رفتن به بالا

  • شعــر آزاد با اشعاری از : فرناز جعفرزادگان/ صوفیا آهنکوب/ فاخته حصاری/ سیمین رهنمایی/ ابراهیم بوستانی

    . 1 از هر سخن  هزار سخن خاموش   از یک سخن هزار حرف رها  که یکی چشم روشن و از هزار تن خاموش  تمام سخن اشاره ای ناتمام بود  تنها یک نامم در تن  حروف نام دارند  2  آن سو با صدایی می‌وزد  این سو  از صدا  می ریزد  کور سویی نمی‌خواند   سو سوی  نگاه را پرنده‌های مهاجر    باد از کدام سو وزید؟ که از ...
  • شعری از جاوید جعفری

    شعری از جاوید جعفری (مردن مصنوعی نمی شود) -گنجشکی که پلّه ها را پر می زد، پژواک شاخه های بریده بود... پلک ها مکرّرند، بر کدورتِ کدرِ کهنگی، و آن گزینه ی هیچ کدامِ هنوز نیامده،که با خون پر می شد..... من پلّه ها را لمس کرده ام، در اجزاء رفتنم، من پژواک قامت خود بوده ام، گرداگرد گزینه های شک... مردن مصنوعی نمی شود، حل شده در انتهای بودن... تنها، مزّه کردنش را نادیده ...
  • شعری از سوفیا صالح پور (کارگاه)

    شعری از سوفیا صالح پور برای زندگی چه قصه ها که نگفته ام سلام سرطان خونی من، معشوق مهربان! چندان بخند که پیر شوی قطره، قطره، پنهان می شود این مرده اما من تو را درختی خواهم زائید که خاک را می بلعد که فضای چشمانت دو رودخانه ی یاریگر و پاهایت چون کشاورزی کهنه کار زندگی را رام کرده است بر شانه ی گوسفند بنویس این کتیبه از کوروش کبیر پیدا شد بر شانه ی گوسفند و در غرور ...
  • شعری از فتی معطوفی (نیمایی- کارگاه)

    شعری از فتی معطوفی (نیمایی- کارگاه)   سکوی راه آ هن   چراغ کوچکی دردور، روشن شد دیده بانی، ازدل شب                    سایه اش، آنجا، نمایان شد یک مسافر، کوله اش پیش غرق، درخویش                       ازسکو، آهسته پیداشد +++ دیده بان ماند! سوت محتاطی، به شب زد باصدایی بس بلند، خواند نور دور، هی کورسو می زد عابر هرگاه سایه اش-                     بر ریل، می ...
  • از مجموعه ی «تو را از میان تمام اتفاقات جهان برگزیده ام»/ رضا عصری

    از مجموعه ی «تو را از میان تمام اتفاقات جهان برگزیده ام»     رضا عصری کدام شيرين تر است؟ خانه ای که در آن پرنده بخواند يا پرنده ای  که در خانه بخواند ؟ --- کابوس ِ تلخی ست بيدار شوی وُ ببينی جهانی به خواب رفته است . ------- من در باد به ريسمان تو ايستاده ام اينکه می لرزم از سوز... دليل خوبی برای بريدن نيست ...
  • دو شعر از هدی قاسمی

    دو شعر از هدی قاسمی شعر اول:   مثل ممنوعیت ساحل به ماهی مثل ممنوعیت نور به سایه مثل ممنوعیت باد به شمع به آرامش ممنوع تو محتاجم و ... ممنوع!   شعر دوم: شرط می بندم این بار مقصر، خداوند است که تکلیف آوارگی های من مشخص نیست!؟ وقتی باران درست روی موهای تو درست روی موهای تو یاد هنرنمایی هایش افتاده ... یا این باد باد موذی آبان اصلا خودت بگو لای موهای تو چه جای لانه گزینی ...
  • کوتاه برای دخترکان کوبانی/ خالد بایزیدی دلیر

    کوتاه برای دخترکان کوبانی خالد بایزیدی دلیر شعر اول: دخترکان کوبانی! گیسوان نمناک شب را شانه می کنند وسپیده دم نیز.... تاشبی دیگر خودرابه گلوبند خورشید می سپارند شعر دوم: ماه! درنگاه دخترکان کوبانی تخم می کارد و روح سبکبال شان را درآسمان کوبانی چون کبوتری سپید رها می ...
  • دو شعر از نعمت مرادی

     دو شعر از نعمت مرادی  شعر اول: دوستت دارم را تقدیم به خودم می کنم بخاطر تمام شب های بی سیگاری ام شب های که از سقف اتاقم درد می چکد وبا عنکبوت اتاقم تا خود صبح روی فلسفه شطرنج بازی می کنیم... وبه لب های پنهان نیچه شک می کنیم روی همین پنجره غمگین همین شیشه بخار گرفته با انگشتم زنی را می کشم که دوستم ندارد رابلد است دیوارها ی همین اتاق از صدایش تشنج می گیرند من /دیوار ...
  • شعر از مهمت باشاران ترجمه : سینا عباسی هولاسو

    شعر از مهمت باشاران  memet basaran ترجمه : سینا عباسی هولاسو او در سال 1926 در " جیلان کوی " ترکیه به دنیا آمد. وی در سال 1943 آموزش ابتدایی را در انستستوی روستای " کپیر تپه " و آموزش عالی را در انستیتوی " حسن اوغلان " در سال 1946 به پایان رساند. مهمت با خاتون بیر سن یاشاران که در انستیتو آشنا شده بود ، ازدواج کرد. در سالهای 1950 تا1960 زمانی که ادبیات به صورت جدی در حرکت بود او به عنوان یکی از ...
  • شعری از فتی معطوفی (م.کیوان)

    شعری از فتی معطوفی (م.کیوان) شالو شاپکوم   شاپکو، شاپکوم                            کو کلاه شاپکوم؟! امشب بیرون بایه دست شالو-                              بایه دست پالتوم +++++++ اضافی ست، شاپکوم به آتیش می زنم، خیلی آروم                             بعد آن پالتوم زیادیست رو دوشم                     شالو پالو، این کلاه شاپکوم +++ امشب تا ...