تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

پرونده ای برای فرناندو پِسوآ/ ابوذر کردی (قسمت دوم)

 پرونده ای برای فرناندو پِسوآ/ ابوذر کردی (قسمت دوم)

O DOS CASTELOS

A Europa jaz , posta nos cotovelos:

De Oriente a Ocidente jaz , fitando ,

E toldam-ilh românticos cabelos

Olhos gregos , lemrando.

 

O cotovelo esquerdo é recuado ;

O direito éem ângulo disposto .

Aquel diz Itália onde é pousado ;

Este diz Inglaterra onde , afastado ,

A mão sustenta , em que se apoia o rostro .

 

Fita , com olher sfíngico e fatal ,

O Ocidente , futuro do passado .

 

O rosto com que fita é Portugal .

 

میان قلعه ها

اروپا ، کمربندی می نماید

با پهلوهایی نامعلوم :

کمربندی از شرق تا غرب

مبهوت کنان

و موهای خیالیخود که پنهان مانده اند

با چشم های یونانی اش

 که خاطره ای در خویش دارند .

 

سمت راست کمرگاه

اندکی فرو رفته

اما در چپ ،

یک گوشه ی آماده به کار است .

پهلویراست می گوید:

 ایتالیا به خاک فرو نشسته

پهلوی چپ حکایت می کند

که انگلستان دور افتاده .

چون دست  یک حامی

 که تکیه گاه ما است .

 

مبهوت چون نگاه ابوالهول

– مرگبار

و غرب ، آینده ای در گذشته است .

با صورت مبهوت خود

پرتغال .

 

ULISSES

O mito é o nada que é tudo .

O mesmo sol que abre os céus

É um mito brilhante e mudo –

O corpo morto de Deus ,

Vivo e desnudo .

 

Este , que aqui aportou ,

Foi por não ser existindo .

Sem existir nos bastou .

Por não ter vindo foi vindo

E nos criou .

 

Assim a lenda se escorre

A entrar na realidade ,

E a fecundá – la decorre .

Em baixo , a vida , metade

De nada , morre .

اولیسز[۱]

اسطوره ، چیز نیست

می تواند هیچ کس باشد .

چون خورشیدکه آسمان ها را می گشاید

– اسطوره ای درخشان و لال

چون جسد مرده یخدا

سرزنده و عریان .

 

او که اینجا زیسته بود

نمی اگزیست[۲] .

بی اگزیستانس

برایمان بس بود .

می خواست نرود

اما برده شد

و ما قوام گرفتیم.

 

 

گویا ، افسانه خواهد مرد

وقتی پای میان واقعیت بگذارد ،

این ملتقای فراموشی است .

میان هبوط

زیستن ، میانه ی نیستی است

مرگیدن .



) قهرمان حماسه ی اودیسه منسوب به هومر شاعر نابینای یونان باستان [۱]

) ترجمه ی این سطر به دلیل بینش های اگزیستانسیالیستی پسوآ کمی مشکل ساز شد . مجبور شدیم همچون روال شاعر از واژه ی اگزیستانس یک فعل فارسی بسازیم همچون روش سیاوش جمادی در ترجمه ی هستی و زمان مارتین هایدگر که از این نوع فعل سازی بهره گرفت . [۲]

برچسب ها

مطالب مشابه...

0 افکار در “پرونده ای برای فرناندو پِسوآ/ ابوذر کردی (قسمت دوم)”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات