رفتن به بالا

  • از اندوه نور: عبد نیک پو

    عبد‌ نیک‌‌پو‌ ۱ تا بنا کنم به نگاه ِ دور با تو از باطنم می‌گویم از گوشه‌های تنم در آغوشی‌ی مربوط با عطر ِ دم‌کرده‌ی شب در مشام ِ شعری تشنه تا شفا کنم این گلو را به گُفت شبیه ِ آبی که می‌نوشی از آسمان غرق در دشت‌های ِ غایب ِ بین ِ دو بطن بین ِ دوبازو بین ِ دوپلک دو حرف تا بشنوم که بگویی منم به زبان ِ زیبای  بین ِ دو انسان ۲ کلمه‌ای که ...