تبلیغات

کتاب روز


«احمد بیرانوند/نشر وزگار»


چاپ دوم کتاب شرح حاشیه با ویراست جدید در بازار نشر «شرح حاشیه» که از نقطه نظری جدیدتر، می توان آن را شرح مهم ترین جریان های شعری معاصر بعد از نیما تلقی کرد، کتابی است در خور تامل و تعمق، اثر شاعر و محقق جوان،احمد بیرانوند. اگر چه کتاب از دید مولف در ساختاری متشکل از شش فصل ارائه شده است(بررسی انواع نقد بعد از نیما،بررسی شعر نیما،شعر هوشنگ ایرانی، شعر موج نو ، شعر حجم وشعر گفتار)، اما به طور کلی می توان آن را پژوهشی موفق در سه حیطه ی نقد نظریه ها، اشعار و بیان و تحلیل مورد توجه قرار داد. بررسی مباحث نقد و تمرکز در سیر حرکت و پویایی آن در قلمرو ادبیات پسانیمایی بخشی از کتاب است که نشانگر توجه و تدقیق مولف در باب اصول و انواع نقد این دوره است که لازم و بایسته و به جا می نماید. بخش دوم بررسی اصلی ترین نظریه ها، مانیفست ها و تا حدودی نگرش های جریان های شعری اخیر و نظریات مختلف در باب آن هاست. در این بخش نیز مولف سعی کرده است بر اساس بیانیه ها نقل قول ها ی مستقیم و غیر مستقیم، مصاحبه ها و به طور کلی داده های مستقیم نظریه پردازی های هر جریان، به درک مستقیم و بلا واسطه ای دست یابد و تا حد امکان آن را دست نخورده و مونتاژ نشده ، به خواننده معرفی کند تا در نهایت بتواند در بخش سوم به بررسی تحلیل و نقد اشعار برجسته ی نمایندگان هر جریان شعری بپردازد.
آرشیو معرفی کتاب

پرونده ای برای فرناندو پِسوآ/ ابوذر کردی (قسمت دوم)

 پرونده ای برای فرناندو پِسوآ/ ابوذر کردی (قسمت دوم)

O DOS CASTELOS

A Europa jaz , posta nos cotovelos:

De Oriente a Ocidente jaz , fitando ,

E toldam-ilh românticos cabelos

Olhos gregos , lemrando.

 

O cotovelo esquerdo é recuado ;

O direito éem ângulo disposto .

Aquel diz Itália onde é pousado ;

Este diz Inglaterra onde , afastado ,

A mão sustenta , em que se apoia o rostro .

 

Fita , com olher sfíngico e fatal ,

O Ocidente , futuro do passado .

 

O rosto com que fita é Portugal .

 

میان قلعه ها

اروپا ، کمربندی می نماید

با پهلوهایی نامعلوم :

کمربندی از شرق تا غرب

مبهوت کنان

و موهای خیالیخود که پنهان مانده اند

با چشم های یونانی اش

 که خاطره ای در خویش دارند .

 

سمت راست کمرگاه

اندکی فرو رفته

اما در چپ ،

یک گوشه ی آماده به کار است .

پهلویراست می گوید:

 ایتالیا به خاک فرو نشسته

پهلوی چپ حکایت می کند

که انگلستان دور افتاده .

چون دست  یک حامی

 که تکیه گاه ما است .

 

مبهوت چون نگاه ابوالهول

– مرگبار

و غرب ، آینده ای در گذشته است .

با صورت مبهوت خود

پرتغال .

 

ULISSES

O mito é o nada que é tudo .

O mesmo sol que abre os céus

É um mito brilhante e mudo –

O corpo morto de Deus ,

Vivo e desnudo .

 

Este , que aqui aportou ,

Foi por não ser existindo .

Sem existir nos bastou .

Por não ter vindo foi vindo

E nos criou .

 

Assim a lenda se escorre

A entrar na realidade ,

E a fecundá – la decorre .

Em baixo , a vida , metade

De nada , morre .

اولیسز[۱]

اسطوره ، چیز نیست

می تواند هیچ کس باشد .

چون خورشیدکه آسمان ها را می گشاید

– اسطوره ای درخشان و لال

چون جسد مرده یخدا

سرزنده و عریان .

 

او که اینجا زیسته بود

نمی اگزیست[۲] .

بی اگزیستانس

برایمان بس بود .

می خواست نرود

اما برده شد

و ما قوام گرفتیم.

 

 

گویا ، افسانه خواهد مرد

وقتی پای میان واقعیت بگذارد ،

این ملتقای فراموشی است .

میان هبوط

زیستن ، میانه ی نیستی است

مرگیدن .



) قهرمان حماسه ی اودیسه منسوب به هومر شاعر نابینای یونان باستان [۱]

) ترجمه ی این سطر به دلیل بینش های اگزیستانسیالیستی پسوآ کمی مشکل ساز شد . مجبور شدیم همچون روال شاعر از واژه ی اگزیستانس یک فعل فارسی بسازیم همچون روش سیاوش جمادی در ترجمه ی هستی و زمان مارتین هایدگر که از این نوع فعل سازی بهره گرفت . [۲]

برچسب ها

مطالب مشابه...

0 افکار در “پرونده ای برای فرناندو پِسوآ/ ابوذر کردی (قسمت دوم)”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

تبلیغات

بایگانی

تبلیغات