تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

چند شعر از بختيار علي ترجمه: بابك صحرانورد

چند شعر از بختیار علی

مقدمه و برگردان فارسی: بابک صحرانورد

بختیار علی، شاعر و نویسنده بسیار سرشناس کرد، از معدود روشنفکرانی ست که توانسته در این چند ساله ی اخیر افق های نوید بخشی را برای ادبیات معاصر کردی رقم بزند. آثار او در ایران و در بین فارسی زبانان نیز با اقبال عمومی خوبی مواجه شده و برخی از شعرها و رمانهایش تاکنون به چاپهای متعدد رسیده اند. بختیارعلی متولد سال ۱۹۶۰ در شهر سلیمانیه ی عراق است . همانجا تحصیلاتش را تا مقطع دیپلم به پایان رسانده وسپس تحصیلاتش را در رشته زمین شناسی دانشگاه های سلیمانیه واربیل پی گرفته است. دردروان دانشجویی در تظاهرات دانشگاه سلیمانیه در سال ۱۹۸۳ مجروح شده و به همین جهت دانشگاه را برای همیشه رها می کند. سال ۱۹۹۴ جنگ دامنه داری مابین احزاب کردستان عراق درمی گیرد که به (برادرکشی) مشهور شده است و بخیتار علی به مانند بسیاری از روشنفکران آن دیار به نشانه اعتراض به این جنگ خانمانسوز کردستان را ترک می کند. او پس چند ماه اقامت در دمشق به آلمان می رود و در آنجا پناهنده می شود و در شهر(کلن) آلمان اقامت می گزیند و تمامی وقت خود را صرف نوشتن کرده است. جدای از اینکه در آنجا با گروهی از همفکران و همنسلانش برای مدتی ماهنامه ای را به نام(رهند) منتشر میکرد که تاثیر بسزایی بر روند مباحث روشنفکری در کردستان عراق گذاشته بود، تعدادی رمان بلند را نیزدر طول این سالیان به نگارش درآورده که در تیراژهای بالایی منتشر شده اند. آثار او تاکنون به زبان های عربی، فارسی، انگلیسی، آلمانی، روسی، اسپانیایی و فرانسوی ترجمه شده اند. او نخست کارش را با شعر آغاز کرده و بیشتر از هشت مجموعه شعر از او در عراق منتشر شده است. بختیار علی بعد از شاعران نسل شیرکو بیکس و عبدالله پشیو، جزو شاعران معاصر نسل سوم کردستان عراق است که در شعرهایش همواره به جستجوی پرسشهای هستی شناسانه،کشف تصاویر غریب و ناب با فرمی بدیع، متفاوت، عمیق و همچنین مضامین جدی و جهانشمول که از دغدغه های اصلی انسان مدرن نیز هست. می باشد. وی با انتشار تعدادی مجموعه شعر همچون (کتاب آدم کش ها- کار کردن در باغ های فردوس- جلاد- درها- عشق- کارناوال- شهر- گناه – آه، روزگاران خوش دیروز- فریادهای ابلیس- بازگشت- وطن – بوهیمی و ستاره ها) توانست شعر معاصر کردستان عراق را به سمت و سوی امیدبخشی رهنمون کند و شعر امروز کرد را با تأکید بر زبانی تراش خورده، ساده و تفکری که در خور این نوع شعراست، هدایت کند. نام او همواره درکنار مجموعه ای از شاعران خوب آن دیار همچون دلاور قره داغی، هیوا قادر، نزند بگیخانی، رفیق صابر و کریم دشتی، بر بلندای شعر کردستان عراق می درخشد. زبان شعر های او درعین حال که بسیار صمیمی ست اما پر استعاره و پر ایهام نیز هست. گویی او در درک دیگری که از جهان و انسان «تَرک خورده»ی معاصر به دست داده است،  رنگ و بوی واقعی واژه ها را به تمامی بر خواننده آشکار ساخته و او را در افسونی سحرآمیز واگذاشته است.در اشعار او خواننده به شکل غریبی به یک سفری آفاقی می رود که در نهایت این مخاطب است که در شعر او خود را چون سالکی در سفر به جهان انفسی سروده هایش می یابد. نوعی رازآمیزی کلام با تصاویر زیبا اما نامتعارف که هر کدام گویای جهان ذهنی شاعراست، با چاشنی پرسش های فلسفی، همواره و جا به جا در آثار او هویداست و شاید همین عناصر است که شعر او را در نگاه نخست محکم، متفاوت و در وهله دیگر بزرگ می نمایاند. چنین برخوردی در شکل درونی شعر به همراه فرم خاص در زبان و دیگر صنایع لفظی و بیانی باعث شده است شعرهای او در خوانشی دیگر به خاستگاه مدرنیسم شعری پهلو زده و گاهی نیز تصاویر، رنگی اکسپرسیونیستی به خود بگیرند و شعر در جهان محال خویش همچنان غریب بماند. درواقع این شاعر با درک تازه ای که از شعر مدرن غربی و رویکرد تازه ای که به عناصر شعر کردی همچون فضا، زبان، طبیعت و همه آنچه که شعرکردی را متمایز می کند، دارد، آثاری را آفریده که چون قصیده ای نو بر ستیغ شعر معاصر کردستان خودنمایی می کند.

  قبل ِمرگ

پیش از کُشتنم پرسید: از کدامین ملتی؟

از تبار گُل یا از نسل درختان

از نسل تبسم یا نم نم گریه

پرسید:

خانه تان نزدیک باغچه ی تعلیق زمان بوده

یا درنزدیکی خاموش ترین ثانیه های خُودکشی گُل ؟

خانه تان نزدیک نفس های گُل میخک بوده

یا که در کوچه ی بن بست درنگ گُل نرگس؟

پرسید: با چند گام از روشنی و تابناکی، میرسی به خیابان یقین

با چند لحظه ی شبنم، میرسی به بازار پروانه ها

نگاهم می کرد، می گفت:

تو از نسل گُل های گندم گون زیبارو نیستی؟

در مدرسه ی خداوندی گیلاس

دوستی داشتی، آواز سروش از دهان گُل سرخی می خواند

رفیقی داشتی، برای اناری لب بسته استخاره می کرد

من ترا در خیابان خوشبختی های دروغین دیده ام

دست هایت را در دست پگاهی پر زرق و برق دیده ام

از خواب هایت پیداست همه ی خاک زمین را درنوردیدی

همه ی شیشه های خرد شده ی خانه ات، دلیلی هستند بر همصحبتی شب با تو

 نسترن های فرو ریخته در حیاط خانه ات، نشان از خیزش تو تا بیکرانها دارد

بر اشک هایت نوشته است:                                    

در غروبی ابدی،اتفاقی، میرسی بر آستانه ی حشر و در آنجا می بینی،

یک نفر پیش از کشتن ات، از تو می پرسد:

از کدامین ملتی، از نژاد بادی یا سیلاب؟ از کدامینی تو، نسل گُل یا پروانه ؟

 

نخستین التماس

خدایا، عطا کن به من رشته ای از آب، قفل گلابی، کلید روح نی،

تیغ تیز آفتاب را

خدایا، دل شوره هایم را بر سر بهار مریز

بر کوچه ی یاران شهادت نوشم، گلدسته هایم را آوار نکن

نشکن آینه ی شب را،آینه باد، آینه آب را

خدایا، ارزانی فرما به من تابناکی

اشک تار و تیره

خانه ای در کوچه سار مهتاب

شب یک دانه انار.

خدایا، برویان بر سر رویش گیاه، ماه دیگر

بیاور بر سر این ظلمت دل، ابر دیگر

فروزان کن یک ستاره بر مستی مستانه بلبل

بتابان خورشیدی دیگر بر پیکر خونین گل سرخ

برویان… پر کن از دریا… این خون را از نور لبریز کن

برویان … پر کن از شب … سبز کن این بهار را از مرگ

مرهمی بگذار بر این همه زخم

برویان زمینی دیگر را در کنار کشتگاهان ترس

کبوتر را بده یک بال دیگر، تا بخواندآواز پرواز دیگر را

برویان الفبای تازه ای را بر شعرهای آن سوی مرگ

دفتری کوچک بیاور، برای دردهای جهان آن سوی مرگ .

 

التماس دوم

خدایا !

کبوتر را بگو عفوم کند

همه ی ستاره‌ها

خورشید و مهتاب مرا ببخشند

خدایا!رخصتی ده تا از زیبایی و دریا بگذرم

از پروانه و خیال

از غم حقیقت

تا برسم به شکوفه‌ی محال.

خدایا ! بگو تا ببخشند من را

آنهایی که مرا زادند

همان هایی که از من زاده شدند

عفوم کنند

کسانی که چون آنها بودم

کسانی که چون من بودند .

 

تقسیم کردن

چون جهان را سهم بندی کردیم

فردای فولاد از آن تو

قلب لطیف صبحگاهان از آن من

علف چاروادار اندیشه‌های امشب از آن تو

حشیش نمور عصرگاهان از آن من

عطر خوش پایکوبی‌ها

شیره‌ی درختان

خرگوش پر تشویش میان غلات

گنجشک کوچک به زیر فضله‌ی چارپایان از آن من.

نه رفیق، نه

وطن از آن تو، شرف، شراب، یار هم  از آن تو

از آن من نیز خودم

گیاه از آن تو، غله، انگور، چراغ هم از آن تو

از آن من نیز خودم

تفنگ از آن تو، جنگ ، خورشید، خدا هم از آن تو

از آن من نیز تنها خودم .

 

مطالب مشابه...

يك ديدگاه “چند شعر از بختیار علی ترجمه: بابک صحرانورد”

  1. صباح مریوانی گفت:

    بسیار  عالی   ….
    سپاس  

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات