رفتن به بالا

شعر آزاد:نیر فرزین/هرس عباسی/فرزانه کارگرزاده/عباس جمال‌زاده/ توماج‌ نورایی

. . . . . آن زن که از دوربین مداربسته می‌گذشت و دشتی دور را دست نخورده  به سلول می‌آورد آن زن‌ که با اسب‌های وحشی چنان می‌رقصید که دیوار فرو می‌ریخت و پرنده از خواب می‌پرید شب برگشت با زخمی سخت می‌شد تکیه کرد به استخوانی تاریخی و جزییات رنجی را دید که در هیچ کجا مکتوب نبود گفت اسب‌ها را اسب‌ها را کشته‌اند دشت دیگر  جایی ندارد برای کندن گور گفت آخرین پرنده را در نافم خاک کرده‌ام پیراهنش را بالا ...


پیشخوان

  • بهزاد رحیمی، ابراهیم احمدی نیا، بهزاد کردستانی، عادل اعظمی

    دو شعر از:  بهزاد رحیمی ترجمه : شروین پیرجهان 1 عروس باران سوگ وار مرگ خویشم مثل اشک در هم شکسته ی  عشق . چشم انتظار فصل سیاه  گرد و خاک است افتاب اسمان   زندگی . فریاد "با پیشک " * باران ساکت است چشم انتظاری چشم انتظار  مرگ  است . 2 روز را چید افتاب راه هم ایستاد تا گم شوم . *باد قبل از باران سە شعر از ...
  • از شعر / یادداشتی از علیرضا مطلبی

    از شعر / یادداشت علیرضا مطلبی اعتبار و زیبایی هر شعری به‌قدر حرف‌هایی‌ست که برای نگفتن دارد. حتا کامل‌ترین و مسحورکننده‌ترین شعرها، ناقص‌ترین‌اند چرا که به مخاطبِ خلاق اجازه‌ی کامل شدن‌شان را می‌دهند و از دیکتاتوری متنی و غالبی از پیش آماده(حتا در شعر آزاد، به نسبت هر شعرِ یک شاعر) گریزانند. وقتی سطرها به اکران برسند، می‌توان از زوایای مختلفی به هر کارکتر ...
  • با مشتی ماه در فکِ پنجره: مجموعه شعر زلما بهادر

    با مشتی ماه در فکِ پنجره، مجموعه شعری از زلما بهادر است با شعرهایی‌ از دهه هشتاد و نود که برای اولین بار در این مجموعه منتشر شده‌اند. نشر سیب‌ سرخ برای معرفی این‌ مجموعه خوانشی‌ جمعی از چند منتقد بر اشعار زلما بهادر را ارائه می‌دهد: مولف با اقتصاد شدید کلمه ها اشاره هایی به ماهیت زبان داشته و این توفیق را پیدا کرده که به درون ذهن خواننده نفوذ کند. مخاطب تیزبین شعر ...
  • سه شعر از حسین مدل و سمت غیاب (یادداشتی بر شعر مدل)

    سه شعر از حسین مدل ۱ شب بود و مشتی تابستان پوستم را شبیه سرخ کرده بود و بی سایه می دویدم       به سمتِ زود لبِ پرنده ای در هوا صدای خسته ام را صید کرد و به نفرینِ کسی دچار شدم که دست هاش      از دیر مرده بود ۲ در دل ام کبوتری است که بالهایش گیر کرده         به غم هام و در دلم سوخته شعور پرواز و         ...
  • چند شعر از حسین عبدالوند، زبیده حسینی، شجاع گل ملایری

    شعری  از حسین عبدالوند فقدان بی چیز نمی شود ماند نمی شود رفت صدا به صدا که می رسد چیزها می گریزند از حرف از معلوم! دور می شوند دور! تا کمی بعد از مرگ به غیاب به «بی»های مشترک یکی از چیزهاست «بی» نه از حضور سر در می آورد نه در غیاب تمام می شود پیش تر می رسد زودتر می رود «بی»نمی رود به حرف بی زرد نمی شود رفت به پاییز بی درخت به جنگل بی زن به ...
  • از اندوه نور(شعر دیگر): خشایار فهیمی، سعید اسکندری، داریوش کیارس، فرزانه رضایی،

    دو شعر از خشایار فهیمی (...) با سمتِ از اشاره گرفتم: آن    که می رود از دستِ می رود    می رود. (...) چقدرِ چگونه زیبا! لهجه ی جسمِ تو، دهانِ یکتای شب بود یک بار ردای عزیز، حنجره شد و خواند: با من  هر بار عریان تر است -عینِ صدای دستِ او وقتی بر حاشیه ام می ریزد. دو شعر از سعید اسکندری (خیانت) سرریز سردِ نقره بر قصیده ی یال اسب شب است و ...
  • خوانشی کوتاه بر شعر بلند «عطا» سروده شعیب میرزایی/ عثمان هدایت

    عصیان و رجعت نوستالژیک   یکی از مشخصه های شعر نو (کُردی)، تعهد شاعر به بیان مسائل اجتماعی است، این تعهد، او را وا می­دارد که در برابر مسائل، موضع گرفته و احساس شاعرانه­ ی خود را دستمایه نقد و بازاندیشی کند. او موضع گیری خود را در قالب شخصیت اصلی راوی، نشان می دهد. موضع گیری­ ای که بن مایه ­ی آن دیدگاه­ ها، احساسات و گرایشات او را در بردارد. این موضع گیری ممکن است به ...
  • چند شعر کوتاه از بهزاد بهادری

    (...) از کجا از کجا که عاشق موش کوری نباشم مومن به زیبایی جفت­ اش با دو چشم بسته از کجا (...) از دچار تو خسته ام حوصله ­ام باش ای واحه ­ی من در کنار تو کنار می آیم با کنار رفتن از کنار تو حتا (...) چون آرامِ آرام  دور می شود سخت نیست تحمل جدایی سخت نیست برای لاک­پشت (...) لاک­پشت وارونه هنوز منتظر است کسی بیایدوُ برگرداند ...
  • مجموعه شعر «یأس فلسفی یک اسب» سروده احمد بیرانوند

    «یأس فسلفی یک اسب» مجموعه شعریست به قلم «احمد بیرانوند» که در آذر ماه ۱۳۹۸ در حدود صد صفحه به چاپ رسیده است. این کتاب مجموعه شعرهایی کوتاه است که به تجربه هایی از موسیقی، ریتمِ معنا و تصویر برمی گردند. شاعر در این کتاب به دنبال مسیری تجربی میان شعرِ کوتاه، طرح، هایکو و شعر حجم بودهاست. مجموعه ای مستقل که بتواند ظرفیتهای تازهای از فرم و زبان را تجربه کند. این کتاب، با ...
  • دو شعر از فرناز جعفرزادگان

    شعر اول جادو می کند عبور در ایستادن حرف به قامت پیامبری از جنس واژه من باکره گی ماه در گر گرفتگی دشتانم وقتی که در نجابت غروب مار ها می خزند در آستین مارهایی که می خواهند عصا شوند تا ما را به قدم هایی نامرئی برسانند دیگر اعتمادی به راه نیست باید به چشم هام ایمان بیاورم شعر دوم: درد  واپسین واژه بود  در قلمرو تن  که آغاز را  با شراره های شر می ...

آخرین یادداشت ها