رفتن به بالا
  • شنبه - ۲۹ آذر ۱۳۹۳ - ۰۸:۴۰
  • کد خبر : ۴۰۱۸
  • چاپ خبر : ژیلا حسینی/ شعر کردستان/ ترجمه: خالد بایزیدی دلیر

ژیلا حسینی/ شعر کردستان/ ترجمه: خالد بایزیدی دلیر

ژیلا حسینی/ شعر کردستان/ ترجمه: خالد بایزیدی دلیر

 

یکی از شاعران کرد ژیلا حسینی یا بهتر بگوییم فروغ کورد در سال ۱۳۴۳ در شهر سقز در شرق کردستان به دنیاآمده است آشنا می شویم ژیلا در یک خانواده ی آئینی و مذهبی که عموما اهل علم وادب وهنر بودند بدنیا امد. مرحوم شیخ عبدالقادر جد پدرش خطاط و شاعر بوده است. پدر ژیلا نیز زنده یاد مهران حسینی قاضی دادگستری واهل مطالعه و روشنفکری آگاه بود. ژیلا در تاریخ هزار و سیصدوهفتاد و پنج تصادف کرد و در سن سی و دو سالگی در حالی که برای دیدار شاعره بلند آوازه ی کورد شیرکوبیکه س عازم تهران بود دراثر واژگون شدن ماشین اش در محور سنندج،دهگلان ساعت ۷.۳۰ دقیقه صبح فروغ وار پرواز را به خاطر سپارد و سکبال پر گشود.

 

 چند شعر را ازاین شاعره کورد :

سه تار

دل تنگم چه تاریک است
آنگاه که پنجه های عشق ورزی
سوزتاراشتیاق اش رامی لرزاند
درآنهنگام
یاددوری ات
دل رنجورش رامی لرزاند
می نوازدآوازغم
شعری نورامی سراید.

شاید

ازآئینه بپرس
ازشانه ام
ازمتکایم
وازشب چراغ دل افسرده
که روزوشب چندبار
انارقلبم رامی فشارد
مهربانی تو
وعصاره ی عشق سرخ تو
گناه من رارنگ می کند
چندبارجمله عشق من

دوستت دارم

خاموش
می لرزاند لبهای من را؟!

خواب تورامی بینم
دستم راگرفته ای و طوفان تعجبم
مرا با خود
به کناری می کشانی
اما فردا
تو طوفانی

تودرخوابم
قامتت رابلندکرده ای
دست می کشی
ازباغستان همسایه
سیبی را
دزدکی دردستانم می گذاری
من می ترسم
درخواب
توباغبان پرازخشمی و
من سیبم را
ازتوپنهان می کنم

 

ژیلا حسینی/ شعر کردستان/ ترجمه: خالد بایزیدی دلیر

 

یکی از شاعران کرد ژیلا حسینی یا بهتر بگوییم فروغ کورد در سال ۱۳۴۳ در شهر سقز در شرق کردستان به دنیاآمده است آشنا می شویم ژیلا در یک خانواده ی آئینی و مذهبی که عموما اهل علم وادب وهنر بودند بدنیا امد. مرحوم شیخ عبدالقادر جد پدرش خطاط و شاعر بوده است. پدر ژیلا نیز زنده یاد مهران حسینی قاضی دادگستری واهل مطالعه و روشنفکری آگاه بود. ژیلا در تاریخ هزار و سیصدوهفتاد و پنج تصادف کرد و در سن سی و دو سالگی در حالی که برای دیدار شاعره بلند آوازه ی کورد شیرکوبیکه س عازم تهران بود دراثر واژگون شدن ماشین اش در محور سنندج،دهگلان ساعت ۷.۳۰ دقیقه صبح فروغ وار پرواز را به خاطر سپارد و سکبال پر گشود.

 

 چند شعر را ازاین شاعره کورد :

سه تار

دل تنگم چه تاریک است
آنگاه که پنجه های عشق ورزی
سوزتاراشتیاق اش رامی لرزاند
درآنهنگام
یاددوری ات
دل رنجورش رامی لرزاند
می نوازدآوازغم
شعری نورامی سراید.

شاید

ازآئینه بپرس
ازشانه ام
ازمتکایم
وازشب چراغ دل افسرده
که روزوشب چندبار
انارقلبم رامی فشارد
مهربانی تو
وعصاره ی عشق سرخ تو
گناه من رارنگ می کند
چندبارجمله عشق من

دوستت دارم

خاموش
می لرزاند لبهای من را؟!

خواب تورامی بینم
دستم راگرفته ای و طوفان تعجبم
مرا با خود
به کناری می کشانی
اما فردا
تو طوفانی

تودرخوابم
قامتت رابلندکرده ای
دست می کشی
ازباغستان همسایه
سیبی را
دزدکی دردستانم می گذاری
من می ترسم
درخواب
توباغبان پرازخشمی و
من سیبم را
ازتوپنهان می کنم

 

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه


۶ دیدگاه برای “ژیلا حسینی/ شعر کردستان/ ترجمه: خالد بایزیدی دلیر”

  • یک انتقاد کوچک اما صریح:
    جالبه. این شعرها پنج سال قبل توسط آقای صحرانورد در ویژنامه شعر کردستان در سایت ادبی وازنا منتشر شده که به درخو.است آقای حافظ موسوی انجام شد. ای کاش این مترجم گرامی تعبیر خود را از این شعرها به دست می داد نه اینکه دقیقا همان ترجمه های آقای صحرانورد را دوباره بیاورد. برای اینکه حق و ناحق نشود شما را به این آدرس ارجاع می دهم تا خودتان قضاوت کنید. آقای صحرانورد حداقل شعر ۴۰ شخصیت فارس و کرد را بازگردانده است.این هم آدرس سایت:http://www.vazna.ir/?p=2307

  • خادم العلما says:

    آقای صحرانورد آبروی شعر کردی را برباد داده است. در مقاله ای به زودی به ناترجمه های ایشان پرداخته می شود.

    • باسلامی صمیم-
      این شعرزیبارادوبارخواندم! ازسرگذشت این دخترباارزش نیزبااطلاع شدم؛ که بسیار مهم بودومتاثرشدم. کاربااحساس و سلیس ودرون گرای قشنگی بود.
      روحش شادباد وبازماندگان باارزشش نیز درارامش(گفته شدانها نیز الیت بودند). ازمعرفی وی وکارباارزشش، ازهرسویی انجام شود(به است..) چندسویه سپاسگذاری می کنیم. پیروزو زرین.. م کیوان %

  • باسلام ودرودبه افسون فرهیخته که انتقادکرده
    بودندکه عین ترجمه های آقای صحرانوردراآورده
    ام..که بایدیادآوری کنم که من تاکنون این ترجمه های صحرانوردراندیده ام ومن آنهاراازمجموعه شعرهای کوردی اش انتخاب کرده
    بودم ودردوران حیات اش نیزباایشان آشنایی داشتم وآثاراش راازنزدیک دنبال می کردم وچنانچه ترجمه هانزدیک به ترجمه های بابک صحرانورداست من ازایشان معذرت خواهی می کنم وگاهی درترجمه چنین اتفاقی می افتدکه
    گمانه زنی های رابه همراه بیاورد…چون معادل کلمات اش پیدانمی شودومترجم مجبوراست واژه هاوکلماتی رابکارببردکه به
    حسب تصادف مترجم های دیگرنیزبکاربرده اند
    ومن اگرمی دانستم آقای صحرانوردوحتی کسانی دیگردست به ترجمه های این شعرهازده اندطبعاازترجمه شان منصرف می شودم.این هم آدرس امیل ام ممنونم ازانتقادات منصفانه تان:kaliddler@gmail.com

  • سلام و باعرض ادب و قدردانى به شما دوست عزیز ادبیات اولین شعر از ژیلا چه تاریک است اشتباه ترجمه شده و ژیلا در شعر نوشته (دلى ته نگم سئ تاریکه) دل تنگم سه تاری است که … و شعر اخر هم از شعر قبل سوانشده خواب می بینم شعرى مجزا است .

  • سلام از این هویت بخشی باید نا امید شد. چرا شاعران کرد را اینگونه توصیف می کنند که گویی هویت مستقل خود را به عنوان یک شاعر ندارند و هویت او را عاریت می گیرند از شاعری فارس زبان؟ مثلا اگر فروغی وجود نداشت خانم ژیلا حسینی را باید چگونه معرفی می نمودیم؟ یا می گویند شرکو بیکس شاملوی کرد است! شرکو بیکس خود امپراطور شعر دنیا لقب گرفته است آنوقت ما برای توصیفش هویت شاملو را برایش قرض می گیریم! چرا؟ مگر این شاعران بزرگ ما خود هویت مستقل ندارند؟ این حرفها به معنای انکار جایگاه فروغ و شاملو نیست.