تبلیغات

کتاب روز


«احمد بیرانوند/نشر وزگار»


چاپ دوم کتاب شرح حاشیه با ویراست جدید در بازار نشر «شرح حاشیه» که از نقطه نظری جدیدتر، می توان آن را شرح مهم ترین جریان های شعری معاصر بعد از نیما تلقی کرد، کتابی است در خور تامل و تعمق، اثر شاعر و محقق جوان،احمد بیرانوند. اگر چه کتاب از دید مولف در ساختاری متشکل از شش فصل ارائه شده است(بررسی انواع نقد بعد از نیما،بررسی شعر نیما،شعر هوشنگ ایرانی، شعر موج نو ، شعر حجم وشعر گفتار)، اما به طور کلی می توان آن را پژوهشی موفق در سه حیطه ی نقد نظریه ها، اشعار و بیان و تحلیل مورد توجه قرار داد. بررسی مباحث نقد و تمرکز در سیر حرکت و پویایی آن در قلمرو ادبیات پسانیمایی بخشی از کتاب است که نشانگر توجه و تدقیق مولف در باب اصول و انواع نقد این دوره است که لازم و بایسته و به جا می نماید. بخش دوم بررسی اصلی ترین نظریه ها، مانیفست ها و تا حدودی نگرش های جریان های شعری اخیر و نظریات مختلف در باب آن هاست. در این بخش نیز مولف سعی کرده است بر اساس بیانیه ها نقل قول ها ی مستقیم و غیر مستقیم، مصاحبه ها و به طور کلی داده های مستقیم نظریه پردازی های هر جریان، به درک مستقیم و بلا واسطه ای دست یابد و تا حد امکان آن را دست نخورده و مونتاژ نشده ، به خواننده معرفی کند تا در نهایت بتواند در بخش سوم به بررسی تحلیل و نقد اشعار برجسته ی نمایندگان هر جریان شعری بپردازد.
آرشیو معرفی کتاب

مرگ ِ صبور (فتو شعر شماره 7)

فتو شعر شماره ی ۷

(قسمت اول)

نویسنده: احمد بیرانوند

عکاس: مریم احسانی

 

مرگ صبور، مرگی که درنگ می کند!

 

مریم گاهی دوربینش را برمی دارد تا مرگ را پیدا کند. می دانم که میترسد. می خواهد پیش از آن که مرگ بیاید برای یکبار هم که شده صورتش را ببیند. صورت مریم از مرگ؟

به هر روی عکس های زیادی گرفته که من مرگشان را  با شما در میان خواهم گذاشت. مرگ عکس یا شاید عکس مرگ… نمی دانم:

————

 

یک دفعه مرگ

برمن که اوفتاد، دیدم

او خود ، یک دفعه است خودِ دفعه

                                             (هفتاد سنگ قبر/یدالله رویایی)

 

مرگ شباهت اعظمش را از سرعت می گیرد. یعنی چنان آنی می شود که برای دیدنش مجالی نیست.

با این سرعت، کدام عکاس می تواند از مرگ عکس بگیرد؟ با کدام شاتر می توان مرگ را فریز کرد؟ اگر بگیرد چقدر از مرگ را با خود دارد؟

به گمان من، مرگ هیچ گاه اجازه ی دیدنش را نمی دهد. ما فقط می توانیم به مرگ نزدیک شویم و منتظرش باشیم.

 انتظار، شباهتش را از مرگ می گیرد.

با این حساب عکاس فرض می کند مرگ را دیده است. منتظرش می ماند. عکاس منتظر چیزیست که منتظر او نمی ماند و وقتی بیاید همان وقتی است که رفته است. «همان وقت» یعنی دفعه. خود ِ دفعه.

عکاس مقدمات ظهور را فراهم می کند. به فکر چینش است. چینش دکور مرگ در محیط. او امید دارد که اگر دکور را به مرگ شبیه کند، شاید مرگ در دریچه ی لنزش صبوری کند. درنگ کند. و او بتواند در عکس فریزش کند.

مریم نمی داند.

اما من و مرده ها می دانیم که مرگ در میان مرده ها نیست.

مرگ نیاز زنده گان است.

مرده ها سال هاست که از مرگ گذشته اند.

ادامه دارد

 فتو شعر این شماره:

عنوان:

مرگ منتظر

 

متن:

ای مرگ

که در من

 منتظر ِ من نشسته ای

 

وقتی که رسیدی

اندکی صبور باش

                    تا تماشایت کنم.

 

حاشیه:

مرده، تمرین صبوریست.

 

برچسب ها

مطالب مشابه...

10 افکار در “مرگ ِ صبور (فتو شعر شماره ۷)”

  1. امین مرادی گفت:

    درود به مرگ های در احمد

  2. كيارش گفت:

    احمد جان سپاس و زیباست..مرده ها سالهاست که از مرگ گذشته اند….آنها در نوبت نمیمانند..از ما جلوترند…خیلی…تا خیلی

  3. نیلوفر گفت:

    صبوری صبوری صبوری

  4. منصور خورشیدی گفت:

    سلام به احمد و تشکر از مریم
    —————————-
    در جایی از سرشت و سرنوشت همه ی انسان ها مرگ نشسته است . همه منتظر غروب زندگی خود در مغرب جهان هستیم . در این فاصله بین تولد و مرگ . باید حقیقت هستی خود را بشناسیم و هوشمند ترین انسان ها کسانی هستند که به درک واقعی ترین شکل زندگی دست پیدا می کنند .

  5. بی نام (بـهنام) گفت:

    و مرگ
    که در لحظه انگشتانش بر صورتم..
    عمریست زیستمش..

  6. می/نا گفت:

    گندم که جوانه زد
    سبزیش که افتاد به درو دیوار
    گلبنی ات را ببند
    و بعد
    بیا
    همین جا یواشکی
    بمیریم
    می/نا

  7. حسین شکیبا گفت:

    سلام این عکس نباید رنگی میبود خواهر گلم اره خوب به نظر من. احمد احمد احمد

  8. ali malekshahi گفت:

    آیا بهتر نیست شعر و عکس تو دل هم باشن تا اینکه مجزا؟؟
    دوتا حسن داره بنظرم و یک عیب

  9. ali malekshahi گفت:

    حسنات اینکه در فضای مجازی راحتر به اشتراک گذاشته میشن چون وقتی جدا باشن ممکنه شعر و عکس جداگانه منتشر بشن
    خوبی دوم اینکه بنظرم احساس بیشتر و بهتری از تلفیق میده

  10. ali malekshahi گفت:

    بدیش هم اینکه گاهی ممکنه شعر طولانی باشه و جایی برای اینکه در یک عکس بگنجه نباشه
    با تشکر از زحمتتون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

تبلیغات

بایگانی

تبلیغات