رفتن به بالا
  • چهارشنبه - ۲۰ آبان ۱۳۹۴ - ۰۸:۱۸
  • کد خبر : ۴۷۷۸
  • چاپ خبر : مجموعه شعر «شلوغ تر از باد» سلبی ناز رستمی

مجموعه شعر «شلوغ تر از باد» سلبی ناز رستمی

شلوغ تر از باد

شاعر: سلبی ناز رستمی 

ناشر:هنر رسانه ی اردی بهشت 

تیراژ: ۱۰۰۰ نسخه

تعداد صفحات: ۱۰۴ ص

———-

«شلوغ تر از باد» تازه‌ترین اثر سلبی ناز رستمی است که در قالب اشعار آزاد، در آینده ی نزدیک توسط انتشارات وزین «هنر رسانه ی اردی بهشت » منتشر می شود. ایجاد فضاهای شاعرانه -عاشقانه، اجتماعی و جنگ و…از عمده مسائل ریز ودرشت این مجموعه است که از تجربه های زیست شده و اندیشه ی این شاعر سرچشمه می گیرد. وهمین تجربه ، پیرنگ اشعارش را از فضا ،زبان ،حتا اندیشه ی متفاوتی برخوردار می کند.

۱

این روزها دیگر ،

قلاب هیچ ماهیگیری روز را از شب

شب را از روز بیرون نمی کشد.

این روزها ،

هر نسیمی که می وزد

کوچ ِپرنده ی گمنامی ست که شاخه ها را از یاد برده اند.

این روزها به آسمان هم شک می کنم 

آن هنگام که زمین ،

در شلوغی اقیانوس ها و

رقص ماهی ها گم می شود.

 

 این روزها به چه فکر کنم

به اسکلتی که هربار از سایه ی خود می ترسد

به پرنده ای که بال هایش کشیده می شود

روی کوهها ،

میان دره ها ؟!

 

این روزها ،

مرگ فقط یک پرنده ی غمگین است

که با بادها و

بادبادک ها ،

در بند بند شاخه ها می پیچد!

۲

بر می گردی

نه شبیه یک پرنده ی خیس بر شاخسارِ پر تشویش پرواز!

نه شبیه ترنم زنگوله ای ،

که بی نفس در گوش دنیا می نوازد.

 

بر می گردی

بی گمان شلوغ تر از هرچه باد و باران

و درختی که بی هیچ جوانه ای،

تب تند رسیدن می گیرد.

وعطری ،

که بی بازگشت و

بی عبور

رنگ می دهد به جایی که تو می آیی از کوچه ی روبرو!

 

بر می گردی

مثلِ لرزشِ آرام گندمزار ها

بر دستهای تکیده ی یک مزرعه ی دور

یا لرزیدن قطره اشکی و

ستاره ای ،

در چشمخانه ی باد!

نکند همان پرنده ای

که نم نم

از خوابم می گذری!

شلوغ تر از باد

شاعر: سلبی ناز رستمی 

ناشر:هنر رسانه ی اردی بهشت 

تیراژ: ۱۰۰۰ نسخه

تعداد صفحات: ۱۰۴ ص

———-

«شلوغ تر از باد» تازه‌ترین اثر سلبی ناز رستمی است که در قالب اشعار آزاد، در آینده ی نزدیک توسط انتشارات وزین «هنر رسانه ی اردی بهشت » منتشر می شود. ایجاد فضاهای شاعرانه -عاشقانه، اجتماعی و جنگ و…از عمده مسائل ریز ودرشت این مجموعه است که از تجربه های زیست شده و اندیشه ی این شاعر سرچشمه می گیرد. وهمین تجربه ، پیرنگ اشعارش را از فضا ،زبان ،حتا اندیشه ی متفاوتی برخوردار می کند.

۱

این روزها دیگر ،

قلاب هیچ ماهیگیری روز را از شب

شب را از روز بیرون نمی کشد.

این روزها ،

هر نسیمی که می وزد

کوچ ِپرنده ی گمنامی ست که شاخه ها را از یاد برده اند.

این روزها به آسمان هم شک می کنم 

آن هنگام که زمین ،

در شلوغی اقیانوس ها و

رقص ماهی ها گم می شود.

 

 این روزها به چه فکر کنم

به اسکلتی که هربار از سایه ی خود می ترسد

به پرنده ای که بال هایش کشیده می شود

روی کوهها ،

میان دره ها ؟!

 

این روزها ،

مرگ فقط یک پرنده ی غمگین است

که با بادها و

بادبادک ها ،

در بند بند شاخه ها می پیچد!

۲

بر می گردی

نه شبیه یک پرنده ی خیس بر شاخسارِ پر تشویش پرواز!

نه شبیه ترنم زنگوله ای ،

که بی نفس در گوش دنیا می نوازد.

 

بر می گردی

بی گمان شلوغ تر از هرچه باد و باران

و درختی که بی هیچ جوانه ای،

تب تند رسیدن می گیرد.

وعطری ،

که بی بازگشت و

بی عبور

رنگ می دهد به جایی که تو می آیی از کوچه ی روبرو!

 

بر می گردی

مثلِ لرزشِ آرام گندمزار ها

بر دستهای تکیده ی یک مزرعه ی دور

یا لرزیدن قطره اشکی و

ستاره ای ،

در چشمخانه ی باد!

نکند همان پرنده ای

که نم نم

از خوابم می گذری!

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه