رفتن به بالا
  • جمعه - ۲۶ خرداد ۱۳۹۱ - ۲۰:۴۹
  • کد خبر : ۴۱۲
  • چاپ خبر : شعری از چک اسپاسر

شعری از چک اسپاسر

ترجمه: مینو شهرستانی

جک اسپایسر۱۹۲۵-۱۹۶۵

شاعر، نمایشنامه نویس امریکایی که کلید دوره ی تجدد ادبی و فرهنگی سانفرانسیسکو بود. وی در لس آنجلس متولد شد و بیشتر زندگی هنری خود را در سانفرانسیسکو گذراند. زمانی که نگارش را آغاز کرد به عنوان زبان شناس و ناشر شعر هم فعالیت می کرد. او در سال ۱۹۵۴ شش گالری معروف را تاسیس کرد که صحنه ی راه اندازی جنبش ادبی غرب در اکتبر ۱۹۵۵ بود. نظر اسپایسر از نقش زبان در فرآیند نوشتن شعر خلاصه می شد و دانش خود را در زبان شناسی نهادینه کرده بود. او در سخنرانی ها، ایده های خود را در جهت انتقال از خارج با مقایسه ی شاعر به عنوان دریچه ی نور از فضای بیرون برای مخاطبان در زبان شناسی ساختارگرا استوار می کرد. در واقع برخی از اشعار خود را با تحلیل زبان شناسانه ی مدرن همسو می نگاشت. وی در سال ۱۹۶۵ به علت اعتیاد به الکل جان سپرد و اشعار وی تا سال های ۱۹۹۵-۲۰۰۴ بارها جمع آوری و تجدید چاپ می شد.


 

A Book Of Music by Jack Spicer

Coming at an end, the lovers

Are exhausted like two swimmers.  Where

Did it end?  There is no telling.  No love is

Like an ocean with the dizzy procession of the waves’ boundaries

From which two can emerge exhausted, nor long goodbye

Like death.

Coming at an end.  Rather, I would say, like a length

Of coiled rope

Which does not disguise in the final twists of its lengths

Its endings.

But, you will say, we loved

And some parts of us loved

And the rest of us will remain

Two persons.  Yes,

Poetry ends like a rope.

کتاب موسیقایی

عشاق به پایان راه می رسند،

افسرده مانند دو شناگر

کجا به انتها رسید؟

  دیگر سخنی نیست

عشق نه چون اقیانوسی است که از مرز موج های  پر شکنش

 دو افسرده پیدا شوند،

نه چون وداعی طولانی چون مرگ

 به انتها می رسد خواهم گفت چون طناب پیچان درازی

که انتهایش را در چنبره آخرینش نهان نمی کند

اما تو می گویی که ما عاشق بودیم

آری، اما تنها بخشی از ما عاشق بود

و باقی ِ ما می ماند

دونفر، آری

شعر چون طنابی به انتها می رسد

ترجمه: مینو شهرستانی

جک اسپایسر۱۹۲۵-۱۹۶۵

شاعر، نمایشنامه نویس امریکایی که کلید دوره ی تجدد ادبی و فرهنگی سانفرانسیسکو بود. وی در لس آنجلس متولد شد و بیشتر زندگی هنری خود را در سانفرانسیسکو گذراند. زمانی که نگارش را آغاز کرد به عنوان زبان شناس و ناشر شعر هم فعالیت می کرد. او در سال ۱۹۵۴ شش گالری معروف را تاسیس کرد که صحنه ی راه اندازی جنبش ادبی غرب در اکتبر ۱۹۵۵ بود. نظر اسپایسر از نقش زبان در فرآیند نوشتن شعر خلاصه می شد و دانش خود را در زبان شناسی نهادینه کرده بود. او در سخنرانی ها، ایده های خود را در جهت انتقال از خارج با مقایسه ی شاعر به عنوان دریچه ی نور از فضای بیرون برای مخاطبان در زبان شناسی ساختارگرا استوار می کرد. در واقع برخی از اشعار خود را با تحلیل زبان شناسانه ی مدرن همسو می نگاشت. وی در سال ۱۹۶۵ به علت اعتیاد به الکل جان سپرد و اشعار وی تا سال های ۱۹۹۵-۲۰۰۴ بارها جمع آوری و تجدید چاپ می شد.


 

A Book Of Music by Jack Spicer

Coming at an end, the lovers

Are exhausted like two swimmers.  Where

Did it end?  There is no telling.  No love is

Like an ocean with the dizzy procession of the waves’ boundaries

From which two can emerge exhausted, nor long goodbye

Like death.

Coming at an end.  Rather, I would say, like a length

Of coiled rope

Which does not disguise in the final twists of its lengths

Its endings.

But, you will say, we loved

And some parts of us loved

And the rest of us will remain

Two persons.  Yes,

Poetry ends like a rope.

کتاب موسیقایی

عشاق به پایان راه می رسند،

افسرده مانند دو شناگر

کجا به انتها رسید؟

  دیگر سخنی نیست

عشق نه چون اقیانوسی است که از مرز موج های  پر شکنش

 دو افسرده پیدا شوند،

نه چون وداعی طولانی چون مرگ

 به انتها می رسد خواهم گفت چون طناب پیچان درازی

که انتهایش را در چنبره آخرینش نهان نمی کند

اما تو می گویی که ما عاشق بودیم

آری، اما تنها بخشی از ما عاشق بود

و باقی ِ ما می ماند

دونفر، آری

شعر چون طنابی به انتها می رسد

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه