Warning: ksort() expects parameter 1 to be array, object given in /home1/avangard/public_html/wp-content/plugins/bbpress/includes/core/template-functions.php on line 316
چند شعر دوزبانه از نصرت الله مسعودی (۲) / ترجمه: ساسان بازگیر | سایت ادبیات پیشرو ایران آوان گاردها

تبلیغات

کتاب روز


«احمد بیرانوند/نشر وزگار»


چاپ دوم کتاب شرح حاشیه با ویراست جدید در بازار نشر «شرح حاشیه» که از نقطه نظری جدیدتر، می توان آن را شرح مهم ترین جریان های شعری معاصر بعد از نیما تلقی کرد، کتابی است در خور تامل و تعمق، اثر شاعر و محقق جوان،احمد بیرانوند. اگر چه کتاب از دید مولف در ساختاری متشکل از شش فصل ارائه شده است(بررسی انواع نقد بعد از نیما،بررسی شعر نیما،شعر هوشنگ ایرانی، شعر موج نو ، شعر حجم وشعر گفتار)، اما به طور کلی می توان آن را پژوهشی موفق در سه حیطه ی نقد نظریه ها، اشعار و بیان و تحلیل مورد توجه قرار داد. بررسی مباحث نقد و تمرکز در سیر حرکت و پویایی آن در قلمرو ادبیات پسانیمایی بخشی از کتاب است که نشانگر توجه و تدقیق مولف در باب اصول و انواع نقد این دوره است که لازم و بایسته و به جا می نماید. بخش دوم بررسی اصلی ترین نظریه ها، مانیفست ها و تا حدودی نگرش های جریان های شعری اخیر و نظریات مختلف در باب آن هاست. در این بخش نیز مولف سعی کرده است بر اساس بیانیه ها نقل قول ها ی مستقیم و غیر مستقیم، مصاحبه ها و به طور کلی داده های مستقیم نظریه پردازی های هر جریان، به درک مستقیم و بلا واسطه ای دست یابد و تا حد امکان آن را دست نخورده و مونتاژ نشده ، به خواننده معرفی کند تا در نهایت بتواند در بخش سوم به بررسی تحلیل و نقد اشعار برجسته ی نمایندگان هر جریان شعری بپردازد.
آرشیو معرفی کتاب

چند شعر دوزبانه از نصرت الله مسعودی (2) / ترجمه: ساسان بازگیر

چند شعر دوزبانه از نصرت الله مسعودی (۲) / ترجمه: ساسان بازگیر

 

۷

تو حق نداشتی که

این همه زیبا باشی

و حق من هم این نبود

که روزی هزار بار برای تو بمیرم.

 

Your killing beauty

Murdered me

Thousand times a day.

Neither were you allowed

Nor did I deserve it.

۸

 

بدرود ترانه یی

که برلب من نمی نشینی

دیگراگر بمیرم هم

درهیچ کوچه ی تاریکی نمی خوانم!

I won’t whistle again

A single song

By the cost of my life,

When

It doesn’t suit

My lips.

    

۹

این حوزه ی حضور توست

من ویرانی ام را

با کسی تقسیم نمی کنم!

 

I won’t share my desolation

With anybody.

For,

It’s the only recall

Of your presence.

۱۰

دَم وُ بازدَمَم دو هجای نام ِتوست.

برای زنده ماندن

من اینگونه نفس می کشم.

 

You are the only excuse for

My inhale and exhale.

That’s why I breathe. 

    

۱۱

 

بیا کمی گناه بکنیم

که خیلی ثواب دارد

یخ زده ام ازاین فاصله ی دیوار به دیوار!

به گیسوان ِسفیدِ مادرت سوگند

اگر دیربجنبی، همین فردا

دخترت را

به گیسوی تو سوگند می دهند

 

Let’s commit the sin

And share its charity.

I have been frozen

From these killing

Sunless shadows of loneliness.

Lets commit it soon

             

          ۱۲

 

چگونه بی ترس از ایست های بازرسی بگذرم

با کوله باری که بوی موی تو

از آن

بیرون می زند.

می بینی که عریان تر از ماه ِشب چهارده، جنون

با موج های سنگین

چه شوخی ها که نمی کند!

 

 

How dare I

To pass the security guards

Carrying a bomb

In my heart

And a memory loaded by

  Gunpowder of your odor?

 

۱۳

 

با لاجورد ِ چیده از وسط ِ دریا

چشمانت را چنان به من نشان داد

که اگردزد دریایی هم می بودم

تنها با خیال چشمت

به ساحل برمی گشتم.

 

Had I been

A pirate,

Only a glimpse of

Your drowsy eyes

Could have tacked my sails

To sweet the shore of

Your windy skirt.

۱۴

 

سرنوشتم را

باد وُ دامنت رقم می زنند.

گل ِدامنت که آن سوی پرچین ست

و باد هم با دست ِ خالی ام

چه بازی ها که نمی کند.

 

My destiny is a suspended toy

Among the tricky game of

The wind and your skirt.

your skirt’s scent

Out of my hand’s reach

And the wind

Teases my wishful hands.

        

 

برچسب ها

مطالب مشابه...

يك ديدگاه “چند شعر دوزبانه از نصرت الله مسعودی (۲) / ترجمه: ساسان بازگیر”

  1. سید مصطفی جهانبخت گفت:

    سلام
    درود بر استاد مسعودی عزیز و دکتر بازگیر ارجمند، معتقدم در ترجمه باید به متن اصلی وفادار بود و تا حد توان از تغییر معنی مورد نظر شاعر خودداری کرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

تبلیغات

بایگانی

تبلیغات