تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

چند شعر دوزبانه از نصرت الله مسعودی/ ترجمه: ساسان بازگیر

چند شعر دوزبانه از نصرت الله مسعودی

 ترجمه: ساسان بازگیر

۱

آن قدر مبادی آدابم وُ

از جنون دور

که تا اجازه نفرمایی

نمی توانم دوستت داشته باشم

حالا که تا دلت بخواهد گم شده ای

به نیانت از که اجازه بگیرم

که تا دلم می خواهد برایت گریه کنم!

 

Such courteously

And so kept in sanity

Devoted to you,

So much so that

I can’t love you

Without your consent.

But, now that you are

Too lost in distances

To beg your permission,

How can I take your mercy

For the moment

To cry my heart out?

 

۲

         

سگ دو می زنم لنگ

اصلاً سبقت می گیرم از سگ

و در این مسابقه ی بی سابقه

کنار این جاده ی یکطرفه

منتظر ِرحمت ِکامیونی ترمز بریده می مانم!

 

Blessed is a dog

Compared with

The doggish life I’m leading.

In such an disparate misery

I keep my rambling

By the side of this

Narrow one-way road

Looking for the mercy of a

 Brakeless truck.

 

۳

آن قدر دیر آمدی

که من بسیار مرده بود.

آن قدر دیر آمدی

که این گورستان کهنه

برای پیرنرین هم خاطره می شود

 

Your ever so late return

Was after my many deaths.

Your ever so late return

Will make the cemetery of

 My many graves

The reminiscent for

 Everlasting memories.

 

۴

 

اگردلی برایم گذاشته بودی

 بازازتو د لگیر نمی‌شدم

پریواره‌یی که دلت

همه‌ی نشانی‌های مرا

خط زده است!

 

Had you left me

A bit of heart,

Still,

I would have not been

 So peeved from you.

You,

The fairy-born

Whose heart has ignored

All my mementos.

 

۵

 

اردیبهشت که بیاید

سر براین همه دشت

بوی بناگوشَت را

از دست گیاهی

می قاپم!

 

One April day

I will grab

Your sweet scent

From a newborn bud.

 

۶

 

همه ی این ها رنگ است

با هرحاشیه یی که می خواهی بزن.

به هررنگی که می خواهی اعلامم کن

فقط این را گفته باشم

 که رنگ ِ دلت را

حتماً باور نمی کنند

و تصویرت را

اگر داوینچی هم بکشد

 بازشطرنجی ست!

 

Variety of colours

Offered to you.

Make me up,

Exhibit me,

As you wish.

However,

 Beware,

Your heart’s colour

Would nowhere be believed.

It would be faked

Even if painted by

Da Vinci himself.

برچسب ها

مطالب مشابه...

0 افکار در “چند شعر دوزبانه از نصرت الله مسعودی/ ترجمه: ساسان بازگیر”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات