رفتن به بالا

شعر جهان: دو شعر از آدونیس‌/ترجمه: حسین مکی‌زاده‌‌ تفتی

. . . . به شعر چرا عوض نمی کنی این جامه سیاه بلند را که هرگاه به دیدن ام می آیی، به تن می کنی؟ و چرا دوست داری که در هر کلمه ی تو پاره ای از شب را جای دهم؟ و از کجاست این صدای تو که فضا را می شکافد و تو تنها مشتی حروف پراکنده ای بر کاغذ؟ نه این سالخوردگی نیست، این کودکی است که چهره ات را پر آژنگ کرده است. بنگر اینک چسان نیمروز سر بر شانه خورشید می نهد، در تو، زان پس که خسته  خوابید در تو میان ران های شب. پیک رسیده است، نامه هایی برایت می‌آورد که ...


پیشخوان

  • شعری از یانیس ریتسوس ترجمه: زلما بهادر

    شعری از یانیس ریتسوس ترجمه: زلما بهادر فسانه ما یک شب فانوسی گیراندیم و کنار جاده نشستیم تا از رهگذران بپرسیم : او پیراهنی به رنگ رویا بر تن داشت و دو گوشواره ی درخشان آبی شما ندیده اید ؟ هیچ کس او را ندیده بود جز پیرزنی که در انتهای دهکده میان دخمه اش نشسته و با انگشت اشاره آن سوی درختان را نشان ما می داد مادر نجار رودخانه را نشانه رفته بود آن ...
  • دو شعر از اؤزدمیر آصف ترجمه: سینا عباسی

    دو شعر از اؤزدمیر آصف ترجمه: سینا عباسی 1 کاش تو به جای من بودی تا می فهمیدی که دوست داشتنت چه کار سخت و فرساینده ایست کاش من به جای تو بودم تا طعم این همه دوست داشتن را می چشیدم 2 گفت : منتظر باش و رفت من انتظار کشیدم و او هرگز نیامد درست شبیه به مرگ شد اما در این میان کسی ...
  • مجموعه شعر «پیغام» سروده فرناندو پسوآ / ترجمه ابوذر کردی

    عنوان: پیغام (Mensagem) نام شاعر : فرناندو پسوآ ترجمه از پرتغالی اروپا به فارسی : ابوذر کردی  نام نشر : بوتیمار /1394 ------------------------------ مجموعه شعر «پیغام» سروده فرناندو پسوآ با ترجمه ابوذر کردی منتشر شد. مجموعه «پیغام» ۴۴ شعر کوتاه را در بر می‌گیرد. این کتاب در پرتغال به «کتاب کوچک شعر» معروف است و در آن شعرهای کوتاهی درج شده که در آنها شاعر با استفاده از رویکردهای ...
  • شعری از لنگستون هیوز ترجمه: ایمان محرابی فر

    شعری از لنگستون هیوز  ترجمه: ایمان محرابی فر تقاطع   پدرم، یک مرد پیر سفید است و مادرم، سیاه اگر روزی پدر سفید پوستم را نفرین کنم نفرینم را پس می گیرم. اگر روزی مادر سیاه پوستم را نفرین کنم و آرزو کنم در جهنم بسوزد پشیمان می شوم. پدرم، در یک کاخ زیبا جان داد مادرم در یک کلبه. مانده ام من کجا خواهم مُرد، من که نه سفیدم، نه سیاه.   Cross My old man's a white old man ...
  • شعری از نصرت الله مسعودی/ ترجمه: محبوبه زیدی

    نصرت الله مسعودی تقدیم به دکتر مهناز بدیهیان بربسترشب بوها مگردراین صدا بال چند کبوترشکسته وُ شب وغربت برآن قطره قطره چکیده است که دود ِآشیان های سوخته دست از دلم بر نمی دارند مگر کدام مرغ ِعشق دوباره چشم در چشم تابوت خویش در صف ِباز ماندگان به بدرقه ی خود ایستاده است که باز هندسه ی مرگ شکل غریبی دارد مگر چه طوفانی زیرو بم این لحن را امشب چنین زیرو رو ...
  • دو شعراز کاوان نهایی ترجمەاز زبان کردی : فرشتە احمدی

    دو شعراز کاوان نهایی ترجمەاز زبان کردی : فرشتە احمدی   جنگی برای جنگ   من با جنگ میانه‌ خوبی ندارم مثل خیلی های دیگر اما اگر اسلحه‌ دستم بیاید نمیدانم شاید شعر را کنار بگذارم و مثل آن خیلیهای دیگر به‌ خط مقدم جنگ بروم البته‌ برایم فرقی نمیکند کدام سوی جنگ ایستاده‌ باشم میل به‌ شلیک گلوله‌ دارم این مرض را از بچگی هایم داشته‌ام یک زمانی ...
  • فراخوان یازدهمین جشنواره سراسری داستان بانه

      فراخوان یازدهمین جشنواره سراسری داستان بانه فراخوان یازدهمین جشنواره سراسری داستان بانه کوردستان-بانه دی ماه1394   داستان تجربه دیگری از زندگیست که تجربه نکرده ایم.        اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کوردستان ،اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بانه و موسسه ادبی وفرهنگی بانه «به روژه» با حمایت معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بنیاد شعر ...
  • شعری از گیوم آپولینر ترجمه: شادی سابُجی

    شعری از گیوم آپولینر ترجمه: شادی سابُجی اقیانوسِ زمین شاعر: گیوم آپولینر مترجم: شادی سابُجی * در میانه ی اقیانوس خانه ای ساخته ام پنجره هایش رودهایی هستند که از چشمانم جاری می شوند هشت پاها همه جا می خزند جایی که به دیوارها منتهی می شود بشنو صدای ضربان سه گانه قلب شان را و نوک هایش را که بر شیشه ها می کوبد خانه ایی مرطوب خانه ایی در حال سوختن فصلی سریع فصلی که ...
  • دره‌نگان (مجموعه داستانک های فریا یونسی به زبان کردی)

    دره‌نگان کتێبی کۆمینیماڵی "دره‌نگان" نووسینی فریا یونسی کە 47 چیرۆکی مینیماڵی فۆڕمالیستی ده‌گرێته‌ خۆی، هاتە نێو بازاڕ. له‌م کتێبه‌ دا که لە‌ 98 لاپه‌ڕه‌دا چاپ بووه‌ له‌ لایه‌ن ده‌زگای چاپ و په‌خشی ئاریوهان و کانی کتێبه‌وه‌ له‌ 1000 دانه‌دا له‌ چاپ دراوه‌ و ئیستا له‌ کتێب فرۆشیه‌کانی رۆژهه‌ڵاتی کوردستان و به‌م زووانه‌ش له‌ کتێب فرۆشیه‌کانی باشوور له‌ ...
  • شعری از دنیس لورتوف/ ترجمه: مستانه پورمقدم

    شعری از دنیس لورتوف/ ترجمه: مستانه پورمقدم بُعد سوم چه کسی باور می کرد اگر می گفتم، "آنان مرا بردند و از فرق سر تا فاق دونیمه ام کردند، اما همچنان زنده ام، و گام بر می دارم و از هرآنچه که در پیرامون من است از خورشید و موهبتهای دنیا خوشنودم." صداقت چندان ساده نیست: گاه صداقتی ساده لوحانه فریبی بیش نیست مگر درختان باد را میان برگهایشان پنهان نمی کنند و باز ...

آخرین یادداشت ها