رفتن به بالا

فنجانِ شکسته در پاییزِ فروپاشی/ فرامرز سه دهی

فنجان شکسته در پاییز فروپاشی فرامرز سه دهی چاپ سوم نشر آوای کلار تیرماه 1397 شمارگان: 1000 شعری از این مجموعه:   نان سنگکِ بالا بلند، پنیر تبریز عشوه گر، همۀ ما... گر   پیش از بهار آمده بودی     پرستوها    کی؟ به خانه برمی گردند   سه سیب سرخ    دماوند   دست های تو موهای من   ویلا. کوچۀ نوید. پلاک بوسه در طبق همکف بیدار می شود وجدان عمومی مردی که شاعر بود خوب شعر می خواند: قرار ما میدان عدالت بود از مسیر نان سنگک پنیر تبریز چند ...


پیشخوان

  • فنجانِ شکسته در پاییزِ فروپاشی/ فرامرز سه دهی

    فنجان شکسته در پاییز فروپاشی فرامرز سه دهی چاپ سوم نشر آوای کلار تیرماه 1397 شمارگان: 1000 شعری از این مجموعه:   نان سنگکِ بالا بلند، پنیر تبریز عشوه گر، همۀ ما... گر   پیش از بهار آمده بودی     پرستوها    کی؟ به خانه برمی گردند   سه سیب سرخ    دماوند   دست های تو موهای من   ویلا. کوچۀ نوید. پلاک بوسه در طبق همکف بیدار می شود وجدان عمومی مردی که ...
  • سه اپیزود از ازرا پاوند/ برگردان: زلما بهادر

    سه اپیزود از ازرا پاوند/ برگردان: زلما بهادر سرود آزادی ا من فکر می کنم این جام شیطان است و چون فکر می کنم جام شیطان است خودم را در رنگ های چینی جا می گذارم خودم را در رنگ های چینی جا گذاشته ام خودم را... این‌جا جا ... || باد می وزد بر فراز گندم زار با سقوطی نقره ای در نبردی از فلز من صفحه های طلایی را   می شناختم  می دیدم که ذوب می شوند   بالای سرم  من جای سنگ ...
  • برای منصور خورشیدی/ علی مومنی

    برای منصور خورشیدی/ علی مومنی   ديشب ميان خواب در ظرف ميوه ي يلدا ،كنار انار... يك ميوه ي جديد بود كه صاحب خانه انگار با برگ توي ظرف چيده بود با برگ ،نه با درخت... از آن درخت هاي خانه ي منصور جعفري خورشيدي كه هر سال يك ميوه ي جديد مي داد يك سال "پروانه هاي پراكنده" يك سال "آبي ناگهان" حالا ميان خواب تنها نشسته ام  با ظرف هاي پر ازميوه ي درخت هاي خانه ي منصور... با برگ ...
  • این شماره قرار ما با منصور بود؛ نیامد.

    این شماره قرار ما با منصور بود؛ نیامد.   منصور خورشیدی جایی نرفته بود؛ مانده بود اینجا میان صفحات حجم. باید ورقش می زدی تا می دیدی سطرها چطور از پاریس تا اشرف(بهشهر) جا خوش کرده اند.  ورق زدن منصور با سرعت ممکن نبود. باید می ماندی و آرام لابه لای کلماتش تمامیت شهودش را می جستی. وررق زدن منصور ساده نبود....بیماری خیلی زود با او اخت شد. آنقدر که هر چه کردم برنامه را طوری ...
  • زبانِ حال منصور خورشیدی زیرِ سایهٔ جان / محمد حسین مدل

      زبانِ حال منصور خورشیدی زیرِ سایهٔ جان   در هفت نقطه نشسته اند بر گردِ نامم با هفت حرفِ راز و دور تا دورم مي چرخند تا باز كنند قفلي كه منم و حرزِ جانم نگاهِ دائمِ تو بر اين هفت نقطه و شرق و غربِ عالم را هم رانده ام از يادهام و دل بسته ام به تو و باور دارم نگاهت بازم مي كند از هفت چشمِ بد كه خيره اند بر قفلي كه ...
  • دختری با لباس فرم سورمه‌ای (داستان کارگاهی) / سمانه قاسمی

    داستان دختری با لباس فرم سورمه‌ای / سمانه قاسمی پشت پیشخوان مغازه ایستاده بودم و داشتم طلاهائی را که برای مشتری قبلی وزن کرده بودم سرجایشان می گذاشتم که چشمم افتاد به دختر. داشت ویترین را نگاه می کرد. اما سرسری. چون هی چشمش برمی گشت داخل مغازه و مرا می پایید. لباس فرم سورمه ای دبیرستان تنش بود و جلوی موهای کوتاه پسرانه اش را که توی نور آفتاب به طلائی می زد از جلوی مقنعه ...
  • خوانش شعری از منصور خورشیدی/ مینو نصرت

    خوانش شعری از منصور خورشیدی   «جهان روی کدام انگشت فرزانگی تبار تو را دایره می ­زند که رفت و آمد گهواره با تبسم کودکانه از فاصله می ­افتد   همان دمی که عقربه روی مدار صفر نفس تازه می­ کند شکوه این همه نام با کهن­ ترین تبار بی ­اعتبار می­ شود   قانون پریدن را اگر بدانی یال بلند قله را که به قاف می­ رسد بی ­بهانه طی می­کنی» عادتاً ...
  • کشف هندسی کعبه و بازسازی چهره در شعر منصور خورشیدی/ نوشته‌ی رضا خان‌بهادر

    ‌کشف هندسی کعبه و بازسازی چهره در شعر منصور خورشیدی/ نوشته‌ی رضا خان‌بهادر   «سحر ستاره های سرخ»   حجم هندسه‌های محراب رو به روی سجادۀ همیشه نیاز با رازهای هزارساله باز مانده است روزی که دیوار کعبه آغوش گشود و هوش از نگاه عوام گرفت سحر ستاره‌های سرخ در پرده‌های سپید دیوار بال زد و چشمان مات با نگاه هیهات سمت چهار گوشه‌ی جهان مات ...
  • خوانش شعری از منصور خورشیدی/ فرزاد میراحمدی

    خوانش شعری از منصور خورشیدی/ فرزاد میراحمدی   «از روایت بال­ های پرنده آرایش ناهموار در هوا روی بریدگی بازو خلاصه می ­شود وسط بسیار سیاره ­ها که پرت افتاده ­اند آن گوشۀ جهان آن­گاه هجوم هواها از ظلمت همیشه کنار صورت درهم ورق می­ خورد وقتی طول سکوت از صدا پر می­ شود»   ۱ – «از روایت بال ­های پرنده»: کسی که شاید مولف، اول شخص و سوم شخص غایبی ...
  • زندگی شعر هوگو کلاوس، شاعر بلژیکی / نیلوفر شریفی

    زندگی شعر هوگو کلاوس، شاعر بلژیکی / نیلوفر شریفی   شناخت نامه: هوگو كلاوس پسر ارشد«­Germaine Vanderlinden­» « ژرمينه وان دِر ليندن » و«­Jozef» «جوزف كلاوس»  در ٥ آوريل سال ١٩٢٩ در شهرى به نام « بروخه» « Brugge » واقع در بلژيك چشم به جهان گشود. پدرش در چاپخانه كار مى كرد و براى امرار معاش بيشتر، وسايل مورد نيازِ مدارس را مى فروخت و بعدها به صورت آماتور به بازيگرى تئاتر روى آورد. پس از ...

آخرین یادداشت ها