رفتن به بالا

اشعاری از دکتر نصرت الله مسعودی و یادداشتی بر حیات رندانه‌ی کلماتش

. . 1 چشم آیینه را می بندم رسما به کاهدان زده ام تا با رسنی سپید که زندانی ِ گردان ِ قویی مرده بود است کسی را که در من ترانه می خواند حلق آویز کنم. پاهای من کارشان از کفن ِ شکوفه ها وُ بوی تند ِ کافور وُ چلوار چنان گذشته است که خود تیزی تبر ِ خود اند. بگذار پیش از رسیدن به کاهدان به اندازه ی یک لحد برای تو گریه کنم و به وسعت ِ یک گورستان برای خودم. به دلت نیفتد این بغض من جای عقل وُ احساس را گم کرده ام 2 گریبانم را رها نمی کنم! آستر جیبم را هم باخته ...


پیشخوان

  • چند شعر از حسین عبدالوند، زبیده حسینی، شجاع گل ملایری

    شعری  از حسین عبدالوند فقدان بی چیز نمی شود ماند نمی شود رفت صدا به صدا که می رسد چیزها می گریزند از حرف از معلوم! دور می شوند دور! تا کمی بعد از مرگ به غیاب به «بی»های مشترک یکی از چیزهاست «بی» نه از حضور سر در می آورد نه در غیاب تمام می شود پیش تر می رسد زودتر می رود «بی»نمی رود به حرف بی زرد نمی شود رفت به پاییز بی درخت به جنگل بی زن به ...
  • از اندوه نور(شعر دیگر): خشایار فهیمی، سعید اسکندری، داریوش کیارس، فرزانه رضایی،

    دو شعر از خشایار فهیمی (...) با سمتِ از اشاره گرفتم: آن    که می رود از دستِ می رود    می رود. (...) چقدرِ چگونه زیبا! لهجه ی جسمِ تو، دهانِ یکتای شب بود یک بار ردای عزیز، حنجره شد و خواند: با من  هر بار عریان تر است -عینِ صدای دستِ او وقتی بر حاشیه ام می ریزد. دو شعر از سعید اسکندری (خیانت) سرریز سردِ نقره بر قصیده ی یال اسب شب است و ...
  • خوانشی کوتاه بر شعر بلند «عطا» سروده شعیب میرزایی/ عثمان هدایت

    عصیان و رجعت نوستالژیک   یکی از مشخصه های شعر نو (کُردی)، تعهد شاعر به بیان مسائل اجتماعی است، این تعهد، او را وا می­دارد که در برابر مسائل، موضع گرفته و احساس شاعرانه­ ی خود را دستمایه نقد و بازاندیشی کند. او موضع گیری خود را در قالب شخصیت اصلی راوی، نشان می دهد. موضع گیری­ ای که بن مایه ­ی آن دیدگاه­ ها، احساسات و گرایشات او را در بردارد. این موضع گیری ممکن است به ...
  • چند شعر کوتاه از بهزاد بهادری

    (...) از کجا از کجا که عاشق موش کوری نباشم مومن به زیبایی جفت­ اش با دو چشم بسته از کجا (...) از دچار تو خسته ام حوصله ­ام باش ای واحه ­ی من در کنار تو کنار می آیم با کنار رفتن از کنار تو حتا (...) چون آرامِ آرام  دور می شود سخت نیست تحمل جدایی سخت نیست برای لاک­پشت (...) لاک­پشت وارونه هنوز منتظر است کسی بیایدوُ برگرداند ...
  • مجموعه شعر «یأس فلسفی یک اسب» سروده احمد بیرانوند

    «یأس فسلفی یک اسب» مجموعه شعریست به قلم «احمد بیرانوند» که در آذر ماه ۱۳۹۸ در حدود صد صفحه به چاپ رسیده است. این کتاب مجموعه شعرهایی کوتاه است که به تجربه هایی از موسیقی، ریتمِ معنا و تصویر برمی گردند. شاعر در این کتاب به دنبال مسیری تجربی میان شعرِ کوتاه، طرح، هایکو و شعر حجم بودهاست. مجموعه ای مستقل که بتواند ظرفیتهای تازهای از فرم و زبان را تجربه کند. این کتاب، با ...
  • دو شعر از فرناز جعفرزادگان

    شعر اول جادو می کند عبور در ایستادن حرف به قامت پیامبری از جنس واژه من باکره گی ماه در گر گرفتگی دشتانم وقتی که در نجابت غروب مار ها می خزند در آستین مارهایی که می خواهند عصا شوند تا ما را به قدم هایی نامرئی برسانند دیگر اعتمادی به راه نیست باید به چشم هام ایمان بیاورم شعر دوم: درد  واپسین واژه بود  در قلمرو تن  که آغاز را  با شراره های شر می ...
  • نگاهی به مجموعه شعر«خلسه در رود- خانه» /راضیه موسوی

    نگاهی به مجموعه شعر «خلسه در رود- خانه» راضیه موسوی خلسه در رود-خانه نام مجموعه شعر احسان براهیمی ست که  در سال ۹۷، توسط نشر آوای کلار در ۱۰۷ صفحه و ۹۹ شعر به چاپ رسیده است. مجموعه­ ای­ست خیال­ انگیز، پر از تصاویر و تشبیهات با زبانی استعاری و گاهاً شیوه ه­ای خاص در نوشتار که همین­ ها باعث دوری از ساده­ گویی و عمق بخشیدن به اثر نیز شده است. شاعر در انتخاب واژگان، دقیق ...
  • «مرد لال» داستانی از شروود اندرسون ترجمه: فرناز رحیم‌خراسانی

    «مرد لال» داستانی از شروود اندرسون ترجمه: فرناز رحیم‌خراسانی داستانی هست-نمی‌توانم بگویم-چه بگویم. داستان را تقریباً فراموش کرده‌ام. اما بعضی وقت‌ها یادم می‌آید. داستان درباره سه مرد درون خانه‌ای در یک خیابان است. اگر می‌توانستم کلمات را به یاد بیاورم، داستان را سر می‌دادم. آن را در گوش زنان و مادران نجوا می‌کردم. در خیابان‌ها می‌دویدم و بارها ...
  • «شا باجی خانم» داستانی از مریم اسدزاده

    شا باجی خانم نوشته: مريم اسدزاده شا باجی خانم داشت از فشار قبر و تاریکی و تونل و باد یخ قبل از آتیش جهنم حرف می زد . مادر جانم دستاشو گذاشته بود رو دو تا گوشام تا نشنوم . بنده ی خدا دلش نیومد درست فشار بده . صدای شا باجی خانم توی گوشم می پیچید . انگار که یه قیف سر گشاد توي  دهن شاه باجی جان بود و سر باریکش تو گوش من : وا ! راضیه خانم ! چرا گوش طفل معصوم رو گرفتی ؟ از خواب ...
  • انتشار «رساله‌ی ماشینِ مُجَرَد» نوشته: رضا خان بهادر

    رساله‌ی ماشینِ مُجَرَد، تازه‌ترین مجموعه شعر رضا خان‌ بهادر توسط نشر سیب سرخ چاپ شد. این مجموعه شامل دو بخش با نام‌های دفتر اول: عدد پیر (بیست و دو شعر) و دفتر دوم: بیوه‌ی کلمه (شعرهای کوتاه‌‌ _ دوازده شعر) است. این کتاب بعد از سه مجموعه شعرِ قبرهای دست دوم (نشر شانی) الفِ استخوانم موریانه زد (نشر هشت) و من آن مرد با اسب آمد هستم (نشر روناک،هلند) چهارمین مجموعه ...

آخرین یادداشت ها