تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

کدام عکس سیاه است کدام سفید ؟ (فتوشعر شماره 6)

کدام عکس سیاه است کدام سفید ؟

 شعر و متن از: احمد بیرانوند

 عکس از: مریم احسانی

 احمد: خوابت را بگو.

مریم: خواب یک خانه قدیمی دیده ام.

احمد: یادت هست چه اتفاقی افتاد؟

مریم: یادم می آید چه اتفاقی افتاده، اما دقیق نمی دانم کجا بود؟ چه شکلی بود؟

احمد: چیز دیگری هم بود؟

مریم: بله یک تخت بود وسط بیابان.

عکس سیاه وسفید مرا به ناخودگاه می برد. جایی که هم تاریکم هم روشن. مثل خواب مریم. من در خواب جزئیات را به خاطر ندارم اما چیزی از یاد در خاطرم می ماند. مثل یاد حجم اشیاء.

در عکس سیاه و سفید، عکاس فراموش نمی کند بلکه سعی می کند چیزی را بیشتر به یاد بیاورد. مثل مریم که هی می اندیشد: من دیشب خواب کدام خانه را دیده ام؟

مریم هیچ وقت، خود خواب در خاطرش نمی ماند. بلکه روی آن چه می خواهد به یاد داشته باشد، تامل می کند.

مثل عکاس که میان یک سیاهی اصرار دارد چیزی سفید باشد.

عکس سیاه و سفید اصرار به یاد آوردن چیزی است که یادمان نیست.

عکاس می رود میان سیاهی و چنگ می زند به ناخودآگاه.

هر چه دستش آمد سفید می کند.

مثل مریم که چنگ زده به تخت و از بیابان آن را آورده توی حیاط خانه. شاید وقت خواب دیدن از هوای گرم اتاق، هوس حیاط کرده باشد.

عنوان:

خواب متروک

متن:

حرف آجر

توی دهن دیوار ماسید.

من ترک خورده ام در لکنت.

کی مرا ترک کرده ای                     ای خواب نمور

رویای فرسوده.

 

حاشیه:

ذهن یک مرد روی این تخت، خود ارضایی کرده است

و بعد سخت گریسته است.

دیوارهای خانه هنوز نم اشک دارند و بوی منی فضا را پر کرده است.

 

عنوان عکس از نگاه عکاس:

و پرده ای آبستن باد است

برچسب ها

مطالب مشابه...

5 افکار در “کدام عکس سیاه است کدام سفید ؟ (فتوشعر شماره ۶)”

  1. رایحه گفت:

    نم اشک های مرد اگر آن قدر بماند که بوی منی را خفه کند، مرد واقعی گریسته است.

  2. بی نام (بـهنام) گفت:

    تخت
    می افت
    بر
    تخت

  3. درود بر شما جناب بیرالوند عزیز

    ودرود بر بانو احسانی که با تلفیق شعرشما وعکس زیبای خویش واقعا گل کاشته اند .دست مریزاد به هردوی شما

  4. حسین شکیبا گفت:

    خصوصیت این کار این بود که ده بار اومدم این پایین نظر بدم باز یه چیزی منو بالا کشید به دیدن و خواندن دوباره لیلا خانوم چرا همه اشیا رو به دیوار پشتشون وصل میکنین من که دلم میگیره حس خفگی بهم دست میده انگار دیوارا هل میدن آدمو چقدر خوب بود این کارتون
    احمد احمد احمد با تو نباید حرف زد با تو فقط باید زندگی کرد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات