رفتن به بالا

اشعاری از دکتر نصرت الله مسعودی و یادداشتی بر حیات رندانه‌ی کلماتش

. . 1 چشم آیینه را می بندم رسما به کاهدان زده ام تا با رسنی سپید که زندانی ِ گردان ِ قویی مرده بود است کسی را که در من ترانه می خواند حلق آویز کنم. پاهای من کارشان از کفن ِ شکوفه ها وُ بوی تند ِ کافور وُ چلوار چنان گذشته است که خود تیزی تبر ِ خود اند. بگذار پیش از رسیدن به کاهدان به اندازه ی یک لحد برای تو گریه کنم و به وسعت ِ یک گورستان برای خودم. به دلت نیفتد این بغض من جای عقل وُ احساس را گم کرده ام 2 گریبانم را رها نمی کنم! آستر جیبم را هم باخته ...


پیشخوان

  • دو شعر از ری را جویباری

    ری را جویباری چاپ مجموعه شعر :«چند لحظه زندگی» 1389 مجموعه های در دست چاپ:«گفتم غریبه ام» و «خدا را به شاتوت های خانه پیوند زده ام» شعر اول:   خیابان قد و نیم قد چشمانم  شبیه مسلولی است  که جاری رگانش  به میهمانی شش ها و ریه هایش رفته اند  و من!  این دخترک بازیگوش پای میز این روزهایش نشسته  شبیه گاری چی جوان قهوه ی ترک را  می... ... خواند  به استعاره از تویی ...
  • دو شعر از شهرام شهیدی

    شهرام شهیدی طنزنویسی از سال 1370 در مجلات و روزنامه های کشور عضویت در هیات تحریریه هفته نامه و ماهنامه گل آقا چاپ شعر در مجلات ادبی کشور از سال 1380 چاپ کتاب طنز"شیوه های کسب درآمد"توسط انتشارات نشر شهر در سال 1388 از سری کتاب های کتاب مترو چاپ مجموعه داستان " گوزن ها با چشم باز می خوابند " توسط انتشارات اتاق آبی در سال 1389 و ... شعر اول: تن ها     شمیرانده از پیچ تن هات ...
  • شعر آزاد و آوانگاردها

                    شعر بعد از نیما برای ادامه ی حیات خود، فرم  و ساختارهای متفاوتی را تجربه کرده است که شاعران را به درک های نو و دریچه های تازه تشویق کرده است. در این سایت بخش هایی از این تجربه ها در قالب و عناوین متفاوتی چون: شعر در وضعیت دیگر، غزل پست مدرن، فتو شعر، شعرحجم، زنان پیشرو، شعر جهان مطرح شده اند که مطئنن شامل تمام تجربه های پسانیمایی نمی شود و اکثرن بعد از ...

آخرین یادداشت ها