رفتن به بالا

  • سخن سردبیر

    . . راه‎‌ های بی‌رهرو (ویژه هـــرمز علی‌پور) . با تنش گرم، بیابان دراز مرده را ماند در گورش تنگ ... (نیما) این که می‌نویسند «راهشان پر رهرو باد» حرف گزافی بیش نیست. نه اینکه بد باشد؛ نه! ابدا! اما بیهوده است؛ محال است؛ در طول تاریخ هنر و ادبیات اصلا برای جریان‌های اصیل هیچوقت رهرو آنچنانی نبوده است؛ شاید اصلا اگر رهروش زیاد می شد، اصیل نمی‌شد. چیزی که عمومی ...
  • اندوه نور با اشعاری از: علی مومنی/ سام گیوراد/ رضا بهادر

    . . علی مومنی نه آويشني نه نعناعي كه خلط كارخانه هاي اطراف را كافور ، از جنازه مي شويد بي بي ، سياه از تب مشكوك كسوف كامل سينه و سطل هاي كبودي كه از وسط چاه هاي تنش سرفه مي كشد بيرون وشعله هاي زبانش از تنور دهان و جهنم ترس به شيهه ي گرگ و به زوزه ي اسب… نفس بكش بي بي كه خون به جاي خدا قاب چوب دار عيسا بود نفس بكش بي بي تمام كتاب هاي مقدس به روي نيزه و اژدها به جاي عصا ...
  • سه شعر از رضا بهادر

    سه شعر از رضا بهادر نگاه باد   پرنده روی سیم های لخت برق می زند و در نگاه باد چادر چادر نماز زن ها را برهنه می کند من در عبور سرد تو از چشم پرنده می گیرم و بوسه ای بی رنگ از پشت پنجره شنیده می شود پیاده رو در دهان تاریک اش پاهای روشن را به پرسه خوانده است و پاسبان شب پاگرد خانه را تا صحن کهکشان اقامه می خواند.                          چهل تنان   دندانِ ...