رفتن به بالا
  • سه شنبه - ۲۷ تیر ۱۳۹۱ - ۱۲:۱۳
  • کد خبر : ۵۳۸
  • چاپ خبر : یک شعر از ابراهیم عالی پور

یک شعر از ابراهیم عالی پور

ابراهیم عالی پور

ایذه

مجموعه در دست انتشار:

افکار عمومی

چه کلاغ چه نیمه ی گم شده ی کودکی

تو زیر پوست  خودت می مردی

 این دلخوری ها

تو جیهی بر تولدمان  بود

دهان  و دوباره

 تنها اشتراکی بود که  رسالت یافت

بیا بلوغ مان را طول  بدهیم

 و با تمام زمستان های خسته

زیر پالتو  خیمازه   بکشیم.

حساب و کتاب این محاصره ها

تن به غقلت نمی دهند

آدم فاتح

لزوما یک اتفاق نیست

کسی لهجه ام را لب میزند

تا در این پوسیدگی ها تشنج کنم

کسی کولی توی این زخم ها

هزار و یک دلیل را جدا جدا می میرد.

ابراهیم عالی پور

ایذه

مجموعه در دست انتشار:

افکار عمومی

چه کلاغ چه نیمه ی گم شده ی کودکی

تو زیر پوست  خودت می مردی

 این دلخوری ها

تو جیهی بر تولدمان  بود

دهان  و دوباره

 تنها اشتراکی بود که  رسالت یافت

بیا بلوغ مان را طول  بدهیم

 و با تمام زمستان های خسته

زیر پالتو  خیمازه   بکشیم.

حساب و کتاب این محاصره ها

تن به غقلت نمی دهند

آدم فاتح

لزوما یک اتفاق نیست

کسی لهجه ام را لب میزند

تا در این پوسیدگی ها تشنج کنم

کسی کولی توی این زخم ها

هزار و یک دلیل را جدا جدا می میرد.

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه


۴ دیدگاه برای “یک شعر از ابراهیم عالی پور”

  • توجیحی غلط است لطفن بنویسید توجیهی توجیه
    و متن بسیازر گسیخته است و بندها برای خودشان مفهوم سازی می کنند و در ارتباط ارگانیک نیستند
    و متاسفانه هیچ اتفاق شاعرانه ای در این متن نیفتاده است

  • تو زیر پوست خودت می مردی

    این دلخوری ها

    تو جیهی بر تولدمان بود

    دهان و دوباره

    تنها اشتراکی بود که رسالت یافت

    بیا بلوغ مان را طول بدهیم

    و با تمام زمستان های خسته

    زیر پالتو خیمازه بکشیم.

    من از سطرای بالا لذت بردم اما با نظر آقای عارفانی موافقم که اجزای این شعر ازهم گسیخته ست و این باعث میشه یک کلیت خوب از آب درنیاد.

  • سلام دوست و همشهری عزیز شعرای بسیار زیبایی داری راستش من بر حسب اتفاق اومدم تو سایتت یعنی تو رو با خودم اشتباه گرفتم.
    از آشناییت خوشوقتم