رفتن به بالا

  • بچه جاسوس از آلفونس دوده/ ترجمه: فهیمه میرزاپور

    بچه جاسوس از آلفونس دوده/ ترجمه: فهیمه میرزاپور اسمش اِستَن بود. اِستَن کوچیکه. بچۀ پاریس بود و به آن صورت بیمار و رنگ‌پریده‌اش بیش‌تر از ده، پانزده سال نمی‌خورد. آدم هیچ وقت نمی‌تواند از سن این بچه فقیر‌ها مطمئن شود. مادرش مرده بود و پدرش، کارمند سابق نیروی دریایی، در محلۀ تِمپِل نگهبان بود. پرستار بچه‌ها، خانم‌های مسن ویلچر‌نشین، مادرهای فقیر و همۀ ...