تبلیغات

کتاب روز


«احمد بیرانوند/نشر وزگار»


چاپ دوم کتاب شرح حاشیه با ویراست جدید در بازار نشر «شرح حاشیه» که از نقطه نظری جدیدتر، می توان آن را شرح مهم ترین جریان های شعری معاصر بعد از نیما تلقی کرد، کتابی است در خور تامل و تعمق، اثر شاعر و محقق جوان،احمد بیرانوند. اگر چه کتاب از دید مولف در ساختاری متشکل از شش فصل ارائه شده است(بررسی انواع نقد بعد از نیما،بررسی شعر نیما،شعر هوشنگ ایرانی، شعر موج نو ، شعر حجم وشعر گفتار)، اما به طور کلی می توان آن را پژوهشی موفق در سه حیطه ی نقد نظریه ها، اشعار و بیان و تحلیل مورد توجه قرار داد. بررسی مباحث نقد و تمرکز در سیر حرکت و پویایی آن در قلمرو ادبیات پسانیمایی بخشی از کتاب است که نشانگر توجه و تدقیق مولف در باب اصول و انواع نقد این دوره است که لازم و بایسته و به جا می نماید. بخش دوم بررسی اصلی ترین نظریه ها، مانیفست ها و تا حدودی نگرش های جریان های شعری اخیر و نظریات مختلف در باب آن هاست. در این بخش نیز مولف سعی کرده است بر اساس بیانیه ها نقل قول ها ی مستقیم و غیر مستقیم، مصاحبه ها و به طور کلی داده های مستقیم نظریه پردازی های هر جریان، به درک مستقیم و بلا واسطه ای دست یابد و تا حد امکان آن را دست نخورده و مونتاژ نشده ، به خواننده معرفی کند تا در نهایت بتواند در بخش سوم به بررسی تحلیل و نقد اشعار برجسته ی نمایندگان هر جریان شعری بپردازد.
آرشیو معرفی کتاب

کدام عکس سیاه است کدام سفید ؟ (فتوشعر شماره 6)

کدام عکس سیاه است کدام سفید ؟

 شعر و متن از: احمد بیرانوند

 عکس از: مریم احسانی

 احمد: خوابت را بگو.

مریم: خواب یک خانه قدیمی دیده ام.

احمد: یادت هست چه اتفاقی افتاد؟

مریم: یادم می آید چه اتفاقی افتاده، اما دقیق نمی دانم کجا بود؟ چه شکلی بود؟

احمد: چیز دیگری هم بود؟

مریم: بله یک تخت بود وسط بیابان.

عکس سیاه وسفید مرا به ناخودگاه می برد. جایی که هم تاریکم هم روشن. مثل خواب مریم. من در خواب جزئیات را به خاطر ندارم اما چیزی از یاد در خاطرم می ماند. مثل یاد حجم اشیاء.

در عکس سیاه و سفید، عکاس فراموش نمی کند بلکه سعی می کند چیزی را بیشتر به یاد بیاورد. مثل مریم که هی می اندیشد: من دیشب خواب کدام خانه را دیده ام؟

مریم هیچ وقت، خود خواب در خاطرش نمی ماند. بلکه روی آن چه می خواهد به یاد داشته باشد، تامل می کند.

مثل عکاس که میان یک سیاهی اصرار دارد چیزی سفید باشد.

عکس سیاه و سفید اصرار به یاد آوردن چیزی است که یادمان نیست.

عکاس می رود میان سیاهی و چنگ می زند به ناخودآگاه.

هر چه دستش آمد سفید می کند.

مثل مریم که چنگ زده به تخت و از بیابان آن را آورده توی حیاط خانه. شاید وقت خواب دیدن از هوای گرم اتاق، هوس حیاط کرده باشد.

عنوان:

خواب متروک

متن:

حرف آجر

توی دهن دیوار ماسید.

من ترک خورده ام در لکنت.

کی مرا ترک کرده ای                     ای خواب نمور

رویای فرسوده.

 

حاشیه:

ذهن یک مرد روی این تخت، خود ارضایی کرده است

و بعد سخت گریسته است.

دیوارهای خانه هنوز نم اشک دارند و بوی منی فضا را پر کرده است.

 

عنوان عکس از نگاه عکاس:

و پرده ای آبستن باد است

برچسب ها

مطالب مشابه...

5 افکار در “کدام عکس سیاه است کدام سفید ؟ (فتوشعر شماره ۶)”

  1. رایحه گفت:

    نم اشک های مرد اگر آن قدر بماند که بوی منی را خفه کند، مرد واقعی گریسته است.

  2. بی نام (بـهنام) گفت:

    تخت
    می افت
    بر
    تخت

  3. درود بر شما جناب بیرالوند عزیز

    ودرود بر بانو احسانی که با تلفیق شعرشما وعکس زیبای خویش واقعا گل کاشته اند .دست مریزاد به هردوی شما

  4. حسین شکیبا گفت:

    خصوصیت این کار این بود که ده بار اومدم این پایین نظر بدم باز یه چیزی منو بالا کشید به دیدن و خواندن دوباره لیلا خانوم چرا همه اشیا رو به دیوار پشتشون وصل میکنین من که دلم میگیره حس خفگی بهم دست میده انگار دیوارا هل میدن آدمو چقدر خوب بود این کارتون
    احمد احمد احمد با تو نباید حرف زد با تو فقط باید زندگی کرد

پاسخ دادن به بی نام (بـهنام) لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

تبلیغات

بایگانی

تبلیغات