رفتن به بالا

  • اندوه نور (بهنود بهادری): اشعاری از فرزانه بهزادپور/ دانیال آزرده/ ندا حاتمی

    . . . ۱ به دار دارالرحمه قسم صدایم را آتش بزن هزار زن را که در دهان من زار زار می‌گریند به آن تکه‌ی چشم‌هات که آدم را می‌برد وسط روضه برقصاند و آدم هی می‌چرخد و افتان هی می‌چرخد و خیزان هی می‌چرخد که یعنی : آقا ،اجازه هست یه کم تو تنت قدم بزنم؟ گفتی : وقتی می‌رقصی ماتیک زیادی قرمز بزن! من لبم را چسبانده بودم به خورشید و ...