رفتن به بالا

  • سخن سردبیر

    . . راه‎‌ های بی‌رهرو (ویژه هـــرمز علی‌پور) . با تنش گرم، بیابان دراز مرده را ماند در گورش تنگ ... (نیما) این که می‌نویسند «راهشان پر رهرو باد» حرف گزافی بیش نیست. نه اینکه بد باشد؛ نه! ابدا! اما بیهوده است؛ محال است؛ در طول تاریخ هنر و ادبیات اصلا برای جریان‌های اصیل هیچوقت رهرو آنچنانی نبوده است؛ شاید اصلا اگر رهروش زیاد می شد، اصیل نمی‌شد. چیزی که عمومی ...
  • چند یادداشت پیرامون شعر هرمز به همت بهنود بهادری و قلم داوود مالکی و رضا روشنی

    . . . . شاهدی امین (نگاهی کوتاه بر قله های شعر هرمز علیپور) ((در صبح  دشت چون جان ماست  این بوته های رو به رو که بسته و تنک است و من اسبان را به شهادت گرفته ام وین صحبتی را که شعله پوشانده است.)) اعتراف کردن، شکستن عرف است. معترف عرف را می شکند تا معرفتی دقیق از خود نشان دهد. اعتراف کردن، شهادت دادن علیه خویش است. علیه عرضهای خویش است با اعتراف عرضها را که ...
  • اندوه نور (بهنود بهادری): اشعاری از فرزانه بهزادپور/ دانیال آزرده/ ندا حاتمی

    . . . ۱ به دار دارالرحمه قسم صدایم را آتش بزن هزار زن را که در دهان من زار زار می‌گریند به آن تکه‌ی چشم‌هات که آدم را می‌برد وسط روضه برقصاند و آدم هی می‌چرخد و افتان هی می‌چرخد و خیزان هی می‌چرخد که یعنی : آقا ،اجازه هست یه کم تو تنت قدم بزنم؟ گفتی : وقتی می‌رقصی ماتیک زیادی قرمز بزن! من لبم را چسبانده بودم به خورشید و ...
  • با پرویز اسلام پور به مناسبت چاپ طبقات جنون: نازنین آیگانی/ مهران شفیعی/ بهنود بهادری

      . . . . نازنین آیگانی آن كه مقيم پل‌هاست او را خطاب‌ كرده‌اند:  «فرشته ساكن حجم‌هاي سريع!»* فكر مي‌كنم اين بهترين خطاب است براي شاعري كه زبانش مدام در سفر باشد. پرويز اسلام‌پور آدمِ زمان است بيشتر تا زبان. گرفتار آزادي در زمان است. در رفت و آمدي بي‌وقفه، مدام سوغاتي از حال براي گذشته مي‌برد، از گذشته براي حال مي‌آورد. او «ارجاع» را حضور ...