رفتن به بالا

شعر آزاد:نیر فرزین/هرس عباسی/فرزانه کارگرزاده/عباس جمال‌زاده/ توماج‌ نورایی

. . . . . آن زن که از دوربین مداربسته می‌گذشت و دشتی دور را دست نخورده  به سلول می‌آورد آن زن‌ که با اسب‌های وحشی چنان می‌رقصید که دیوار فرو می‌ریخت و پرنده از خواب می‌پرید شب برگشت با زخمی سخت می‌شد تکیه کرد به استخوانی تاریخی و جزییات رنجی را دید که در هیچ کجا مکتوب نبود گفت اسب‌ها را اسب‌ها را کشته‌اند دشت دیگر  جایی ندارد برای کندن گور گفت آخرین پرنده را در نافم خاک کرده‌ام پیراهنش را بالا ...


پیشخوان

  • شعری از کیانا برومند(شعر آزاد)

    کیانا برومند جاوید/ 1364 نقاش/شاعر آثار در دست انتشار: مجموعه شعر: به استناد زنی که منم مجموعه شعر: به هرما خــــــارجی کشتارگاه نامش نبود با زُخم ِ دائم خون  نه خطی اتوماتیک سرها جدا بال ها جدا  ران و سینه  و ساتور . دستش را گرفته بود ،بلند می شدم .لباس که می پوشید  در خیابان بودم/ /   به لهجه ی حیران ترانه ای در من می مرد  به لحن موسمیِ  بادهای  ...
  • شعری از نادر چگینی

    نیستی خالی تر ازصندلی ات می نشینم کنار قطاری که از اتاق می گذرد دررا باز  می گذارم غروب می آید باکفشهای ورنی سیاهش درمزرعه ی سرخ قالی دمپایی هایت راجفت میکنم (گنجشگها راپر مینویسم) اماتوکه می دانی /دیوارخانه ام آنقدرها هم بلندنیست گربه های همسایه موش می دوند شب می رسد لای کتابی ازویرجینیاولوف می ایستم کنارسطرها باد می آید وتوهنوز نیامده ای درراباز می ...
  • دو شعر از حنیف خورشیدی

    شعر اول: رسم ِ سنگ در تشییع ِ سنگ رویش ِ جراحت ِ نام               در ترسیم ِ سنگ نبشته ی مجهول از دشنام ِکلمه               و صراحت ِ مرگ... " شدن " حادثه ای افتادنی ست با طی مسافتی            نه کوچ و نه بلند. ژرفنای ِ لبخند در جمجمه ی باریک            و حذف ِنام                      در ترسیم ِ سنگ ِ بدون ِ تشییع... شعر دوم: غرق  غرق در بکارت ...
  • یک شعر از قربان بهاری

    قربان بهاري  1361  ماكو   چاپ شده: توصيف ساده لبخند و سكوت-1388 گوهرشاد آماده چاپ: اتفاق روي پل –فصل پنجم 28متر بیست و هشت متر بالاتر از زمین پشت پنجره غبطه می خورد به حال مردی که زیر برف رز می فروشد                  زن   خواب می بیند کاش بیست و هشت متر پایین تر پشت چراغ رز می فروخت زن                          مرد   خیس خیس خسته داشت زیربرف رز می ...
  • دو شعر از ری را جویباری

    ری را جویباری چاپ مجموعه شعر :«چند لحظه زندگی» 1389 مجموعه های در دست چاپ:«گفتم غریبه ام» و «خدا را به شاتوت های خانه پیوند زده ام» شعر اول:   خیابان قد و نیم قد چشمانم  شبیه مسلولی است  که جاری رگانش  به میهمانی شش ها و ریه هایش رفته اند  و من!  این دخترک بازیگوش پای میز این روزهایش نشسته  شبیه گاری چی جوان قهوه ی ترک را  می... ... خواند  به استعاره از تویی ...
  • دو شعر از شهرام شهیدی

    شهرام شهیدی طنزنویسی از سال 1370 در مجلات و روزنامه های کشور عضویت در هیات تحریریه هفته نامه و ماهنامه گل آقا چاپ شعر در مجلات ادبی کشور از سال 1380 چاپ کتاب طنز"شیوه های کسب درآمد"توسط انتشارات نشر شهر در سال 1388 از سری کتاب های کتاب مترو چاپ مجموعه داستان " گوزن ها با چشم باز می خوابند " توسط انتشارات اتاق آبی در سال 1389 و ... شعر اول: تن ها     شمیرانده از پیچ تن هات ...
  • شعر آزاد و آوانگاردها

                    شعر بعد از نیما برای ادامه ی حیات خود، فرم  و ساختارهای متفاوتی را تجربه کرده است که شاعران را به درک های نو و دریچه های تازه تشویق کرده است. در این سایت بخش هایی از این تجربه ها در قالب و عناوین متفاوتی چون: شعر در وضعیت دیگر، غزل پست مدرن، فتو شعر، شعرحجم، زنان پیشرو، شعر جهان مطرح شده اند که مطئنن شامل تمام تجربه های پسانیمایی نمی شود و اکثرن بعد از ...

آخرین یادداشت ها