رفتن به بالا

شعر آزاد/ نگین فرهود، افروز کاظم زاده، مهناز خوشنامی، رضا روزبهانی

. . . . . . . . . پیش‌گویانی که بشارت برهنگی دادند انگار آنها هم نمی‌دانستند که ما دانه‌های انگوری هستیم که اگر زمانی خاکمان کنند به شکل بطری‌های ودکا از دل مستی سر برمی‌آوریم سنگمان زدند و شکستیم بر و بازومان صیقل‌تر شد اما سنگین‌تر شدیم گلوله‌مان زدند تا بمیریم از خونمان دشتی پر از لاله سر برآورد رنگین‌تر شدیم "از خون جوانان وطن لاله دمیده"تر و به قول اسماعیل: "خون که بریزد تازه جریان پیدا می‌کند" جوباری می‌شود اگرچه خرد اما منتهی به ...


پیشخوان

  • چند شعر از: آیلین فتاحی، محمد علی حسنلو، بهمن ساکی و الهام حیدری

    آیلین‌ فتاحی ۱ عقربه باور متروکی ست برای زمان وقتی صبح از ضربه ی پلکِ تو می افتد روی گونه ام نور بوسه می شود حالا که نیستی عبورِ وقت  مقاومت است از سقف خانه ام روز  می رود  سال ها  رد پاهایت از هوشیاری ام گذر نمی کند  در غیاب تو همه چیز بلعیده می شود وچای بعد ازظهر  با حبه ایی از خیال زمستانی ست که از دهان می افتد ۲ جهنم از ...
  • شعر کوردستان: پرویز ذبیح غلامی، یونس رضایی، شعیب میرزائی

    پرویز ذبیح غلامی ترجمە: فاتمە فرهادی 1) در مرده شورخانه همه چیز برق میزند هم گلوله ی توی جمجمه ام هم آوازهای مرده شور . (2) در می زنم در را به روی خودم باز می کنم خودم را به خانه تعارف می کنم سرم را روی شانه ی خودم می گذارم و گریه می کنم ... نمی دانم خبر مرگ چه کسی با من است؟ (3) هر شب از تلویزیون بیرون می آید در رویای قالی ها مین می کارد و در تنهایی ...
  • بهزاد رحیمی، ابراهیم احمدی نیا، بهزاد کردستانی، عادل اعظمی

    دو شعر از:  بهزاد رحیمی ترجمه : شروین پیرجهان 1 عروس باران سوگ وار مرگ خویشم مثل اشک در هم شکسته ی  عشق . چشم انتظار فصل سیاه  گرد و خاک است افتاب اسمان   زندگی . فریاد "با پیشک " * باران ساکت است چشم انتظاری چشم انتظار  مرگ  است . 2 روز را چید افتاب راه هم ایستاد تا گم شوم . *باد قبل از باران سە شعر از ...
  • از شعر / یادداشتی از علیرضا مطلبی

    از شعر / یادداشت علیرضا مطلبی اعتبار و زیبایی هر شعری به‌قدر حرف‌هایی‌ست که برای نگفتن دارد. حتا کامل‌ترین و مسحورکننده‌ترین شعرها، ناقص‌ترین‌اند چرا که به مخاطبِ خلاق اجازه‌ی کامل شدن‌شان را می‌دهند و از دیکتاتوری متنی و غالبی از پیش آماده(حتا در شعر آزاد، به نسبت هر شعرِ یک شاعر) گریزانند. وقتی سطرها به اکران برسند، می‌توان از زوایای مختلفی به هر کارکتر ...
  • با مشتی ماه در فکِ پنجره: مجموعه شعر زلما بهادر

    با مشتی ماه در فکِ پنجره، مجموعه شعری از زلما بهادر است با شعرهایی‌ از دهه هشتاد و نود که برای اولین بار در این مجموعه منتشر شده‌اند. نشر سیب‌ سرخ برای معرفی این‌ مجموعه خوانشی‌ جمعی از چند منتقد بر اشعار زلما بهادر را ارائه می‌دهد: مولف با اقتصاد شدید کلمه ها اشاره هایی به ماهیت زبان داشته و این توفیق را پیدا کرده که به درون ذهن خواننده نفوذ کند. مخاطب تیزبین شعر ...
  • سه شعر از حسین مدل و سمت غیاب (یادداشتی بر شعر مدل)

    سه شعر از حسین مدل ۱ شب بود و مشتی تابستان پوستم را شبیه سرخ کرده بود و بی سایه می دویدم       به سمتِ زود لبِ پرنده ای در هوا صدای خسته ام را صید کرد و به نفرینِ کسی دچار شدم که دست هاش      از دیر مرده بود ۲ در دل ام کبوتری است که بالهایش گیر کرده         به غم هام و در دلم سوخته شعور پرواز و         ...
  • چند شعر از حسین عبدالوند، زبیده حسینی، شجاع گل ملایری

    شعری  از حسین عبدالوند فقدان بی چیز نمی شود ماند نمی شود رفت صدا به صدا که می رسد چیزها می گریزند از حرف از معلوم! دور می شوند دور! تا کمی بعد از مرگ به غیاب به «بی»های مشترک یکی از چیزهاست «بی» نه از حضور سر در می آورد نه در غیاب تمام می شود پیش تر می رسد زودتر می رود «بی»نمی رود به حرف بی زرد نمی شود رفت به پاییز بی درخت به جنگل بی زن به ...
  • از اندوه نور(شعر دیگر): خشایار فهیمی، سعید اسکندری، داریوش کیارس، فرزانه رضایی،

    دو شعر از خشایار فهیمی (...) با سمتِ از اشاره گرفتم: آن    که می رود از دستِ می رود    می رود. (...) چقدرِ چگونه زیبا! لهجه ی جسمِ تو، دهانِ یکتای شب بود یک بار ردای عزیز، حنجره شد و خواند: با من  هر بار عریان تر است -عینِ صدای دستِ او وقتی بر حاشیه ام می ریزد. دو شعر از سعید اسکندری (خیانت) سرریز سردِ نقره بر قصیده ی یال اسب شب است و ...
  • خوانشی کوتاه بر شعر بلند «عطا» سروده شعیب میرزایی/ عثمان هدایت

    عصیان و رجعت نوستالژیک   یکی از مشخصه های شعر نو (کُردی)، تعهد شاعر به بیان مسائل اجتماعی است، این تعهد، او را وا می­دارد که در برابر مسائل، موضع گرفته و احساس شاعرانه­ ی خود را دستمایه نقد و بازاندیشی کند. او موضع گیری خود را در قالب شخصیت اصلی راوی، نشان می دهد. موضع گیری­ ای که بن مایه ­ی آن دیدگاه­ ها، احساسات و گرایشات او را در بردارد. این موضع گیری ممکن است به ...
  • چند شعر کوتاه از بهزاد بهادری

    (...) از کجا از کجا که عاشق موش کوری نباشم مومن به زیبایی جفت­ اش با دو چشم بسته از کجا (...) از دچار تو خسته ام حوصله ­ام باش ای واحه ­ی من در کنار تو کنار می آیم با کنار رفتن از کنار تو حتا (...) چون آرامِ آرام  دور می شود سخت نیست تحمل جدایی سخت نیست برای لاک­پشت (...) لاک­پشت وارونه هنوز منتظر است کسی بیایدوُ برگرداند ...

آخرین یادداشت ها