کنونی می توان بازیافت کرد . ج _ هستند شاعران(یا ناشاعرانی) که صرفن از لایه ی سوم یعنی لایه ی فلسفی زبان بهره می گیرند و نتیجه ی کارشان تولید شعرها(یا نا شعرهایی) هست که مانند دسته ی قبلی خالی از تکنیک های نگارشی و نحوی و سازه ای است و پر از تصاویر یا فضاهایی (گاه حتی زیبای) ذهنی گنگ و پیچیده است شبیه به مغلق گویی و عرق ریزی های بی حاصل داداییست ها و معمولن از امکانات رایج شعری هم کمترین استفاده ها را دارند .

 اما حقیقت این است که آنجا که شعر اتفاق می افتد _ و شعر و حقیقتن شعر _ مخاطب به شدت با متن_گفتاری رو به رو است که معمولن از هر سه لایه و حداقل از ترکیبی از لایه ی صوری با دو لایه ی دیگر نهایت استفاده های اجرایی و تکنیکی و معناشناسانه را می برد ، با اضافه کردن عناصر زمان و اندیشه به اثرش . اینکه شعر حمال معنا باشد یا درگیر زایش های زبانی و نحوی و نگارشی باشد  به خودی خود چیز بدی نیست به شرطی که قبلن آن دست انداز های زبانی و آن فضاهای سازه ای و اجراهای سیستماتیک معنایی یا روبنای را به متن گفتار خودش اضافه کرده باشد . وجود واجب سه عنصر مهم در یک اثر برای تولید شعر را به هیچ وجه نمی شود نادیده گرفت و آن اندیشه زبان و اجراست . و نیز فراموش نشود جهان های معنایی ِ درون _ شعری خود افق ها و گستره ها و جوامع و قوانین خرد گریز خاص خود را دارند و اثری که بخواهد درگیر وارد کردن چیزی خارج از شعر به شعر باشد اولین قدم اشتباه را برداشته است . چرا که دقیقن برعکس است این شاعر است که باید شعرش را به جهان های بیرون از شعر بکشاند .

 

مطالب مشابه...

0 افکار در “مختصری درباره ی زبان و شعر: سردار شمس آوری”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات