تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

نگاهی به مجموعه شعر«به نفع رویاها» اثر رستم اله مرادی

هفتاد چشم تپنده ی کارونس

 

مجموعه شعر : به نفع رویاها

شاعر : رستم اله مرادی

انتشارات : تپش نو۱۳۸۷

منصور خورشیدی

 

” آخرین دم      از نفس های خویش را / نفس کشیدی /

پرندگان / تدفین دریا را / پَر ریختند .       

شعر دم آخر

 

وحدتی هماهنگ در شعر های ” اَله مرادی ” دیده می شود .

او در طول سه دهه سرایش شعر به نظر می رسد که با انتخاب برخی شعرها به تر کیب واحدی برای ارائه ی کتاب : به نفع رویاها ” اقدام کرده است .

باور ندارم که شعر های منتخب همه ی آثار شاعر در دو دهه ی شصت و هفتاد باشد . در هر صورت شاعر سعی کرده است . تا کار های نزدیک به هم ، با شکل و محتوای هماهنگ را برابر مخاطبان خود قرار دهد .

” اله مرادی ” تمام خلاقیت های خود را عرضه کرده است . تجربه ی سال ها فعالیت در زمینه ی شعر ناب ، که وارثان زنده یاد منوچهر اتشی هستند . کنار سر آمدان این حرکت ، هرمز علی پور و سیروس رادمنش ، از ” نرگس فردا ” تا ” جانب کلمات ” و امروز ” به نفع رویا ها “

 

بیرقی بر سکوت دماوند . تا ارادت خود را به ” فرامرز سلیمانی” نشان دهد . و از دریچه ی تنگ مسجد سلیمان به اندیشه ی جهان راه پیدا کند .

 

نگاهی به بیرون با تجربه ی سال ها ممارست در صدور شعر به ایران و جهان تا شعاع حرکت خود را با تلاش انکار ناپذیر با همه ی دقت در انتخاب شعر گسترش دهد . 

 

  ” با صدای شکسته بالی / که نمی دانم به کدام گور می افتد / چقدر ستاره می سوزد / روشنایی آشفته را / چقدر لب از لب وا نمی شود . “

    شعر : صفحه ۸۶

تامل و سکوتی که سال ها ” اله مرادی ” تحمل کرده است . سکوتی معنا دار بود ! تلنگری به ذهن ناشران که رغبتی به چاپ مجموعه شعر از خود نشان نمی دهند .

 

در هر صورت حذف فاصله صورت عینی خود را نشان داد . برای شاعری که نمی داند صدای شکسته بال در کدام گور می افتد . و چقدر ستاره می سوزد و چقدر لب از لب باز نمی شود .

 

گویی که ظرفیت این شعر ها به کلمه وابسته است . کلمه هایی که امروز در زبان شاعر جاری است . قلمرو دیگری دارد . که سال ها پیش می بایست در برابر مخاطبان خود قرار می گرفت .

 

به قول رویایی : ” ما شاعران خطر نخواندن ، خوانده نشدن را ، همیشه پیش رو داریم . تا جایی که شاعران خواننده هایی جز شاعران نداشته باشند . شعر در مقابله با این خطر هیچ کاری نمی تواند بکند . جز توقع ، سخت گیری ، و پهلوی جدی شعر را رو کردن ، و این تنها چیزی است که ما را از خطر خوانده نشدن ، نخوانده شدن ، می رهاند . “

 

” دانستم این نسترن / دیوانه ترین رنگ از سپیدی هاست / خطا نمی کند چشمم / تا ظهر این ایوان     خاک خواهد شد / این گونه که بازو به بازوی من است . ”

شعر : صفحه ی ۸۴

 

دیوانه ترین رنگ از سپیدی ها مرز نمی شناسد ، تولدش این جهانی نیست . عیار زبان معیار مشخصی ندارد . غنای شعر سهمی در زبان و سهمی در زمان دارد . چون شاعر حضور انسان را در شعر جست و جو می کند . 

 

در این حرکت خود را می جوید تا زبان خود را پیدا کند و ربط خود را سامان رابطه هایی کند که مخاطب امروز را با این هنر زبانی دعوت به خوانش شعر خود کند .

 

از خطابه ی طوفان می گوید ، و از کناره ی سکوت آرام می گذرد .  تا زنده بماند به هجایی از التفات مسیح و عبور کند از تاریکی به خصلت خورشید ، ” تا عشق در تبسمی دیگر گریسته شود ” و حنجره ی بهار در تب شقایق بسوزد . 

 

” صدایم می دهد / این درخت / چون تبی که دارم / به رفتن    در نظاره ی خویش / و پران سینه    بالم نمی دهد / بر شاخه ای نجوا ”

شعر : صفحه ی ۴۴

 

رابطه ی شاعر با جهان پیرامون او همین صدا است . صدایی که مفهوم فراخوان را در خود دارد . اندکی جسارت برای شاعر  کافی است . تا در فضای یک قطعه شعر جلوه های حقیقی زبان را متناسب با زمان و مکان بروز دهد .

 

” برابر این کوه / نفس هایم به نام کیست / صبح عجیب / در طنین نور /

گوشم به خاکستر / که از شکفتن می نویسم / برابر این کوه ” 

شعر : صفحه ی ۸۳

 

تقدیر ورود واژگان در مصراع برای خلق تصاویر باید با فشردگی در بیان و ایجاز کار کرد های خود را نشان دهد . تا شاعر فراتر از معانی موجود به درک روابط درونی در شعر برسد . و با برجسته کردن نماد ها و نشانه ها بتواند با مخاطبان خود ارتباط برقرار کند .

 

 

” طلسمانی سی و شش گره / بر استخوانی از آتشِ فرسودن /

دیر می شود     به زانویی که خواهی افتاد / با پنجه ای کشیده / 

در لهیب علف ”

شعر : صفحه ی ۴۱

 

کلمات کلیدی عامل تعیین کننده در شعر هستند . و به خواننده در خوانش شعر کمک می کند . و این کلمات اگر با تکوین تصویر در شعر همراه شود . راه رسیدن به کمال را آسان می کند .

 

” همیشه نامی از آفتاب / بر گُرده اَم می سوزد / شفاعت دریاست    خاکسترم / بر می خیزم     از کبود شانه ها / در تابش رنگین کمان ”

شعر : صفحه ی ۵۰

 

مقر بی قراری در تفکر شاعر رسم رابطه می کند . تا در ارتباط با پدیده های پیرامون خود به جوهر حرکت در خلق و آفرینش شعر برسد . طلیعه ی پرواز این تفکر زمانی شکل می گیرد که شاعر با طیف وسیع تری از واژگان وارد قلمرو شعر شود .

 

” جز رویا چیزی در پرده نمی زند رنگ خیال / و صورتم نمی بخشد جز کلمات / که سپید از خونم می جهند ” 

یا

 

” هی انگاره ی باد    به سرعت خاموشی / و کم و بیش ردی عاجل /

تا تندیسه ی آوار صاعقه    بر سایه های رخام ”

شعر : صفحه ی ۸۶

 

این نوع حرکت خزنده ذهن شاعر را در رسیدن به ساختمان اثر سرعت می بخشد . و شعر در بافت معنایی تجلی معرفت را به سمت تقرب و سازگاری با جهان محسوس آماده می سازد . 

 

از زخمه های ایرانی و یک سال سمفونی تا منظره ی ایثاری کلمات و سطر های بی سَری جنون ، همه و همه به نفع رویا ها صاعقه می شود تا برق نگاه در گستره ی کتاب منتشر شود .

 

” مرا مشتاقی خویش احاطه می کند / به سوزی دیگر   شب /

 که فرود می آید از گیسو ”                              

  شعر : صفحه ی ۱۵

 

” دو شنبه حواشی باران ریز کلام / جوش جوانه می بینمت / به حنجره ی بید بنان /  نگو کیستی که شب / از گیسوی تو با باد می پیچم ”

شعر : صفحه ی ۸

 

” سال ها گریخته ای / با لباس اوفلیا / اما این آب      برای مردن نیست /

بر آتش    اندوه تو می رقصد / و ستارگانت / به عطر اوفلیا  می سوزد “

شعر : صفحه ی ۲۵

 

تاکیدی که شاعر به نقش واژگان در شعر دارد . تلاش او را برای ارائه ی یک زبان آهنگین مضاعف می کند . تا از همه ی ظرفیت های کلامی به نفع شعر بهره بگیرد .

 

چرا که شاعر در کسب تئوری شعر ، حد اقل در حوزه ی زبانی زحمت بسیاری متحمل شده است . و با جریان شعر نیمایی به ویژه شعر ناب به خوبی آشنا است .

 

” بر ساز بی پناهی می نشینم / در شیوع شب / چقدر تابوت /

در گیسوان بید است / کنار رود به جامه ی ستارگان “

شعر : صفحه ی ۶۳

 

جست و جوی آگاهانه با تکیه بر مبانی نظری و با استفاده از نماد ها به خلق تصویر های ذهنی می پردازد . و به جای کمک گرفتن از ارجاعات بیرونی ماهرانه از اسم ها و صفت ها به صورت احساسی و تخیلی بهره می گیرد تا واکنش های خود را به صورت عینی در خلق ترکیبات جدید و تصویر های بدیع ارائه نماید . 

 

” به سودای در باد انداختن کمرِ چهارم / در بند تعریفی از دریا نیست /

که آرام می شود ”

یا

 

” بر می خیزد و ُ / به سایه ی هذیانی نخل در آب    می اُفتد / 

فردای پشت نیزار / شبیه خاکستر  بر باد ”

شعر : صفحه ی ۹۲

 

اَله مرادی در خلق رابطه با مخاطبان خود تمام در ها و معبر ها را باز می گذارد . ابهامی در کار او دیده نمی شود . تصویر های او تفننی نیست

تمام تلاش او برای هویت بخشیدن به اشیا و کوشش برای ثبت تصویر های تجسمی است . شخصیت دادن به پدیده های بیجان به شکل صریح و و آگاهانه برای نقب زدن در برابر منظر های پیش رو تا آن ها را از سطح نجات دهد و به عمق شعر بکشاند . 

 

” به چهره ای بی فصل / هزار دستانه ی رویا در فراسو /

 به طعنه بر خندق های راه   گاه / با تکیه بر عطر سایه ای /

 تنی پروانه و چشمی نیلوفر “

شعر : صفحه ی ۸۰

 

گشودن افق تازه با منظر های جدید در ساحت شعر و باز کردن دریچه ای برای ورود به سمت ایجاز در بیان تا شعر را از آشفتگی نجات دهد و به تحولی برسد که پاسخ گوی سال ها ممارست در سرایش شعر باشد . 

 

شتاب در کار شاعر دیده نمی شود . تلاش کرده است تا گرفتار سرعت سطر ها در بیان عبارت ها نشود تا در خلوت اندیشه به فرزانگی برسد .

 

 

 

 

مطالب مشابه...

يك ديدگاه “نگاهی به مجموعه شعر«به نفع رویاها» اثر رستم اله مرادی”

  1. عمو گفت:

    با اینکه دیر منتشر می شوند
    اما نشان به همه ی نشانها که …
    که شاعرند به معنای اخص کلمه!
    شاعر شهرستانی افتخار این را دارد
    که هنوز می تواند پر قدرت بخواند و بیافریند هنوز!
    حدود بیست سال هیچ اثری از” محمدرضا کلهر” نیز منتشر نشد ه بود !؟و این جای بسیار تاسف و تامل است که ما می بایستی شاعرانمان را دیر بخوانیم افسوس…
    از شعر های این شاعر بازهم منتشر کنید
    این مهم است.او باید شناسانده شود هر چند خود آن شاعران اهل خلوتند و زیاد خوش ندارند
    ساحت واقعی شعر هم شاید همین باشد..
    با تشکر از این معرفی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات