رفتن به بالا

  • شعری از اسعد الغریری برگردان سودابه مهیّجی

    شعری از اسعد الغریری برگردان: سودابه مهیّجی    شن هاي ساحل را چون بستری پهن کرد   خوابید و ملافه ي آفتاب را بر روي خود انداخت اعصابم گر گرفت که آيا چه وقت خوش بختي را خواهم چشيد؟ اي دريا پرندگانت با او سخن مي گويند و ازدستانش مي نوشند و موج هايت شادمانه پا مي کوبند و پايش را مي بوسند و شن ها از فرط غيرت ذوب مي شوند  در آغوشش مي گيرند و برهنگي اش را مي پوشانند  دريا ! ...