رفتن به بالا
  • سه شنبه - ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ۰۸:۵۷
  • کد خبر : ۱۵۳۱
  • چاپ خبر : ۱۷ اردیبهشت زادروز پدر شعر حجم: یدالله رویایی

۱۷ اردیبهشت زادروز پدر شعر حجم: یدالله رویایی

پیوند

 

 و دستهای او
 نیروی نور بود
 نیروی نور با رمق دست های من
 بیدار شد حرارت شد
 خورشید شد سخاوت شد

(از مجموعه شعر از دوستت دارم ها)

یدالله رویایی

آغازگر و تئوریسین نگاه حجمی به  شعر معاصر فارسی است که توانسته در در طی چندین دهه فضای گفتمانی تازه چه در نقد و چه در شعر  ایجاد کند.  او فصل نوینی در ادبیات ماست که ارزش کلمات را بیش از دیگر شاعران به رخ مخاطبان و شاعران کشیده است.

۱۷ اردیبهشت زادروز این شاعر بزرگ است که سایت آوانگاردها به این بهانه شعری از مجموعه های نخستین او را منتشر می کند.

عکس ضمیمه از عکس های تقدیمی «مریم احسانی» به  شعر «پیوند» از شعرهای یدالله رویایی به مناسبت تولد اوست.

و شعری از یدالله رویایی:_MG_06562-copy

شب ، در گریز اسب سیاه
 یک صف درخت باقی می ماند
در چهار کهکشان نعل
 یک صف درخت
 بی شیهه می گذشت
رگ بریده ، دهان باز کرده و ریخت
 افق دراز
 دراز
 دراز لخته لخته ،‌ دراز مذاب
زنی در اصطکاک تاریکی
 به شکل تازه ای از شب رسید
 ستاره ای رسیده ، در ته خود چکه کرد
 صدایی ، از سرعت پرسید
کجا ؟
 کجا ؟
 اما جواب ،
 گذشتن بود
 و در گریز اسب سیاه
سرعت پیاده می رفت
سرعت ، ‌صف درخت بود
که می ماند

(از مجموعه شعر دلتنگی ها)

 

 

پیوند

 

 و دستهای او
 نیروی نور بود
 نیروی نور با رمق دست های من
 بیدار شد حرارت شد
 خورشید شد سخاوت شد

(از مجموعه شعر از دوستت دارم ها)

یدالله رویایی

آغازگر و تئوریسین نگاه حجمی به  شعر معاصر فارسی است که توانسته در در طی چندین دهه فضای گفتمانی تازه چه در نقد و چه در شعر  ایجاد کند.  او فصل نوینی در ادبیات ماست که ارزش کلمات را بیش از دیگر شاعران به رخ مخاطبان و شاعران کشیده است.

۱۷ اردیبهشت زادروز این شاعر بزرگ است که سایت آوانگاردها به این بهانه شعری از مجموعه های نخستین او را منتشر می کند.

عکس ضمیمه از عکس های تقدیمی «مریم احسانی» به  شعر «پیوند» از شعرهای یدالله رویایی به مناسبت تولد اوست.

و شعری از یدالله رویایی:_MG_06562-copy

شب ، در گریز اسب سیاه
 یک صف درخت باقی می ماند
در چهار کهکشان نعل
 یک صف درخت
 بی شیهه می گذشت
رگ بریده ، دهان باز کرده و ریخت
 افق دراز
 دراز
 دراز لخته لخته ،‌ دراز مذاب
زنی در اصطکاک تاریکی
 به شکل تازه ای از شب رسید
 ستاره ای رسیده ، در ته خود چکه کرد
 صدایی ، از سرعت پرسید
کجا ؟
 کجا ؟
 اما جواب ،
 گذشتن بود
 و در گریز اسب سیاه
سرعت پیاده می رفت
سرعت ، ‌صف درخت بود
که می ماند

(از مجموعه شعر دلتنگی ها)

 

 

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه


یک دیدگاه برای “۱۷ اردیبهشت زادروز پدر شعر حجم: یدالله رویایی”

  • به مناسبت تولد رویایی در ۱۷ اردببهشت

    منشور های چند وجهی فکر

    موضع کلمات در برابر زمان و نظام چرخشی آن ، استعداد تازه را برای بیان دریاف های همه ی منشور های چند وجهی آما ده می کند ، تا عناصر شعری در بافت عمودی تر کیب های ساختاری را از شکل طبیعی کلمه ها ایجاد کنند . و هارمونی یکدست پدیده ها در خلق و تکوین شعر و حتی در شکل گیری قطعه دخیل هستند .

    در قطعه ۹۵ و شعر های نظیر آن در لبریخته ها ، رویکرد شاعر به جانب کلمه ها در بافت عمودی شعر است . این قطعه اگر چه محدود و روال تکرار می گیرد ، اما اتفاقی است که در شاعر می افتد و در ارتباط با کل ساختار شعر به لحاظ درونی قابل بررسی است .
    وقتی جغرافیای شعر از دل شاعر بر می خیزد ، در دل مخاطبان خود راه باز می کند ، فراواقعی رابطه های دو گانه بین شاعر و خواننده ی شعر انتخاب را آسان می کند . اگر چه محتوای شعر در بعضی از شعر های رویایی در هیئت فرم که واقع می شود به صورت یک پلان رمزگونه ارائه می شود و راه ارتباط بسته می شود .

    سویی که نشسته در جستجوی اوی شما
    هفتاد تپنده ی تاریک را
    کاویده با سر انگشت این سو
    هر بار انگشت هایی
    دیوار های بی طی را آنسو آزرده اند
    لبریخته ها ۱۶۹

    آن چه از حقیقت شعر می آید ، عقل را به در یافت دنیای معانی اجسام منحصر می کند ، حضور معنا هایی که رازوارگی شعر رویایی را رقم می زند . حرکت اصولی به سمت تقرب استقرایی پیش می رود و زمینه ی روش شناختی شعر به شطح نزدیک می شود . شطحی که بر جان و زبان شاعر می افتد و در خیزش های افقی شعر رویایی اتفاق می افتند .

    در حالت عمیق عزیمت که سمت نیمرخ تو برابر نگهم ماند
    پرواز طوطیان
    جغرافیای صورت من را درهم ریخت
    دلتنگی ها ۲۱
    یا ”
    وقتی صدای نیمرخ تو پر های سبزطوطی را ناقوس می کند

    کلمه هایی که از سرنوشت تصویر ها انتخاب نمی شوند بلکه حضور معنا ها تقدیر ورود کلمات را در یک قطعه نشان می دهد . چرا که جهان نشانه های تازه ، در درون اشیا و روی راه ، و در روح پدیده ها قرار دارد . و شاعر سمت اندیشه ی زبان پارادوکسال عرفانی را در عرضه ی شعر از جهان اطراف به عرصه ی جلوه های مکرر می کشاند .
    تا معقولات قابل ادراک صورت های ذهنی خود را که از طبیعت اطراف دریافت می کند به ما بعد طبیعت گره بزند . و خواننده ی شعر با دهان سرخ به عقل سرخ ” سهروردی ” می رسد . و شاعر با چشم بصیرت که همان چشم معرفت است به ماورای واقعیت می رسد . و جغرافیای صورت او درهم می ریزد و حقیقت ماورایی عقل را شکار می کند تا پر های سبز طوطی را ناقوس کند .

    چه شاخسار سبزی روی زبان توست
    وقتی نسیم سرد دهان های سرخ
    با شاخسار سبز تو در بازی است
    لبریخته ها ۱۷۳