رفتن به بالا

  • چندشعراز لطیف هلمت (شاعرکرد) ترجمه: خالدبایزیدی (دلیر)

      چندشعراز لطیف هلمت (شاعرکرد) ترجمه: خالدبایزیدی (دلیر) 1 دستم رابفشار واژه می بارد شعرمی چکد دستت رامی فشارم پنج شیشه ی عطردردستانت می شکند ده ستم بگووشه وشه ده باری شیعرده تکی ده ستت ده گووشم پینج شووشه عه ترله ده ستا ده شکی 2 نمی دانم: ازکی همدیگر را می شناسیم... اما! پانزده...بیست سده است در یک رخت آویز لباسهایمان را می آویزیم؟! من نازانم: له که یه ...
  • شعری از دکترعبدالله پشیو(شاعرمعاصرکرد) ترجمه: خالدبایزیدی(دلیر)

    شعری از دکترعبدالله پشیو(شاعرمعاصرکرد) ترجمه: خالدبایزیدی(دلیر) «اگرسیبی باشد» اگرسیبی باشد نصف اش می کنم: نیمی.ازآن من نیمی.ازآن تو اگرتبسمی باشد نصف اش می کنم: نیمی .ازآن من نیمی.ازآن تو اگرغمی باشد نصف اش نمی کنم بلکه چون واپسین نفس هایم استشمام اش می کنم گه رسیویک بوو گه رسیویک بوو له تی ده که م: له تیک بوخوم له تیک بوتو گه ربزه یه ک بوو له تی ده که م: له ...
  • شعری از هندرین حمدامین (شاعرمعاصرکرد) ترجمه: خالدبایزیدی(دلیر)

    شیعر:هندرین حمدامین وه رگیر:خالیدبایه زیدی(دلیر) براکوژی ئه ستیره کان یه که... یه که... له گه ل من پیاسه ئه که ن تاشه ودرینگان بوو وشه کانی قه ده غه ی من وهاوریکانم گوی هه لده خه دووای نیووه شه ویش... به سه رهات وخه ونه کانی بووم ده گیریته وه فیلمی ئینسانه کانی تینوو به خوینی یه کتر نیشانم ئه دا منیش له شه ری ئه وه لی براکوژی دا به دووای حال وئه حوالی«ریزانم» بی ده ...
  • معرفی و چند شعر از کژال ابراهیم خدر‎ / ترجمه: خالد بایزیدی

    معرفی و چند شعر از کژال ابراهیم خدر‎ / خالد بایزیدی کژال ابراهیم خدر در سال 1968 در شهر «قلادزی» کردستان عراق پا به عرصه وجود نهاد. کژال ابراهیم خدر از شاعران مطرح کردستان عراق است. وی از دهه‌ی 80 میلادی به سرودن شعر روی آورده و با سرودن مجموعه شعر "جنگ و آشتی انگشتان" و چاپ آن در سال 2000 توانست جایگاه خود را در شعر معاصر کردی تثبیت کند. درسال 1987اشعارش رادر نشریات و مجلات به ...
  • ژیلا حسینی/ شعر کردستان/ ترجمه: خالد بایزیدی دلیر

    ژیلا حسینی/ شعر کردستان/ ترجمه: خالد بایزیدی دلیر   یکی از شاعران کرد ژیلا حسینی یا بهتر بگوییم فروغ کورد در سال 1343 در شهر سقز در شرق کردستان به دنیاآمده است آشنا می شویم ژیلا در یک خانواده ی آئینی و مذهبی که عموما اهل علم وادب وهنر بودند بدنیا امد. مرحوم شیخ عبدالقادر جد پدرش خطاط و شاعر بوده است. پدر ژیلا نیز زنده یاد مهران حسینی قاضی دادگستری واهل مطالعه و روشنفکری ...
  • شعری از:جلال ملکشا ترجمه:خالدبایزیدی

    شعری از:جلال ملکشا ترجمه:خالدبایزیدی کاش   من می گویم: کاش! پروانه ای بودم لب تولب گلی سرخ ومن سرمست درشیله ی عشق میمردم... ودخترکی شوخ ونازنین دردفترخاطرات اش خشک ام می کرد!...   بریا   بریامن وه کوپه پوله بایام ده م له ناوده می گولیکی سووردا سه رمه ست له شیله ی ئه وین  ده ...
  • کوتاه برای دخترکان کوبانی/ خالد بایزیدی دلیر

    کوتاه برای دخترکان کوبانی خالد بایزیدی دلیر شعر اول: دخترکان کوبانی! گیسوان نمناک شب را شانه می کنند وسپیده دم نیز.... تاشبی دیگر خودرابه گلوبند خورشید می سپارند شعر دوم: ماه! درنگاه دخترکان کوبانی تخم می کارد و روح سبکبال شان را درآسمان کوبانی چون کبوتری سپید رها می ...
  • شعری ازدکترعبدالله پشیو / ترجمه:خالدبایزیدی(دلیر)

    شعری ازدکترعبدالله پشیو  ترجمه:خالدبایزیدی(دلیر)   سرزمین   چشم دختران اروپائی اگرآبی باشد یاسبز دوست اش دارم چراکه می پندارم درآبی ترین چشم  درسبزترین چشم ذره ای ازسیاهی ی چشمان دختران سرزمین من درآن جاری است   نیشتمان   چاوی کیژی ئه روپایی گه رشینیش بیت خوشم ده وی واتیده گه م شینترین چاو سه وزترین چاو توزیک ره شی  چاوی کچی نیشتمانی  منی ...
  • مانفیست کوبانی دکتر:عبدالله پشیو / ترجمه: خالد بایزیدی، دکترفاروق صفی زاده(بوره که یی)

    مانفیست کوبانی دکتر:عبدالله پشیو هیلسنکی 12/10/2014 ترجمه: خالد بایزیدی، دکتردکترفاروق صفی   زخم شنگال شب وروزرابه هم می زند بایدروزی درد از توان بیفتد اما نباید هیچ وقت التیام پیدا کند مانند شانه های آل و بختک هستند. شبها پیشت می آیند روی سینه ها سوار می شوند و بر صورتت چنگ می اندازند اکنون هم پی ازشنگال جسم هامان زخمی نوپیداکرده. زخم کوبانی شمشیرزن همان شمشیرزن است. ...
  • چند شعر از شیرکوبی کس ترجمه: خالدبایزیدی(دلیر)

    چند شعر از شیرکوبی کس ترجمه: خالدبایزیدی(دلیر)   تحول   همان باغچه همان درخت همان صندلی امانه همان باغبان نه همان شاخه وبرگ نه همان عاشق ودلدار   گورران   هه مان باخچه هه مان درخت هه مان کورسی... به لام نه هه مان باخه وان نه هه مان گه لاولق وپوپ نه هه مان ئاشق ودلدار   دوست داشتنی ات دوست داشتنی ات به «باد»می ماند گاه که می خواهم برافروزم اش می آیدوخاموش ام می ...